فهمیدنیترین زبان برای مردم، زبان قصه است و اگر کسی بخواهد با مردم سخن بگوید و اراده آنها را به صحنه بیاورد، بهناچار باید به سراغ استعاره و اسطوره و قصه برود.
در قبال فرهنگ، مهمترین امری که باید موردتوجه باشد، استعدادش برای توخالیشدن است! اتفاقا در لحظاتی که فرهنگ بسیار متعالی میشود، توخالی میشود.
نمیدانم شما انیمیشن «پاکوچولو» را دیدهاید یا نه؟! «پاکوچولو» داستان موجوداتی افسانهای است که سالها با دانستههای اشتباهیِ خودشان زندگی خوبی داشتند.
شهر چگونه ممکن میشود؟ ما چطور از روابط خانوادگی یا دوستیهای قبیلهای به روستا میرسیم و بعد چگونه از روستا به شهر؟ یکجانشینی، انبوهشدن آدمیان، بهکارگیری مصالح نو، ساخت راه، عرضه و تقاضا و… کدامیک، شهربودن را ممکن میسازند؟
فرهنگ شهروندی را عموماً با اخلاق شهروندی میشناسند. کمککردن عموم شهروندان به یکدیگر از جمله کنشهای اخلاقی برسازنده این حوزه است. شهر زنده را با یاری و مساعدت شهروندان در حق یکدیگر میتوان شناخت.
در پی رسیدن به مفهوم شهر زندگی، چهار لایه تعریف شده است: لایه نخست، زیستپذیری است که مسائل سطحی و حداقلی از موارد لازم جهت زیست انسان را شامل میشود …
مشاغل مختلف در جهان امروز در حال تغییر بوده و مشاغل مرتبط با مغز، بر مشاغل نیازمند قدرت بدنی، در حال غلبه است.
یکی از مسائل شهر اصفهان، یافتن نسبت بین شهر و حوزه فضای مجازی یا سایبری است. در این شرایط لازم است تاریخ شکلگیری و نحوه نمو شهر اصفهان را بشناسیم و از این مسیر به افق شهر هوشمند نگاه کنیم و بعد ببینیم از پس شهر هوشمند، باید چه چیزی را انتظار بکشیم.
در مجلد اول فصلنامه روایت اصفهان لیلا مقیمی در گزارشی، سیاستگذاریها و راهکارهای مختلف و متنوع شهرداری اصفهان در زمینه حملونقل عمومی را در طول سالهای گوناگون بررسی کرد.
در شماره سوم و چهارم فصلنامه روایت اصفهان در پروندهای بهطور مفصل به موضوع فرونشست اصفهان پرداخته شده بود؛ واقعیتی كه دیگر كسی نمیتواند آن را انكار كند.
در مجلد دوم فصلنامه روایت اصفهان، خلقیات مردم اصفهان و عوامل شکلگیری آن در پروندهای موردبررسی قرار گرفت. چند ماه قبل نیز انتشار یادداشت یکی از اساتید دانشگاه درباره خلقیات مردم اصفهان با واکنشهای متفاوتی همراه شد.
شهر، محل جریان زندگی مردمانش است، مردمانی که بنا به نیازها، آرزوها و یا اتفاقات در هر دوره تغییرات ریز و درشت در شهر رقم میزنند.