دنیای کمیک(داستان مصور) و ابرقهرمانی هیچگاه صرفا ابزاری برای سرگرمی و فراموشی واقعیت نبوده است. از همان روزهای نخست، این قابهای رنگی، عمیقترین پیوندها را با «الهیات سیاسی» و تحولات جهان برقرار کردهاند.
هفته گذشته، بیستوسومین جشنواره ملی کتاب رشد با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد. این جشنواره که سالانه به همت سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش برگزار میشود، با اعطای نشان رشد به آثار منتخب و اهدای جایزه به نویسندگان، نقش چشمگیری در جهتدهی به محتوای آموزشی کتابهای کودک و نوجوان دارد.
«ولله من اگر چارهای داشتم قیمتا رو بالا نمیبردم، اما اگه بالا نبرم پول مواد اولیه هم در نمیاد با این وضعیت. خودتون که میدونید با این بازار، کار تولیدی کردن الان سختترین کاره تو این مملکت.»
هنر، همواره آینهای بوده است که روح زمانه را بازتاب داده و گاه، نوری بر تاریکیهای پیشرو افشانده است. در مواجهه با مفاهیمی عمیق و چند وجهی این آینه و نور، نقشی حیاتی و روشنگرانه ایفا کردهاست.
در جهان مدرن امروز با تعاریف خاصِ بشر و نسبتش با آدمیت و انسانیت، فاصله و تغییر و رویکردهای فکریای که در حرکت روبهجلو انسان در مسیر تکامل شکل میگیرند، رمضان شاخصی است از همشکلشدن و ازبینبردن فاصلهها؛ فاصله توهمِ تمدنی انسان عصر حاضر.
سینمای ایران در چالش قهرمانپروری قرار دارد؛ ژانری که در سالهای اخیر جایش در سبد سینمای ایران تا حد زیادی خالی شده و کمبود آثار الهامبخش و مسئولانه در آن احساس میشود.
در سالهای گذشته تلاش میان پیوند دو بال نهاد دانش در جامعه ما یعنی «دانشگاه» و «حوزه علمیه» همواره مطرح بوده است.
شهید بهشتی را همگان به عنوان یکی از شخصیتهای سیاسی و از پیشگامان نهضت انقلاب اسلامی میشناسیم. اما وجه علمی و اندیشهای این شهید بزرگوار کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
همزمان با چهلوچهارمین فجر انقلاب اسلامی و در بیستمین جشنواره بینالمللی شعر فجر، بانوی شاعر اصفهانی افتخاری بزرگ را برای اصفهان رقم زد.
جسیکا برای بچهاش که چند روزی از به دنیا آمدنش میگذرد، آهنگ میگذارد. بعد خودش را رها و بین دستان ملافهها و تختخواب گریه میکند.
یک اسفند برای اهالی سینمای اصفهان، روز از دست دادن پناهشان است؛ روزی که زاون قوکاسیان رفت. مردی که برای بسیاری حکم پدر را داشت؛ حامیِ بیحاشیهای که کوچک و بزرگِ این خانواده را در بر میگرفت و حمایت از هنرمندان، بهویژه سینماگران شهرستانی، را وظیفه خود میدانست.
ساعت ۷ صبح بود و بحث بر سرِ اینکه چگونه کتابهای بچههایمان را سالم نگهداریم. مریم از تجربیات خودش میگفت؛ از اینکه چقدر جلد کردن، فنر کردن و کلا مراقبت از کتابهای بچهها لازم و حتی ضروری است.