آرشیو مطالب منتشر شده
گره کور
15 شهریور 1404
روایتی از همدلی‌ خانواده‌های ایرانی

گره کور

می‌گن توی هر لیوانی دنبال نیمه پُرش باشین، پس اگه جنگ تحمیلی دوم را توی لیوان جا کنیم، نیمه پرش معلوم می‌شه. البته توی پارچ و سطل و هر چیز دیگه هم که باشه باز نیمه پرش از بس که تیزه، خودش رو مثل نیزه فرو می‌کنه توی چشم‌مون.

واقعا همیشه پای انگلیس در میان است!
1 شهریور 1404
همیشه حق با یهود است، حتی اگر پرت و پلاهایی بگوید که توی دکان هیچ عطاری پیدا نمی‌شود

واقعا همیشه پای انگلیس در میان است!

واقعا لقب «روباه پیر» برای استاد اعظم کم است! قضیه پنیر و زاغ نیست، جوری رفتار کرده که انگار از بچگی، کلاس‌های پیشرفته «دروغ‌گویی روی مبل» رفته است.

یک رابطه سمی که کات نمی‌شود
29 مرداد 1404
خانه‌های قدیم اهل صفا و خاطره بودند، الان اهل شارژ و قبض‌های درشت

یک رابطه سمی که کات نمی‌شود

«سال به سال دریغ از پارسال» و «همه چی قدیمیش خوبه» فقط شامل حال قیمت‌ها و کیفیت‌ها نمی‌شود‌؛ یک‌جوری داریم در سراشیبی تخت‌گاز می‌رویم که تقریبا انگشت شست‌مان را روی هر چیزی بگذاریم، یک «یادش به‌خیر» از تویش می‌زند بیرون.

ما بچه‌ننه‌ایم
1 تیر 1404

ما بچه‌ننه‌ایم

بیش از یک هفته از جنگ گذشته است و دیشب آمدیم خانه مادربزرگ در جنوب تهران. دیروز ظهر که از خرید برگشتیم، همسایه کناری با اضطراب و هراسی که چنگ انداخته بود به گریبانش، چند دقیقه‌ای ما را توی راهرو سر پا نگه داشت و مرثیه خواند که فلان‌طور شده و بَهمان‌طور می‌شود و جمع کنید از تهران بروید.

زندگی در مستطیل شش‌و‌‌نیم اینچی!
10 اردیبهشت 1404

زندگی در مستطیل شش‌و‌‌نیم اینچی!

جادوگری فقط جاروی پرنده و شنل غیب‌کننده توی فیلم‌ها نیست. همین الان جادوگری نوین توی دست‌های شماست! گوشی تلفن همراه یک اسپری ضداجتماعی است! جوری از آدم‌های اطراف دورتان می‌کند و مثل یک موش آزمایشگاهی که در برابر پنیری سفید و تازه آب از لب و لوچه‌اش راه افتاده، توی تله دنیای مجازی می‌اندازدتان که اصلا خودتان هم متوجه نمی‌شوید چطور چند ساعت از وقت ارزشمندتان را صرف لایک‌کردن رنگ شلوارک پسربچه فلان بازیگر معروف کرده‌اید.

استحاله سنگکی
14 اسفند 1403
سنگک همیشه تومنی هفت صنار با بقیه فرق داشت!

استحاله سنگکی

بعضی از نانواهایی که وجدانشان را با خودشان این‌طرف و آن‌طرف نمی‌برند و می‌گذارندش خانه که تا لنگ‌ظهر چرت مرغوب بزند، نان سنگک را با آرد تافتون می‌پزند؛ یعنی نان سنگکی را که از قدیم‌وندیم به خاصیتش معروف بوده و برای خودش برووبیایی داشته است، به ذلت می‌کشند …

آموزش‌های محیط‌زیستی از اون‌ور!
30 دی 1402

آموزش‌های محیط‌زیستی از اون‌ور!

وقتی کنار دریا یا وسط جنگل می‌روید، مثل آدم‌هایی که صدسال از شنیدن موسیقی محروم بوده‌اند، صدای ضبط ماشین را تا خرتناق زیاد کنید، گاز بدهید و یک‌دفعه دستی بکشید …

راهنمای جامع دانشجو بودن
19 آذر 1402
دانشجویی با کِیف اضافه (۲):

راهنمای جامع دانشجو بودن

اگر کلاس بعدی‌تان شروع شده، ولی هنوز نصف چای و کیکتان مانده است، با خیال راحت بنشینید و تمامش کنید. کلاس همیشه هست؛ ولی چای اگر سرد شود از دهن می‌افتد؛ اسراف هم است.

چاله‌های تکراری
9 مهر 1402

چاله‌های تکراری

همین‌جایی که زمین خوردی، خیلی سال پیش، پسرم خورده بود زمین. اون موقع‌ها اینجا هنوز خاکی بود. پشت زین دوچرخه‌اش رو ول کرده بودم که خودش بره. داشت خوب می‌رفت‌ها… تا برگشت دید پشتش نیستم؛ یک‌‌دفعه تعادلش به هم خورد.

عطر قیمه!
3 مرداد 1402

عطر قیمه!

شعله‌های آتش تا کمر دیگ می‌رسید و روی سیاهش را سرخ می‌کرد. ملاقه چوبی را برداشتم و شروع کردم به هم‌زدن قیمه.

بیب بیب!
28 خرداد 1402

بیب بیب!

نزدیک چهل‌وپنج دقیقه است که پسربچه همسایه بغلی توی حیاط با صدای بلند بیب‌بیب می‌کند. حواسم را به کارهایم می‌دهم تا سروصدایش کمتر اذیتم کند.

من و گوسفند سفید
22 خرداد 1402

من و گوسفند سفید

باز دفترم را پاره کرد. کتاب و دفتر که می‌دید، انگار جلوی گاو نر پارچه قرمز تکان بدهند، رم می‌کرد؛ حتی بدتر از اسب مش‌رحمت که یک روز به‌تاخت رفت تا وسط جنگل.