ترس از گرسنگی ریشه به جانش زده بود. نوزاد را لحظهای از خودش جدا نمیکرد. هرچه یوما دست بر سرش میکشید و خواهش میکرد، فایده نداشت.
آذرماه بود که چشممان به بنرهایی در سطح شهر با عنوان «24هزار و من» افتاد و توجهها را به خود جلب کرد.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی گفت: حضور همزمان مادر و کودک در اعتکاف، ابتکاری بسیار زیباست که الگوی سوم زنان را محقق میکند.
یکیدو سال قبل از دوران تلخ فراگیری ویروس کرونا بود که در مسجد امیرالمؤمنین(ع) معتکف شدم و قدم در مسیری گذاشتم که هیچ تجربه مشابه دیگری تا به امروز برایش متصور نیستم.
مدرسه خلوت بود و ساکت. ساعت یکونیم بعدازظهر پنجشنبه؛ کلاس جبرانیِ دو روز تعطیلی بیگازی. صدا فقط از یک کلاس میآمد بیرون و گَهگاهی به دفتر هم میرسید.
روستای اصفهک که در بخش دیهوک شهرستان طبس و در استان خراسان جنوبی قرار دارد، پس از زلزله ویرانگر سال ۱۳۵۷ طبس که باعث تخریب بخشهای وسیعی از این منطقه شد، با چالشهای فراوانی مواجه شد.
چند روز پیش با تابلوی جدید و جالبی مواجه شدم: چهارراه استاد ظریفی اصفهانی. از آنجا که این چهارراه در گذشته نام شخص بر خود نداشت و «دشتستان» خوانده میشد، کمی تعجب کردم.
این روزها در میان بازار شلوغ و سردرگم دنیا، وسط اخبار خوش و ناخوشی که از گوشه و کنار شنیده میشود، از ادامه کشتار مردم مظلوم غزه و سیاهی آتشی که بر خیابانهای کالیفرنیا به جاماند تا ذرات معلق در هوا که نفسهایمان را تنگ کرده و قیمتهایی که جانمان را به لب رسانده، ماه رجب رسیده است …
نوجوان که بودم، زندگی رنگ و بوی دیگری داشت. ایام اعتکاف که میشد، کولهبارم را جمع میکردم و راهی مسجد میشدم؛ آنهم عموما مسجدی که به خانهمان نزدیک باشد، تا بتوانم در پایان هر روز یکی دونفر از اعضای خانوادهام را ببینم.
هنر خوشنویسی بهعنوان یکی از اصیلترین جلوههای فرهنگی و هنری ایران، همواره جایگاه ویژهای در ترویج مفاهیم دینی و فرهنگی داشته است.
عطیه خیلیوقتها برایم از گروهشان تعریف میکرد؛ از کارهای جالبی که با همفکری دوستانش انجام میدادند، از زمان انتخابات و فعالیتهای فرهنگیهنریشان تا مناسبتهای مذهبی و برنامههایشان.
تاریخ ایران باستان را که نگاه میکنیم، پر است از جشنهای کوچک و بزرگی که در فصول مختلف سال برگزار میشده است.