دبیات، مفهومی ذهنی است برای عینیتیافتن در قالب کلمات، کلماتی که به نظم یا نثر، درمیآیند و برای توضیح یک اتفاق یا شخصی خاص، بهکار میروند. این قالبها اما باید حاوی مفهوم باشند، مفاهیمی که گاهی وابسته به فرد است و گاهی وابسته به یک دوران؛ مثل مفهوم مقاومت و پایداری که هرچند در طول تاریخ، تحتتأثیر شرایطی مثل نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، اختناق و استبداد داخلی یا غصب ســرمــایــههــای اجتماعی و فردی، شکلگرفته و درواقع مفهومی عام در فرهنگ ملتهاست، در ادبیات معاصر ما، تااندازهای به دوران دفاعمقدس و دفاع از حرم ائمه معصومین، مختص شده است. این ادبیات چند ویژگی شاخص دارد: ترسیم چهره مظلوم و ستمدیده مردم، ستایش سرزمین، ستایش آزادی و آزادگی، بزرگداشت مقام شهدا، بیان ظلم و جنایت و بیعدالتی و امیدوارکردن مردم به پیروزی.
اگر شبکههای اجتماعی وجود نداشتند، سلامت روان شما در چه وضعی بود؟ حتی تصورش هم سخت است، نه؟! بسیاری از ما آنقدر در این شبکهها غرق شدهایم که اصلاً یادمان نمیآید قبل از واتساپ و اینستاگرام زندگیمان چطور بود! درست است که شبکههای اجتماعی فوایدی هم دارند اما با وجود سیل اطلاعاتی که دوستان، خانواده، سلبریتیها و برندها بیوقفه بهسوی ما روانه میکنند، چطور میتوانیم در استفاده از این ابزارهای ارتباطی تعادل را رعایت کنیم؟
نام اصفهان با هنر پیوند خورده است. از معماری شگرف اصفهان که تابلوی هنر مردمان این شهر است، تا نام پرآوازه هنرمندان اصفهانی که در سراسر جهان زبانزد است، این پیوند را تحکیم و تعمیق کرده است. در میان هنرهای اصفهان، هنرهای تجسمی شهرت خاصی دارد که ازجمله هنرهای ظریفه هستند. هنرهایی که با پیوند خیال و مهارت، احساس را به غلیان میاندازند و زیباترین جلوههای انسانی را در قالب نقشونگار به نمایش درمیآورند. درباره تعریف هنر سخنها راندهشده و نظریات متعددی از جانب اندیشمندان ارائهشده است؛ اما مهمترین رکن تعریف هنر اثرگذاری آن است. امامخمینی (ره) درباره هنر فرمودهاند: «هنر، دمیدن روح تعهد در کالبد انسانهاست.» این تعریف زیبا از هنر، بیانگر اهمیت هنر در تربیت انسانهاست. دمیدن روح استعاره از جانبخشی است؛ چنانکه خدا برای خلقت انسان از این تعبیر استفاده کرده که نفخت فیه من روحی. پس هنر جانبخش است، هنر آفرینشگر است و هنر است که میتواند آدمی را جان دوباره ببخشد و اما هنر متعالی هنری است که بتواند در جان انسانهای متعهد روحی تازه بدمد. تعهد انسان در قبال همنوعان، در قبال ارزشها و در قبال رنج مستضعفان و تبختر متکبران، با هنر است که زنده میشود. چنین هنری را میتوان انقلابی در برابر سکوت مرفهان بیدرد و مستکبران مستد دانست. هر کجا هنر با زبان سرخ هنرمند پا به میدان گذاشت، حریف بدخویی و کژخردی شد و در خدمت انسان و انسانیت و ارزشهای متعالی درآمد. هنر انقلابی هنری است که در برابر سکوت و تظلم و بیتفاوتی قیام میکند و هنرمند انقلابی هنرمندی است که با زبان سرخ و فریاد بلندش، هیمنه پوشالی طاغوت درون انسانها را در هم میشکند. هنر در اصفهان اینگونه بوده است و هنرمندان اصفهانی سررشته انقلابیگری. چه انقلاب در برابر رژیم استبدادی و شاهنشاهی طاغوت پهلوی، چه در برابر آماج حملههای جریان باطل عملههای شیطان. چه در برابر ظلم مستبدان، چه در برابر بیتفاوتی مسئولان. هنر اصفهان به هنرمندان انقلابیاش شناس است
آیتالله سید عبدالله فاطمینیا (استاد اخلاق) صبح روز گذشته پس از یک دوره بیماری درگذشت. این استاد بزرگوار از بهمن ۱۳۹۷ درگیر بیماری سرطان بود و فروردین امسال در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد.
نفیسه معتکف، ازجمله فعالترین مترجمان کشور است که طی 20 سال فعالیت، موفق شده بیشاز 200 جلد کتاب را تـــرجمه کنـــد؛ کتـــابهایی در حـــوزه روانشنــاسی، خــودشنـــاسی، تـــربیتـــی، اجتمـاعی، رمان، سیاست و کودکان.بسیاری از کتابهای او بهدلیل استقبال مردم تجدیدچاپ شدهاند. او تقریبا هرماه یک کتاب ترجمه کرده و روانه بازار نشر میکند. نکته جالبتوجه این است که خوانندگان کتابهایش بهدنبال ترجمه نفیسه معتکف هستند، نه نام نویسنده کتاب؛ دلیل آنهم ترجمه روان و امانتداری نویسنده نسبت به متن اصلی است. معتکف، شیرازی است و متولد 1335؛ علاوه بر ترجمه، هم دستی در نقاشی و فعالیتهای هنری دارد و هم تدریس مهارتهای زندگی. گفتوگوی ما را با این مترجم و هنرمند بخوانید.
سعیدخان همچنان شلوارش را باد میزد تا به خیال خام خودش، عوارض سوختگی را کم کند. هیچگاه فکرش را نمیکرد که قضیه برگرداندن سینی چای در خواستگاریها، واقعا اتفاق بیفتد. بارهاوبارها این صحنه را در سریالها دیده بود و همیشه در کسوت منتقد فیلم، به آن ایراد گرفته و میگرفت که «چقدر مسخره و تکراری». […]
پدرم دلواپس آینده برادرم است! اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بخندند. برادرم نگران فشار کاری پدرم است؟ اما حتی یک بار هم نشده خواستههایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند. مادرم با فکر خوشبختی […]
اصفهان مشروطه را به شخصیتی مانند حاج آقانورالله باید شناخت و اصفهان پیش از انقلاب اسلامی را عمدتابا نام آیتالله خادمی میشناسند؛ اما در این میانه، شخصیتهایی وجود دارند که چندان شناختهشده نیستند؛ زیرا زمانه بین دو انقلاب چندان زمانه برجستهای نیست و ما می دانیم که هر زمانهای ظرفیتی دارد و بنا نیست در هر زمانهای هر کاری بتوان انجام داد؛ بلکه این زمانه است که ظرفیت خاص خود را دارد.