سومین دوره جایزه جمالزاده در سالن کنــفــرانــس کتــابــخانــه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد و برگزارکنندگان این جایزه درباره سیاستها، تعداد آثار رسیده و زمان برگزاری اختتامیه سخن گفتند و در ادامه به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند.
دروازه شیراز برای ما اصفهانیها مکان آشنایی اســــت، درســـت در انـــتــهای چهارباغبالا که امروزه میدان آزادی خوانده میشود و تقاطعی است میان چهارباغ و هزارجریب. اما آشناترین عنصر شهری در این نقطه از اصفهان مجسمه کاوه آهنگر است که از سپاهان برخاست و درفش کاویانش را در مقابل ظلم ضحاک برافراشت. سازنده این مجسمه، استاد «ایرج محمدی» است و کاوه همچون فرزندی برای اوست که آن را به اصفهان سپرده است.
مدتهاست که فعالیت ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری اصفهان در زمینه تئاتر کاهش یافته است و شاید تنها حمایتی که ازسوی سازمانها برای تئاتر اصفهان انجام میشود، حمایت شهرداری است؛ سازمانی که اگرچه متولی اصلی تئاتر بهشمار نمیرود، اما به این زمینه ورود پیدا کرده و علاوه بر تالار هنر که اصلیترین مکان اجرای تئاتر بهشمار میرود، در مناسبتهای خاص نیز رویکرد پررنگی دارد. اما این سؤال همواره مطرح است که اگرچه اصفهان از دیرباز بهعنوان یکی از پایگاههای مهم تئاتر بهشمار میرود، اما چرا رویکرد سازمانها به این هنر در شهری که نصفجهانش خواندهاند نگاه جامع و کاملی نیست.
«کوچههای هفت پیچ» عنوان پروژهای بود که از سوی کانون عکس انجمن سینمای جوان برگزار شد و در اولین فاز به عکاسی از زیست شهری، مردمنگاری، معماری و مشاغل محلههای خیابان مسجد پرداخت و درنهایت نمایشگاهی از این آثار در موزه هنرهای معاصر برپا شد، اما در ادامه این پروژه، فاز دوم آن با رویکردی مشابه به ثبت محلههای جویباره و دردشت پرداخته است و به گفته رئیس هیئتمدیره کانون عکس انجمن سینمای جوان اصفهان، در این مرحله، کتابی از حاصل تلاش عکاسان تهیه خواهد شد که بهعنوان یک مرجع مستند قابلاستفاده برای آینده باشد. اما موضوع مهم این است که اگر از عکاسی خبری صرفنظر کنیم رویکردهایی چون ثبت اصفهان جزء معدود فعالیتهایی است که توسط عکاسان و باهدف تهیه یک مجموعه از موضوعی خاص صورت میگیرد.
در قانون خاص حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی، در ماده دوم، آنجا که ردیفهای دوازدهگانه هنرهای مشمول چتر حمایتی این قانون برشمرده شده است در دو ردیف جداگانه، یکی به تصویر و یکی به اثر عکاسی اشاره شده است. همین تفکیک این سؤال را ایجاد میکند که آیا این دو اثر هنری از یکدیگر جدا بوده و حقوق متفاوتی دارند یا این گونه نیست؟
پس از 16 ماه رکود کامل بر صنعت سینمای ایران، این روزها اخبار دلگرمکنندهای مبنی بر اکران یک یا دو فیلم پرفروش به گوش میرسد. دو فیلمی که تضمین مالی 2 میلیارد و 500 میلیونی وزارت ارشاد را دریافت داشته و میتوانند با یک برنامهریزی درست، رکود 16ماهه سینماها را از بین برده و گرمابخش گیشه تابستانی باشند. البته که این خوشایندی، زمانی محقق خواهد شد که خیز جدید کرونا، آسیبی به سینماها وارد نیاورند. همواره با قرمزشدن شرایط کرونایی هر شهر، سینماها، نخستین اماکنی هستند که تعطیل میشوند و چرخه صنعتی این هنر را تحتالشعاع قرار میدهند. نکتهای که سبب شده تا تهیهکنندگان، سرمایهگذاران و پخشکنندگان آثار پرفروش، رضایت چندانی به نمایش اثر خود (ولو با کمک بلاعوض و چندمیلیاردی ارشاد) نداشته باشند.
در دو ستون گذشته، به مطلبی در روزنامه اخگر پرداختیم که روند طراحی و امتدادبخشیدن به دو محور اصلی توسعه شهر اصفهان را گزارش داده بود. (اصفهانزیبا،19 و 27 خرداد 1400) این دو محور که در گزارش از آنها با نام خیابان شمالی و جنوبی یاد شده، برای تسهیل عبور و مرور و پیشرفت فضاهای شهری در جهت تعامل سازنده میان شهر و شهروندان احداث شده بود که امروزه خیابانهای مهمی همچون حافظ، چهارباغ خواجو و چهارباغ پایین در واقع میراثدار همان خیابانهای شمالی و جنوبی مورد اشاره در اخگر هستند. اما اتفاق قابل توجه دیگری نیز در این گزارش آمده است. این اتفاق مهم را که نویسنده از آن به عنوان «لایحه سودمند» یاد میکند، میتوان سرآغازی بر نظارت قانونی و تخصصی بر بناهای شهری در سیستم بلدیه اصفهان قلمداد کرد. ابتدا شرح گزارش را بخوانیم:
فرشته عالمشاه متولد 1355 است که تا پایان دوران دبیرستان در شهر دزفول بود و از هجدهسالگی در اصفهان ساکن شد. او که هنـــر را از زادگاهـــش با نـــقـــاشی آغاز کرد، در ادامه به هنرهای مفهومی و ویدئوآرت روی آورد و آثار خود را در سه حوزه محیطزیست، کودکان جنگ و زنان متمرکز ســـاخــت. عــالــمــشــاه صــاحــبامتیاز و مــدیــرمــسئــول سایــت ویدئوآرتیست و همچنین مدیر و مؤسس هنرمند سرای آلمن است.
هنر آواز بخشی از هویت ایرانزمین است که در میان سبکهای مختلف آن مکتب آوازی اصفهان یکی از شاخصترینها بشمار میرود. در مکتب آوازی اصفهان نام بزرگان بسیاری از چهارصد سال قبل تاکنون میدرخشد و علی اصغر شاهزیدی یکی از آنها است.
موسیقی غربی که ورود آن به ایران از دوره قاجار و با موسیقی نظامی شروع شد، در آن زمان تأثیر شگرفی در تغییر رویکرد جامعه به موسیقی نداشت و برخلاف نقاشی ایرانی که به شدت تحت تأثیر جریان فرنگیسازی قرار گرفت، موسیقی و ساز غربی از ابتدا به عنوان موسیقی دوم درکنار موسیقی ایرانی مطرح شد؛ اما در دوران پهلوی و به ویژه بعد از آن به تدریج موسیقی ایرانی را تحتالشعاع قرار داد و بر ذائقه و فرهنگ شنیداری و کاهش گرایش نوجوانان و جوانان به سازهای ایرانی تأثیر بسیاری داشت؛ تا آنجا که بسیاری از آنها حتی سازهای ایرانی را نمیشناسند. در این گزارش مدیران آموزشگاههای موسیقی ساربانگ، پارت و سرایش مهر به چرایی گرایش نوجوانان و جوانان به سازهای غربی و عدم اقبال آنها از سازهای ایرانی پرداختهاند.
کلوئی ژائو، کارگردان چینی، در هنگام دریافت جایزه اسکارخود گفت: «همیشه هر جای دنیا که رفتهام، در آدمهایی که دیدهام، خوبی یافتهام». این احساس در سومین فیلم بلند ژائو وجود دارد، شعری با لحن ملایم و با پیچشهایی از جنس پیچشهای ژانر وسترن که رگههایِ غنیِ رأفتِ انسانی جاری در حاشیههای شهر را بیرون میکشد. همچنین فیلم با کتاب جسیکا برودرــ منبع اقتباس فیلمــ سرزمین خانهبهدوشها: بقا در آمریکا در قرن بیستو یک، هماهنگ است. کتابی که نویسنده در آن داستان واقعی «کوچنشینان جدید» را که بعد از نابودی پساندازهایشان «در دوران رکود بزرگ» به جاده زدند، بازگو کرده، کوچنشینانی که برای آنها هم «همچون هر شخص دیگری تنها حفظ بقا کافی نیست… ما به امید هم نیاز داریم و در جاده این امید وجود دارد».
روزگاری نهچنداندور، شرکت در انجمنها و کانونهای ادبی شهرمان برای آنهایی که اندک ذوقی برای نوشتن و شنیدن داشتند، نقطه شروع زندگی ادبی تا شاید رسیدن به اوج بهشمار میرفت؛ به طوری که این مراکز، همیشه مملو از جمعیت علاقهمندی بود که گاهی ایستاده به شنیدن شعر و داستان دل میسپردند و اینچنین گفتوگوهایی با شور فراوان شکل میگرفت. حالا اگرچه مدتهاست صندلیهای این جلسهها خالی مانده است، این تغییر که پیش از کرونا آغاز شده بود و از تغییر ذائقه نسل امروز خبر میداد، با تداوم این بیماری و به دنبال گسترش فضاهای مجازی شدت یافته است؛ به طوری که امروز این سؤال مطرح میشود که با شکلگیری جریان زندگی پس از کرونا، کانونها و مراکز ادبی برای تداوم فعالیتهای خود چه راهبردی باید داشته باشند تا پویایی فضای ادبی شهر از سر گرفته شود؟