تردید در دوراهی انتخاب، مسئله تکراری بسیاری از ماست؛ آنجا که در مهمترین تصمیمات زندگی در بزنگاه انتخاب و رفتن به سمتی در میمانیم و کشمکش و جدال درونی ادامه را سخت میکند. این دودلی آنگاه بیشتر میشود که تفاوت زیادی باشد میان آنچه در درون خواهان آنیم و آنچه محیط و فضای بیرونی که در آن زیست میکنیم از خانواده گرفته تا فضاهای اجتماعی بزرگتر به ما حکم میکند.
ویا همین دیروز بود که زایندهرود خروشان جاری بود و صدای خندههای مردان، زنان و کودکان اصفهانی در کنار آن شنیده میشد. چه صفایی داشتیم… قایقهایی که بهسان قو روی رودخانه این سو و آن سو میرفتند، دستفروشی که کنار رود بلال می فروخت، آنسوتر بساط کاهو و سکنجبین برپا بود و سویی دیگر لبوهای داغ و قرمز و باقلاهای گرم و تازه … یکی دوربین به دست داشت و خندهها را ثبت میکرد، دیگری بر بوم نقاشی خود صفای زایندهرود را میکشید و البته که در این میان برای شنیدن آوازهای سنتی نیازی به گوشتیزکردن نبود، آنچه بود عیان بود، درست مانند زلالی رودخانه و همگی اینها وقتی بودند که زایندهرود هم بود.
فیلم جدید «اصغر فرهادی» درست از جایی که میتوانست آن را به یک شاهکار تبدیل کند، ضربه میخورد. «قهرمان» در کارنامه «اصغر فرهادی» درست مانند عملکرد تعلیقهای کارهای اخیرش است که هر دو سر آن میتواند وجوهی از درک صحیح را برای مخاطب تداعی کند. از یکسو، خود را تا اندازههای یکشبه شاهکار و بهترین فیلم کارنامه فرهادی بالا میکشد و از دیگر سو، خامدستیهای مهندسیشده و مانیتورینگی دارد که از فیلمهای متأخر کارگردان عقبتر است. اما آنچه در هر دو خوانش از فیلم با آن مواجه هستیم، نبوغ کارگردان در ترسیم یک جهان موازی است. فعلاً کاری به وجوه اخلاقیاش که در پسزمینه باقدرت طراحیشده نداریم.
دومین همایش ادبی «فخر ایران» با حضور شاعران نامآشنای کشوری و خانواده بزرگوار شهید برگزار شد، در این برنامه حامد فخریزاده، فرزند شهید محسن فخریزاده، از گردآورنده کتاب «فخر ایران» تقدیر کرد. در راستای گرامیداشت یاد و خاطره شهید محسن فخریزاده و همزمان با سالروز شهادت ایشان، دومین همایش ادبی «فخر ایران» با حضور شاعران نامآشنای کشوری و خانواده بزرگوار شهید برگزار شد.
صندوق عقب خودروی یک معلم مکان این کتابخانه است. کتابخانه هدهد هر ماه به بچههای نیازمند کتاب مناسب سنشان را امانت میدهد. این کتابخانه با همکاری گروه جهادی “چسب زخم” با هدف ارتقای سطح دانش و آگاهی کودکان محروم راه اندازی شد که هر ماه همراه با پخش ارزاق ضروری زندگی قدمی […]
«نه، نیامده بودم. ما توی صحرا بودهایم، حالا این بیآبی ما را به اینجا کشانده است. اگر آب باشد، حقیقتا تئاتر و فیلمِ ما همانجاست، توی صحراست.» این پاسخ موجز و قانعکنندهای بود که مرد کشاورز به من داد در پاسخ پرسشی که «آیا تا به حال به تماشای تئاتر آمده بودید؟»
آتشزدن بخشهایی از سردیس زاون قوکاسیان یک ماه پیش به خبری جنجالی در فضای فرهنگی اصفهان تبدیل شد؛ خبری متفاوت از خبرهای قبلی درخصوص سرقت از مجسمههای شهری که گاهی شاهدش بودیم و برخی مسئولان مربوطه ارزش مادی مجسمهها را دلیل وقوع آن میدانستند.
«تکههایی از تاریخ عکاسی اصفهان» با تکجملههای چند عکاس قدیمی باقیمانده شهر در قاب دوربین و رنگ سیاهوسفیدش آغاز میشود. فرقی نمیکند عکاسخانهدار باشند یا عکاس هنری یا مطبوعاتی. هرکدام جملهای میگویند و ما را به دنیای غریب عکاسی در سالهای نهچندان قریب شهرمان میبرند. به زمانی که عکاسی آنالوگ و عکاسباشی ارج و قربی داشت و عکاس با چه ذوق و سلیقهای عکسها را چاپ میکرد.
همان گونه که در سلسله یادداشتهای این ستون اشاره شده است، محاکم صالح به رسیدگی در خصوص دعاوی ناشی از اختلافات مربوط به حقوق مادی و معنوی هنرمندان با یکدیگر یا اشخاص غیرهنرمند با هنرمندان، عبارتاند از دادگاههای عمومی حقوقی و همچنین مراجع قضایی تخصصی مانند دادگاههای ویژه فرهنگ و رسانه.
یک دانشجوی ادبیات و علاقهمند به شعر در جستوجوی ردپای نشاط اصفهانی، شاعر کمتر شناختهشده دوران قــاجــار بـــرای تـــحــقـــیــق دانشگاهیاش پا به خیابان نشاط میگذارد و از بسیاری از اهالی، کسبه و ساکنان این خیابان دلیل نامگذاری آن را میپرسد. بیشتر مردم اما چیزی نمیدانند و آنهایی هم که حدس و گمانی دارند، بسیار دور از واقعیت پاسخ میدهند.
در سالهای نه چندان دور حضور زندهیاد زاون قوکاسیان، مدرس سینما و سینماگر اصفهانی که بیدریغ در اغلب پاتوقهای هنری اصفهان فعالیت داشت، گرمای خاصی به جلسات کانون فیلم حوزه هنری اصفهان داده بود. او اغلب با صبر و حوصله این جلسات را اداره میکرد و میزبان فیلمسازان مختلف و علاقهمندان سینما میشد. حالا بعد از گذشت چند سال اهالی حوزه هنری دوباره این مرکز را فعال کردهاند تا با یادی از او، سینمادوستان اصفهانی را دور هم جمع کنند. به همین منظور مراسم آغازبهکار دوباره فیلمخانه حوزه هنری اصفهان با حضور اهالی فرهنگ و هنر و با یادی از زاون قوکاسیان سهشنبه ساعت 16:30 در سالن سوره اصفهان برگزار شد.
آیین اکران مستند «سرود جمشید» درباره زندگی و زمانه استاد جمشید مظاهری روز دوشنبه یک آذرماه مقارن با روز نکوداشت اصفهان، در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد. در این آیین، معاون فرهنگی شهردار و رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان ضمن تبریک روز اصفهان، اظهار کرد: مطمئنم گرامیداشت عاشقان اصفهان و کسانی که خودشان را وقف اصفهان کردند، اتفاق مهمی است و امروز زندهیاد جمشید مظاهری شاهد و ناظر ماست و قطعا از حضور شما خوشحال است.