اسمش کَلمروارید بود؛ پیرزنِ جنوبیِ لاغراندام و قدبلند روضهخوان! کلمروارید را خیلیها میشناختند. یک محرم بود و او. خیلی از زن ها توی محرم از اولین مجلس روضهخوانی پابهرکابش میشدند و همراهش از این خانه به آن خانه میرفتند. محرم که میشد لباس مشکیهایمان را میپوشیدیم و میرفتیم روضه؛ روضههای زنانه. اول مجلسها خانم مجلسی […]
آقای خانه پیراهن مشکیاش را اتو میکرد. زیرلب دم گرفته بود:«روی سر من سایه دست کریمه، این عرض ارادت همه زندگیمه.» موقع پوشاندن پیراهن مشکی دخترها یاد ننهجون افتادم.
شب هفتم به نام عقیله بــنیهــاشم. جوانترها صــف سیــنــهزنــی را درست کردند.
در بزرگراه شهید آقابابایی در خط سرعت در حال حرکت هستم که صدایی شبیه بوق یک کشتی از پشت سرم میشنوم، از آیینه نگاه میکنم یک کامیون غولپیکر، با رعایت کمترین فاصله دارد به من هشدار میدهد که خیلی زود از خط سرعت خارج شوم تا این سلطان جادهها بتواند با حداکثر سرعت به راه خود ادامه دهد.
با فرارسیدن ماه محرم و شهادت مظلومانه امام حسین (ع) شیعیان جهان از گوشه و کنار با برپایی مراسم عزاداری امام حسین یاد رشادتهای این امام و یارانش را گرامی میدارند.
مرحبا ای غم سعید سلیمانپور آمدی امشب سراغی از منِ تنها بگیری مرحبا ای غم، بیا تا در دل من جا بگیری آمدی تا تکیهها را تکبهتک حیران بگردی عاقبت در کلبه احزان من مأوا بگیری آمدی تا دست در دستم نهی و همره من تا سحر با چشم گریان ذکر «یامولا» بگیری […]
یک ژانر روشنفکری که در آستانه محرم اوج میگیرد، ژانر آسیبشناسی فعالیتهای مختلف مذهبی با تمرکز بر عزاداری و مداحی است.
یکلاس کار، تحلیلگر سرشناس فناوری، میگوید تحولات جدیدی که از اواسط دهه هفتاد در عرصه رسانه صورت گرفته، موجب وضعیتی شده است که او آن را «سردرگمی و آشوب رسانهای» مینامد؛ چند شرکت بزرگ، که دستشان باز است تا قواعدی به میل خود معین کنند، کنترل ارتباطات عمومی و خصوصی را در دست دارند و […]