چه خوب است که مشخصه هر انسانی لبخند روی لبش باشد و دکتر الهیاری مرد بزرگ تاریخ آنقدر مهربان و خوشبرخورد و خوش رو بودند که قبل از اینکه ما به ایشان سلام کنیم، با لبخندِ بر لبشان به ما سلام میکردند. چقدر شیرین و گویا تاریخ را برایمان تحلیل میکردید. هنوز صدای شما در گوشم هست. تاریخ گواه این ماجراست که سوختید تا بسازید اندیشههای نو را. ما ورودیهای سال ۹۱ بودیم. دقیق به یاد دارم که شما هیچگاه در کلاس حضور و غیاب نکردید، ولی به یاد ندارم دانشجویی در کلاسِ درسِ شما غایب باشد.
فریدون الهیاری پیش و بیش از آنکه مرد سیاست و مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان باشد، استاد تاریخ بود و در این جایگاه، محبوبیت زیادی داشت. در دو صفحه پیش رو، نگاهی داریم به روایتهایی درباره او البته نه به عنوان مدیرکل فقید میراث فرهنگی اصفهان که در قامت استادی تاریخ دانشگاه اصفهان.
آسانسور باز میشود. ناگهان او را میبینم. برای گرفتن مجوزی به میراثفرهنگی رفتهام. وقتی وارد آسانسور میشود میگویم سلام استاد. حافظه درخشانی دارد. فامیلم را میگویم و بعد از گذشت این همه سال هنوز مرا به یاد دارد. نسبت به آن سالهای دانشگاه به لحاظ جسمی خیلی تغییر کرده است. شنیده بودم مدتهاست درگیر سرطان است. حمله مغول را به یاد میآورم. سپاه چنگیزخان. شخمزدن شهرهای ایران.
مراسم تشییع پیکر دکتر فریدون الهیاری در جلوی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان برگزار شد. عده زیادی آمده بودند. شاگردان و همکاران استاد در این سو و آن سو بودند. بعضی از همشهریان استاد نیز برای ادای احترام با لباس محلی حضور پیدا کرده بودند. در چهره همگی میشد علامت «تسلیم و رضا» را دید. کرونا مدتهاست همگی ما را به این «فکر» رسانیده است. گویی همه منتظریم کرونا به سراغمان بیاید. چند وقت پیش هم در همین دانشگاه، دکتر حسین یقینی را تشییع کردیم. بهراستی که دست روزگار «گلچین» است. به یاد شعر شاملو افتادم: «در مردگان خویش نظرمیبندیم / با طرح خندهای / و نوبت خود را انتظارمیکشیم / بی هیچ / خندهای»… . اطراف را مینگرم. این سو و آن سو جمعیت پراکنده است. زیر درختان و هرکس سایهای یافته است.
«بعضی از مردم به خاطر تاریخ به ایران سفر میکنند؛ ۲۴ میراث جهانی بشر برای شروع خوب است. دیگران به دنبال فرهنگ و زندگی جاری در ایران هـسـتــنـد و البــتـه غذای عــالــی و مهماننوازی افسانهای هم مواردی هستند که مسافران عادی از آنها لذت میبرند.» به این روایت جذاب رسانه آمریکایی دقت کنید! کافی است همین یک پاراگراف سیانان وایرال شود، یکی از بهترین تبلیغات سفر ایران در پساکرونا همین یک پاراگراف است که هفتم ژوئن (17خرداد امسال) در این رسانه پربازدید جهان منتشر شده و با معرفی کتاب «شبهای پارسی» به قلم یک نویسنده سوئیسی تصاویر بسیار جذاب و متفاوتی را از ایران ارائه داده است.
صنایعدستی چیست؟
اقتصاد به سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات دستهبندی میشود که هر کدام شامل زیربخشهای دیگری است. مثلا بخش صنعت شامل زیربخش های متعددی است؛ از نفت و گاز تا تولید لوازمخانگی و… . در این میان، صنایعدستی هرچند خودش بهطور مستقل زیرشاخه صنعت نیست؛ اما شامل چندین زیرشاخه مثل «منسوجات»، «پوشاک»، «قالی و قالیچه»، «محصولات چوبی» و… است. صرفنظر از این تقسیمبندیها، صنایعدستی را میتوان بهنوعی پدربزرگ صنعت خواند. در چند هزار سال گذشته که خبر چندانی از خطوط تولید نبود، همه یا دستکم بخش زیادی از تولیدات صنعتی، همین چیزهایی بود که امروز آنها را صنایعدستی مینامیم؛ از ظرف و ظروف گرفته تا قالی و قالیچه همه جزو صنایعدستی بودند که الان برای تولید هر کدام از اینها کارخانههای بزرگ زیادی تأسیس شده است.
رویداد «مد پایدار» با رویـکـرد صنایعدستی و ساخت عروسکهای ایران و ملل با تنپوشهای سنتی، مدرن و خلاق با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد. «مد پایدار» عنوان رویدادی بود که با محوریت دبیرخانه آن در مـرکـز تخصصی بانوان آفتاب وابسته به سازمان فرهنگی، اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و با همکــاری کمیسیون فرهنگـیورزشـــی شــورای اسلامی شهر اصفهان، دفتر امور بانوان و خانواده استانداری، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، دفتر امور بانوان و خانواده شهرداری اصفهان، اتاق بازرگانی، ادارهکل فنی و حرفهای استان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سازمان پسماند شهرداری برگزار شد.
یکی از عبارتهای پرتکرار هنرمندان صنایعدستی در سالهای اخیر، افسوس فرصتهای از دست رفته برای این حوزه است. فرصتهایی که یا متولیان امـر و در رأس آنها وزارت مـیـراث فـرهـنـگـی و مـعـاونــت صنایعدستیاش، آنها را جدی نگرفتند یا اهمیت آن فرصتها در بین اولویتهای مدیریتی آنها قرار نداشت. مواردی که به آنها بیتوجهی شد عبارتاند از:
شهرضا یا قمشه شهری است در هفتاد کیلومتری جنوب اصفهان. این شهر همواره جزئی از استان یا ولایت اصفهان بوده؛ اما میتوان گفت در عرصههایی از فرهنگ، راهی جداگانه پیموده است. یکی از این نحلهها که خود در آن سرآمد شد، دانش حکمت و فلسفه بود. پرورش حکیمان بزرگ و انتشار نظریات برجسته فلسفی در تاریخ این شهر آنقدر بوده است که آنجا را در منابع، «یونان کوچک» یا «یونانچه» خواندهاند.
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان امروز جمعه ۲۱ خرداد ماه در سفر به اصفهان از سالن همایشهای بین المللی بازدید و در جریان روند پیشرفت این پروژه قرار گرفت. استاندار اصفهان نیز در این بازدید حضور داشت، همچنین دکتر نوروزی، شهردار اصفهان در این بازدید آخرین وضعیت این پروژه را تشریح کرد.
«روز جهانی صنایعدستی» بهانهای شد تا به دنبال ردپای اصفهان در صنایعدستی ایران بگردم. چرا؟ چون معتقدم هرکدام از ما، «افشرهای از اصفهان» را در وجودمان داریم که هرچقدر غنیتر باشد، ردپایش در آثار، کلام، منش و رفتارمان پررنگتر و جذابتر میشود. مهم نیست در این شهر به دنیا آمده یا حتی زندگی کرده باشیم؛ مهم این است که چه درک و تجاربی از این کالبد داریم و از انباشت این شنیدهها، ملاقاتها و مطالعات چه حاصل شده است. مهمتر آنکه، ما از این «منبع» چه برداشتهایی به فراخور حال و احوال و ایدههایمان داریم. در صفحه پیش رو، حاصل جستوجوی من و دوستانم در فضای وب را میبینید. برندهای مختلف صنایعدستی را بررسی کردیم تا ردپای اصفهان را بیابیم.
کورسوی امیدی برای جهانگردان ایرانی ایجاد شد؛ این رهآورد سفر وزیر میراث و گردشگری به روسیه محسوب میشود! خبر این است که بالاخره تفاهمنامه گردشگری میان دو کشور ایران و روسیه امضا شد که طی آن تا پایان سال 2023، شهروندان دو کشور به صورت گروهی از ۵تا۵۰ نفر از طریق آژانس مسافرتی، میتوانند بدون ویزا به ایران و روسیه سفر کنند. این تفاهمنامه البته قرار بود از سال 2018 عملی شود؛ اما کرونا کاسه و کوزه گردشگری جهان را برهم زد و این ماجرا هم مسکوت گذاشته شد تا بالاخره در مسکو گره گشوده شد به این امید که گردشگران روس را بیشتر در ایران و مخصوصا در اصفهان (به دلیل وجود کنسولگری روسیه و ارتباط خواهرخواندگی میان سنپترزبورگ و اصفهان) ببینیم و البته روسیه یکی از مقاصدی باشد که به لیست کمتعداد مقاصدی که ایرانیان بیویزا میتوانند سفرشان را تجربه کنند، اضافه شود.