در میان شخصیتهای پرشمار تاریخ ایران، برخی نامها آنچنان در غبار فراموشی پنهان ماندهاند که گویی هرگز وجود نداشتهاند. نمایش آزرمیدخت با همین دغدغه شکل گرفته است؛ روایتی نمایشی از زندگی دختر خسروپرویز، آخرین پادشاه مقتدر ساسانی، که در روزهای پرآشوب پایان آن امپراتوری، برای مدتی کوتاه بر تخت سلطنت نشست.
مرحوم همایی شاعری اجتماعی بود و دغدغه فرهنگ و اصلاح آن را داشت و در تلاش بود تا عقبماندگی فرهنگی ایران را جبران کند.
در تاریخ فرهنگ و ادب ایران، نامهایی وجود دارند که نمیتوان آنها را در یک عنوان یا یک رشته علمی خلاصه کرد. جلالالدین همایی از همین چهرههاست؛ ادیبی که شعر، تصحیح متون، تاریخ ادبیات، عرفان، فلسفه، بلاغت و اصفهانپژوهی را در کنار هم پیش برد و در هر حوزه، اثری ماندگار از خود بر جای گذاشت.
مراسم رونمایی از کتاب «راز نو»، مجموعهای شامل هجده جستار درباره مساجد معاصر اصفهان، با حضور فعالان میراث فرهنگی، گردشگری، اهالی رسانه و مسئولان شهرداری در حوزه هنری اصفهان برگزار شد.
در بسیاری از خانوادههای ایرانی، درس خواندن فقط راهی برای پیشرفت فردی نبوده است. از کودکی بارها این جمله را شنیدهایم که باید تلاش کرد تا «فرد مفیدی برای کشور» بود.
بحث پیرامون «انتقام» در ساحت سیاسی، بهمراتب فراتر از یک واکنش فردی، عاطفی یا حتی عقیدتی است. انتقام در ادبیات سیاسی و روابط بینالملل، گاه به معنای بازگرداندن معادله قدرت، ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تکرار یک اقدام خصمانه معنا میشود.
در هفتههای اخیر، «انتقام» به یکی از پرکاربردترین واژههای فضای سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. از شعارهای خیابانی تا مواضع رسمی، این مفهوم حضوری پررنگ پیدا کرده است.
«انتقام» واژهای است که دستکم در یکی دو هفته اخیر زیاد شنیدهایم. آنقدر زیاد که حتی گاهی به بحث و درگیری میان گروهها هم منجر شده و در نهایت باعث جذب یا طرد چهرهها از جریانهای مختلف شده است.
سینمای ایران همواره بستری برای روایت تنوع فرهنگی و اقلیمی این سرزمین کهن فراهم کرده است؛ جایی که فیلمسازان با تصویر کردن اقوام مختلف ایرانی، نهتنها به آثار خود غنای بصری میبخشند، بلکه پلی برای همدلی و درک متقابل میان مردمان این مرز و بوم میسازند. در این میان، فیلمسازانی که به مناطق مرزی و کمتر دیدهشده میپردازند، فراتر از انتخاب یک ژانر، رسالتی فرهنگی و اجتماعی را دنبال میکنند.
نسبت حوزه و دانشگاه در ایران همواره با گسستهای ساختاری و روششناختی همراه بوده است. این انفکاک، پیامدهای خود را در سطوح سیاستگذاری، مدیریت اجتماعی و فرهنگ عمومی به جا گذاشته و از شکلگیری الگویی بومی برای تولید علم و تربیت نیروی انسانی جلوگیری کرده است.
میگویند: «دو خانم دست به خلق مجموعهای مرتبط با تولید محتوا برای نوجوانان زدهاند». گزاره آشنایی در جامعه امروز است. بیشک همه ما در اطرافیانمان بانوانی را میشناسیم که شاغلاند؛ حالا یا بهصورت کارمندی یا مستقل و یا بهصورت حضور فیزیکی در محل کار یا دورکاری.