«اگر چند روز پیش، آن اتفاق نیفتاده بود، تخریب مسجد تا گنبد پیش میرفت!» این، بخشی از روایتهای دکتر عبدالله جبلعاملی، اســـــتاد پیشکسوت مرمت و معماری است از آن روزهای اسفند سی و شش سال پیش؛ وقتی موشک بعثی، زخمی بر صورت مسجدجامع عتیق اصفهان انداخت و قلب شماری از علاقهمندان میراث فرهنگی دنیا را به درد آورد. جبلالعاملی در لایو اینستاگرامی صفحه اداره کل میراث فرهنگی استان (@Isfahan_cthh)، از اتفاقات یک هفته منتهی به زمان اصابت موشک و اقداماتی که برای مرمت و حفاظت از این میراث ارزشمند در آن سالها به کمک گروه ایتالیایی ایزمئو انجام شده بود، روایت کرد. منتخب این گفتوگو را میخوانید.
«محمدعلی ساعی اصفهانی» سیام مهرماه 1336 در محله جویباره اصفهان متولد شد و از دوران کودکی چکش و قلم در دست گرفت و هنری را ادامه داد که پیشینیانِ او از دوران هخامنشی آغاز کرده و در طول تاریخ ادامـــــه داده و به کمال رساندهاند. ساعی و بیش از نیمقرن است که بسان عاشقی پرشور در هنر قلمزنی میسازد و میپردازد و همچنان عشق و امید را لازم و ملزوم میداند و بر این باور است که بر اثر صبر نوبت ظفر آید.
دو تفاهمنامه شیرازی این هفته به نام تختفولاد اصفهان امضا و جریان همکاریهای تازهای میان دو رأس مثلث طلایی گردشگری ایران آغاز شد. مدیران سازمان فرهنگی شهرداری اصفهان و مجموعه فرهنگی، مذهبی و گردشگری تخت فولاد عازم شیراز شدند تا در اولین قدم از مرحله دوم برنامه پنجساله تدوین شده برای مهمترین آرامستان تاریخی اصفهان، رشته همکاریهایی میان تختفولاد و دارالسلام و تختجمشید تعریف کنند. در گزارش پیش رو به این سفر و گفتوگوهای انجامشده و انتظاراتی که از این همکاریهای ملی در حوزههای فرهنگی، میراثی و گردشگری داریم، پرداختهام.
«فرهنگ سلامت» بیشتر از آنکه فکرش را بکنید، در جامعه ما مظلوم است کافی است کمی به زندگیهای معمول جامعه و برآیند سلامت جسمی و روانی شهروندانی که میشناسیم یا میبینیم توجه کنیم! بنابراین هر گونه فعالیت در این زمینه مهم و قابل بحث است مخصوصا که ادارهای برای «توسعه»اش داریم که به عنوان زیرمجموعه معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان فعالیت میکند و در شش ماه گذشته چند کار قابل تأمل در این زمینه انجام داده است. کارهایی که گفتوگو دربارهشان، ظهر هفدهمین روز اسفندماه شماری از مسئولان شهرداری و شورای شهر و اصحاب رسانه را به منطقه خوراسگان اصفهان کشاند.
برای معماران و عاشقان خشت، دسـتکم چهـارپنــج سالی است که اصفهک نامی آشـنا شده است. روستایی در نزدیکی طبس که در 1357 هشتاد نفر از ساکنانش در زیر آوار ماندند و از زلزله معروف آن سالها جان سالم به در نبردند. جمعیت پانصدنفری روستای اصفهک اما به حیاتش ادامه داد و مردمانش روستایی جدید در کنار خانههای خشتی قدیمی بنا کردند و روستایی قدیمی را برای همیشه با خاطرات تلخش ترک کردند.
کرونا دقیقا چه بلاهایی سر صنایعدستی اصفهان آورده و حالا چه باید کرد که مرهمی بر زخمهایش باشد؟! برای پاسخ به این دو سؤال مهم، به ابتکار سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان، پژوهشی انجام شده که منتج به انتشار سندی بوده با عنوان «راهکارهای خروج از رکود بازار صنایعدستی». این سند هم در جلسهای با حضور معاون استاندار، معاون فرهنگی شهردار اصفهان، نایب رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان و جمعی از مدیران شهرداری و فعالان بخش خصوصی در حوزه گردشگری از سند و پژوهشی با عنوان «بررسی راهکارهای خروج از رکود بازار صنایع دستی در بحران کرونا» رونمایی شده است. برای دانستن وجوه مختلف مسئله و پژوهش مورد نظر گزارش پیش رو را بخوانید.
نخستین جشنواره ملی کار آوا به ابتکار اصفهان به هدف شناسایی، معرفی و ثبت شماری از میراث ناملموس ارزشمند ایران برگزار میشود. مخاطبان تا بیستم فروردین ماه ۱۴۰۰ فرصت ارسال آثار به این جشنواره را دارند و در اردیبهشت ماه اختتامیه این جشنواره برگزار خواهد شد. این جشنواره با انتشار فراخوان از علاقهمندان دعوت کرده است که آثاری با موضوع آواها و نغمههای کار را در قالبهای صوت، مقاله، فیلم، گزارش چندرسانهای و محتوای شبکههای اجتماعی ارسال کنند. در این گزارش با «مرتضی رشیدی» دبیر اولین جشنواره ملی کار آوا و معاون اجتماعی سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان، «مهدی تمیزی» مدیر هنری جشنواره ملی کار آوا و معاون فرهنگی هنری سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان و «نبیل یوسف شریداوی» مدیر اجرایی اولین جشنواره کار آوا گفتوگو شده است.
میگویند همیشه طنزنویسها چیزهایی را میبینند و منعکس میکنند که دیگران اگرچه درک میکنند، اما نمیدانند چطور بیان کنند. «نوروز جمشاد» از طنزنویسان روزنامههای اصفهان در دهههای 30 تا 50 بود. او قلم زیبایی داشت و نکات اجتماعی را بهخوبی و روانی بیان میکرد. یکی از طنزهای او را که به مناسبت نوروز 1343 چاپ شده است در اینجا میآورم.
استاد «قمرالملوک سترگ دره شوری» شهریورماه 1327 در ایل متولد شد. زادگاه او دره شور سمیرم است؛ یکی از طوایف بزرگ ایل قشقایی که اسبهایــش شهرت فــراوان دارنــد و نــقــشمــایــههــای روی دستبافهایشان نیز پرده از رازهای بسیار گذشته برمیدارند. آنچه میخوانید گفــتوگــوی مــا بـــا «قــمــرالملوک سترگ دره شــوری»، هــنــرمنـــد گلیــمبـــافِ دارای نشانهای ملی، یونسکو و درجهیک هنری، نوۀ «زیاد خان» و نخستین فرزند «امیر امانالله خان سترگ» است.
چند سکه و اسکناس سراغ دارید که با تصاویری از اصفهان ضرب شده باشند؟! پل خواجو و نقش گل و مرغ بر کدام ریالها نقش بستهاند؟ اسم اصفهان بر کدام پولها نوشته شده بوده و کدام میراث نصف جهان بر ارز رایج مملکت حضور دارند؟ برای صحبت درباره ردپای اصفهان بر پول ملی باید در زمان سفر کنیم و اجازه بدهید این سفر سه قرنی را از دورانی که اصفهان در اوج بود، آغاز کنیم.
از امــســال که نـمــیدانــیــم عید و گردشگری چگونه باهم جور میشوند، میگذریم؛ اما هرساله طلوع عید نوروز در اصفهان یعنی طلیعه هجوم مسافران و گردشگران از سراسر جهان به این شهر. این واقعه فرصتهای زیادی برای اصفهان فراهم میکند؛ ازجمله مجالی به دست شهروندان میدهد که به مدیران شهری بگویند برای شهر چه کنند. این نوشته یکی از آن نوع نوشتههاست که برای نوروز 1342 تهیهشده بود.
جلفا شهرکی در جنوب اصفهان بود که اکنون جزئی از شهر شده است و هیچ مرزی آن را از شهر اصفهان متمایز نمیکند. فقط اگر خوب به آسمان نگاه کنید، گنبد کلیساهایی که در میدان جلفا دور هم جمع شدهاند، تغییر سبک معماری و تغییر زبان بعضی اهالی را نشان میدهد. به تابلوی سردر مغازهها که نگاه کنید خط ارمنی را میبینید. اینجا جلفای اصفهان است. محلی که از دیرباز، شاید از همان سالهای تأسیس، یکی از مراکز گردشگری اصفهان بوده است. این مطلب به معرفی یکی از کتابهای مهم درباره تاریخ جلفا میپردازد.