جوان روستایی امروزی که نیمهشهری و مدرن شده است، باید بتواند در عین جهانیشدن، اصالت خودش را همچنان حفظ کند و این کار دشواری است که گروههای فرهنگی روستایی به عهده دارند. یکی از این گروهها پایگاه بسیج «انصار الزهرا (س)» در روستای احمدآباد از توابع شهرستان مبارکه است
خالهام راوی داستانهای کودکیام است. البته نه آنکه تعریف کند بچگیام چطور گذشته؛ خاله از لحظهلحظه قد کشیدنم عکس دارد.
نشست خبری پانزدهمین جشنواره فیلم فجر اصفهان روز گذشته در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.
مدتی پیش مستند «بذر امید» در حوزه هنری واقع در گذر سعدی اکران شد.
تکاندهنده بود. دیدن گریه خانم گلآبادی دلم را لرزاند و ته چشمهایم را سوزاند.
«ایران» از جمله مفاهیمی است که بسیار در فیلمها و سریالها به آن پرداختهشده. اگر سری به آرشیوها بزنیم، سکانسهای متعددی از نمایش عرق ملی، وطندوستی و میل به خاک خواهیم یافت که هرکدام از زاویهای موضوع را بررسی کردهاند …
از آن عکسهای ریشهدار است. از آن عکسها که خیره میکند آدم را. از هر طرف چشم میاندازم و یک کنج عکس را میگیرم که برسم به قلبش، امید است که شُره میکند.
«حسین بن علی» تنها نامی در میان نامهای عالم خاکی نیست؛ بلکه آینهای است که خورشید حقیقت را در خویش متجلی ساخته.
مستند «کیپاپ» به کارگردانی علی کوثری یکی از اولین اکرانهای خود را در اصفهان و به همت فرهنگسرای رسانه شهرداری برگزار کرد.
از روزی که اسباببازیها در جعبه سیاه جان گرفتند، به حرف افتادند و یک زندگی واقعی در دنیای بچهها آغاز کردند، باید میفهمیدیم اسباببازیها تنها برای بازی و سرگرمی نیستند.
«رفیق بازی» کار نویی بود در اصفهان. شیوه جدیدی برای معرفی قهرمانانی از جنس شهدا. «رفیق بازی» توانست از همه کارهای تکراری و کلیشههای خستهکننده و دههشصتی در معرفی شهدا فاصله بگیرد …
« [حاج احمد کاظمی میگفت: اول خودتان را آماده کنید. خودتان را آماده بکنید یعنی چی؟ یعنی یک شهید خرازی باشید، یعنی یک شهید باکری باشید. دلتان را گرفتار این پیچ و خم دنیا نکنید. این پیچ و خم دنیا انسان را به باتلاق میبرد و گرفتار میکند. از آن هم نمیشود نجات پیدا کرد.]»