نشست خبری سی و چهارمین دوره جشنواره بین المللی فیلم های کودک و نوجوان با حضور دبیر جشنواره صبح امروز در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی اصفهان با حضور اصحاب رسانه برگزار شد .
آئین رونمایی از پوستر سی و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان امروز پنجشنبه یکم مهرماه با حضور شهردار اصفهان و دبیر سی و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان برگزار شد.
عقیدهای منسوخ وجود دارد مبنی بر اینکه سینما چیزی جز حاصل کیفیات بصری و صوتیاش نیست و فیلم را میتوان تنها به واسطه آن چیزی که روی پرده دیده و شنیده میشود قضاوت کرد. چنین عقیدهای، انفعالات یک فیلم را تنها به کیفیات بصری و صوتی محدود میکند و قابلیتهای تماشاگران برای ادراک حسی را نادیده میگیرد. قابلیتهایی که مستقل از امور ادراکشدنی فیلم است و بدین لحاظ انفعالات سینمایی قوایی از فیلم است که از خصوصیات بصری و صوتی آن فراتر میروند. این واقعیت که شرط ضروری برای کیفیات زیباییشناسانه فیلم، وجود عنصرهای خوشترکیب بصری است، به این معنا نیست که هر گونه خصیصه زیباییشناسانهی ویژهای اساساً از راه یک یا چند عنصر بصری فراهم میآید.
یاسمن دادخواه، مسئول برگزاری نمایشگاه نقاشی «موزه را از نگاه من ببینید»، درباره ایده شکلگیری آن میگوید: «به دلیل اینکه تحصیلات من مرتبط با بناهای تاریخی است، این فلسفه ذهنی در من به وجود آمد که بچهها را بیش از پیش با بناها و فضاهای مرتبط با میراث فرهنگی آشنا و مرتبط کنم، درعینحال، من عضو داوطلب انجمن اتیسم بودم و اولین اقدامی که در این خصوص انجام دادیم، این بود که سال گذشته برنامهای برای بازدید بچههای انجمن اتیسم از موزه هنرهای تزئینی فراهم کردیم؛ چراکه من میخواستم درحد توان این فرهنگسازی را انجام داده و نشان دهم که آمدن و بازدیدکردن از موزهها و فضاهای تاریخی صرفا مخصوص خانوادههایی نیست که فرزندان عادی دارند و همه از جمله کودکان و نوجوانان اتیسم نیز باید بتوانند از این فضاها استفاده کنند.»
«نه آویز برای خانه صفوی» عنوان نمایشگاه دیگری از مجموعه نمایشگاههای آرت پروژه است که به ارائه آثاری از «حسین تحویلیان» پرداخته و حس نوستالژیک مکانهای قدیمی را درکنار ذهنیت او از نگارههای صفوی و تلفیق سمبلیک آن با رخدادهای امروز جهان نمایش میدهد. حسین تحویلیان درباره آرت پروژه و اهداف آن میگوید: «دوره تخصصی آرت پروژه افرادی را که بهصورت نیمهحرفهای آموزشهایی را از راههای مختلفی گذرانده و یا دانشگاه رفته و مدارک هنری دارند، اما نتوانستهاند آموزش خود را تکمیل کنند و مانند یک هنرمند حرفهای فعالیت کنند و روی پای خودشان بایستند و به عبارتی به خودکفایی درونی دست یابند، جذب میکند، البته بسیاری از هنرمندان که حتی با برگزاری چند نمایشگاه احساس کردند که باید وارد وادی یک جریان هنری شوند نیز شامل این گروه هم میشوند.»
احتمالا آن چکمهپوش با شنل سیاه بر دوش که در گرگومیش خاکستری پیش از غروب یکی از روزهای شهریور 20، در بیشهزارهای ساحل زایندهرود دیده شده بود که بهآرامی قدم میزد و در سیاهی شب گم شد، رضاخان نبود. آن مردمی هم که او را دیده بودند، رضاخان را ندیده بودند، کسی شبیه خودشان را دیده بودند که کمی هم شبیه رضاخان بود. شایعاتی که در میان مردم اصفهان دهان به دهان میگشت، تنها تا پیش از این اطلاعیه کوتاه در روزنامه اخگر، شایعه بود و پس از آن دیگر خیلیها به دنبال آن چکمهپوش میگشتند. اطلاعیه از این قرار بود:
جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۱۳۶۱ تاکنون طی ۳۳ دوره برگزار شده که ۲۰ دوره از آن در شهر اصفهان، ۶ دوره در شهر تهران، ۵ دوره در شهر همدان و یک دوره در شهر کرمان برپا شده است. دوره آخر این جشنواره نیز به دلیل شرایط متأثر از پاندمی کرونا ، بهصورت همزمان در تهران، اصفهان و در قالب مجازی و حضوری برگزار میشود. این دوره که سی و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان است با مشارکت سازمان سینمایی، بنیاد سینمایی فارابی و شهرداری اصفهان، از 16 تا 21مهر ۱۴۰۰ در دو بخش مسابقه ایران و مسابقه بینالملل برگزار خواهد شد.
«اگر میخواهی نقاش باشی باید به باطن اشیا راه پیدا کنی. تا وقتی اسیر صورت هستی فقط یک مقلدی و نقاش نیستی. باید سیرت را بشناسی.» این جمله پدری است به فرزندی که آوازه هنرش از کوچههای محله پشت بارو تا آنسوی سپاهان و این سرزمین شنیده شد و «چرچیل» و «روزولت» و «چیانک کایشک» را به ستودنش واداشت. قلم قدرتمند و سحرآمیز استاد «حاجمحمدحسین مصورالملکی» بر هیچ صاحب ذوقی پوشیده نیست و تابلوهای تخت جمشید، جنگ نادرشاه و فتح هند، شکست محور و پیروزی متفقین، شیخ صنعان و دختر ترسا، چوگانبازی در میدان نقشجهان، مجنون، مسجد خیالی و تابلوی جشن حیوانات، بخشی از آثار بیشماری است که دستان شگرف استاد مصور الملکی به جهان هدیه داد و اثبات کرد که نقاشی ایرانی ریشه در تاریخ دارد و هنرمندان سپاهان همواره از غنیترین ایدهها برای خلق آثار خود بهره جستهاند.
سفه است، یکی با زبان در آن حوزه، مفهومپردازی میکند و دیگری با تکنیک، تصویرسازی میکند. حال سینما را تصویر واقعیت یا واقعیت تصویر بدانیم در اینکه ما با پدیدهای مواجه هستیم که همه پدیدهها را در خود دارد و ابزار ارتباطی بسیار گستردهای است شکی نیست.» عیدی تصریح کرد: «تجربه تمامعیار، بلوغ خودجوش توانایی رشد تجربی یک فرایند مستمری است که جهان را تابع خودکرده امکانات و ظرفیتهای جدیدی برای مخاطب ایجاد میکند و اتفاقا سینما جزو هنرها یا بیش از همه هنرها امکان تجربه تمامعیار برای مخاطب خود فراهم کرده است؛ کما اینکه تمام پویشهای اجتماعی فرهنگی از دهه هشتاد به این سوتر از سینما آغاز شد، پس چرا نباید به سینما اندیشید.»
فیلم با جشن تولدی گروهی شروع میشود. مردی که هفتاد و پنج ساله شده است و جوانترهایی که به دیدنش آمدهاند. توضیح کوتاهی میآید که: این فیلم نگاهی دارد به زندگی دکتر داریوش نوروزی از استادانِ برجسته رشته نوپای تکنولوژی آموزشی در ایران.داریوشِ هفتاد و پنج ساله در اتوبوس نشسته تا به همدان و خانهی کودکی برسد. کوچهای در همدان «شوقِ روزگارِ کودکی» است و داریوشِ هفتاد و پنج ساله آمده تا دوباره خانه و خاطرههای کودکی را پیدا کند. شاید آمده تا داریوشِ هفت ساله را ببیند. او در کوچهی کودکی ایستاده و از درختها و درِ خانه فیلم میگیرد. چرا فیلم میگیرد؟