جانشین قهرمانی بی‌چهره

فیلم «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت، روایتگر بخشی از زندگی و رشادت‌های شهید حسین املاکی، جانشین لشکر قدس گیلان، با محوریت عملیات نصر ۴ در منطقه ماووت و ارتفاعات ژاژیله است.

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۴ - یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
جانشین قهرمانی بی‌چهره

به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت، روایتگر بخشی از زندگی و رشادت‌های شهید حسین املاکی، جانشین لشکر قدس گیلان، با محوریت عملیات نصر ۴ در منطقه ماووت و ارتفاعات ژاژیله است.

این اثر با بازی آرمان درویش در نقش اصلی و حضور بازیگرانی چون امیر آقایی، تلاش بلندپروازانه‌ای برای ثبت یک حماسه تاریخی در قاب سینماست. با این حال، فیلم در میانه راه تبدیل تاریخ به درام، به دام کلیشه‌هایی می‌افتد که مانع از خلق اثری ماندگار و تأثیرگذار می‌شود.

نقطه قوت اصلی فیلم، انتخاب بستر روایی مناسب آن است. تمرکز بر عملیات پیچیده و گسترده «نصر ۴» که در خرداد ۱۳۶۶ در کوهستان‌های سرد کردستان عراق به منظور تصرف مواضع استراتژیک انجام شد، پتانسیل بالایی برای خلق صحنه‌های رزمی دیدنی و پرتعلیق ایجاد می‌کند. فیلم در بخش‌هایی موفق می‌شود حال و هوای سخت نبرد در ارتفاعات و درگیری با نیروهای مجهز دشمن را به تصویر بکشد. عملکرد فنی در صحنه‌های جنگی و تلاش آرمان درویش برای بازسازی چهره فرماندهی جوان و مصمم، قابل تحسین است.

اما مشکل اصلی «جانشین» از جایی آغاز می‌شود که باید عمیق‌ترین باشد: در شخصیت‌پردازی. شهید حسین املاکی، به عنوان یک فرمانده اطلاعات و عملیات خلاق که در طراحی این عملیات بزرگ نقش کلیدی داشت، در فیلم بیشتر به یک نماد ایستاده و بی‌عیب ‌و نقص تقلیل می‌یابد. فیلم از نمایش ابعاد انسانی، دغدغه‌ها، تردیدها و تعارضات درونی یک فرمانده جوان که بار مسئولیت زندگی صدها رزمنده را بر دوش دارد، غافل می‌ماند.

شخصیت او و سایر همرزمانش از جمله نقش‌آفرینی امیر آقایی در سطحی یک‌بعدی و غالبا شعارزده باقی می‌مانند. دیالوگ‌ها بیشتر برای انتقال اطلاعات تاریخی یا بیان جملات حماسی است تا آشکار کردن عمق روانشناسی شخصیت‌ها. این ضعف، باعث می‌شود مخاطب نتواند ارتباط عاطفی عمیقی با قهرمانان داستان برقرار کند و صرفا شاهد رخدادی تاریخی از دور باشد.

این شعارزدگی و سطحی‌نگاری، به ساختار روایی فیلم نیز آسیب می‌زند. فیلمنامه که نوشته‌شده توسط محمد فراهانی است، بیش از آنکه یک سفر دراماتیک منسجم را دنبال کند، به نظر می‌رسد فهرستی از وقایع و صحنه‌های ضروری را پشت سر می‌گذارد. تعادل میان مستندگونگی تاریخی و درام سینمایی به هم خورده است؛ گاه فیلم در جزئیات نظامی و جغرافیایی غرق می‌شود و گاه برای حفظ حس حماسی، به اغراق در صحنه‌ها روی می‌آورد. ضرباهنگ فیلم نیز به دلیل همین ناهماهنگی، یکدست نیست.

در مجموع، «جانشین» با نیت ارزشمندی ساخته شده و در تصویرسازی بخشی از تاریخ دفاع مقدس می‎کوشد. اما سینما به چیزی بیش از نیات خوب نیاز دارد. این فیلم فرصت طلایی برای خلق چهره‌ای ملموس و به‌یادماندنی از یک شهید برجسته و واکاوی پیچیدگی‌های فرماندهی در جنگ را از دست داده است.

«جانشین» در نهایت، اثری است که بیشتر به مخاطبان همیشه وفادار ژانر دفاع مقدس خدمت می‌کند، اما نتوانسته با زبان جهانی سینما و ایجاد پرتره‌ای عمیق و انسانی، پلی به سوی نسل جدید و مخاطب عام ایجاد کند. این ضعف، بزرگ‌ترین مانع بر سر راه تاثیرگذاری و ماندگاری آن است.