زمانی که من و دوستم تصمیم گرفتیم به کار نشر بپیوندیم نیاز بود حتما یکی دو نفر از ناشران معتبر صلاحیت ناشرشدنمان را تایید کنند؛ یکی از بهترین گزینهها که برای گرفتن این تایید به ذهنمان آمد، آقای حشمتالله انتخابی بود که آن زمان دفتری در خیابان حکیم نظامی داشت.
نوشتن و گفتن از «حشمتالله انتخابی» به خودیِ خود کاری دشوار است. این کار دشوارتر هم میشود اگر آن را محدود کنیم به بررسی و بازگویی صرفا یکی از ابعاد این چهره فرهیخته چندبُعدی اصفهانی که هر کجای این شهر اتفاقی فرهنگی در حال رقم خوردن باشد، نام و حضور او زینتبخش مجلس است.
«اگر بهشت عدن در زمين خواهد بود، به زمين اصفهان باشد و گر بر آسمان است، برابر اصفهان است؛ به هرحال اصفهان نمودار بهشت است.» سخن را با این جملات یکی از فضلای اصفهان در کتاب راحهالصدور اثر محمد راوندی (۵۹۹ق.) آغاز میکنم که آقای حشمتالله انتخابی همواره در آغاز سخنانش در همایشها یا گردهماییها نقل میکند و نشانهای از عشق فزاینده او به اصفهان است.
قصههایش تمامی ندارد. جملهای میگویم؛ حتی کلمهای، سرریز خاطرهای میشود و زمان و مکان به طرزی غریب در محضرش بیمعنی. نقلها دارد که بگوید؛ از تجربه پذیرش اولین مسئولیتهای اجتماعی به یمن فعالیت در رسد پیشاهنگی تا کشف لذت انجام اولین کمک داوطلبانه در 14سالگی در زلزله گناباد و نخستین مسافرت مستقل عمرش. از آمدن «پابهپای زایندهرود» که اولبار هوایش در نوجوانی طوری افتاد توی سرش تا موتورسیکلت پدر را بردارد و تکوتنها بزند به دل جاده، فقط برای اینکه بفهمد گاوخونی کجاست؟ و اولین جرقههای دلسپردن به کتاب با الکساندر دوما و سهتفنگدارش تا پناهبردن به کتابخانه فرهنگ در ضلع جنوبغربی مدرسه چهارباغ در دهه 40 و زندگی در هوای صمد بهرنگی و علیاشرف درویشیان و بعدها چشیدن طعم کتابداری روستایی.
علاوه بر نام که اصلیترین و اولین نشانه هویتی برای شناخت پدیدآورنده است، نشانه، عنوان و علامت ویژه پدید آورنده نیز مورد حمایت قانون قرار گرفتهاند. در حوزه مالکیت فکری که حقوق هنرمندان نیز در آن قرار دارد، با هر اثری که مواجه باشیم، با نام یا عنوان یا علامت هنری یا تجاری و صنعتی پدید آورنده نیز به تبع آن مواجه هستیم. این علامتها میتوانند منطبق با نام، یا دربرگیرنده برخی از خصوصیات نام و یا حتی کاملا بی ارتباط با نام اما منحصر به فرد و بدون مشابه باشند. قانون به تشابه علامتهای تجاری معتقد نیست، در عین حال، به تشابه در نام نیز از آنجایی که خارج از اراده قانون بوده و به امور ثبت احوال مربوط میشود، در این قانون پرداخته نشده است. اما به طور کلی تصمیمگیری قانون برای این قبیل تشابهات به نحوی بوده که امکان سوء استفاده و کپی و سرقت ادبی را کاسته باشد.
در میان فیلمسازان ایرانی کارگردانانی را میتوان یافت که به دلیل تجربه زیسته یا همذاتپنداری با دغدغههای مردم افغانستان، موضوعاتی درباره مصائب و مشکلات این کشور را دستمایه آثار خود قرار میدهند و معمولا در این مسیر دو رویکرد کلان را پی میگیرند: به مصائب مردم افغانستان در کشور ایران میپردازند یا دوربین خود را به دل ماجرا برده و روایت را از درون خود کشور افغانستان شرح و بسط میدهند. درونمایه چنین آثاری، گاه عاشقانه و طنزگونه است و گاه با نمایش مصائب مردم افغان، رویکردی آسیبشناسانه دارد. در این میان به نظر میرسد شمایلی که کارگردانان ایرانی از مردم افغانستان و دغدغههایشان ارائه میدهند نسبت چندانی با واقعیت نداشته و حتی در چند مورد با اعتراض فیلمسازان افغانستانی مواجه شده است.
در سال 1313 خورشیدی، روزنامه اخگر در ششمین سال انتشارش قرار داشته است. شروع انتشار این روزنامه محلی متعلق به شهر اصفهان، با مدیرمسئولی و سردبیری امیر قلی امینی، مربوط به سال 1307 خورشیدی بوده است. در منابع تاریخی چنین آمده که مجموع نشریاتی که در دوره قاجار در استان اصفهان منتشر میشده، به 57 عنوان میرسیده است. با شروع زمامداری پهلوی اول، مداخلات و نظارت سختگیرانه شهربانی بر مطبوعات و توقیفهای بیپایه و اساس نشریات، عدد 57 نشریه را به 27 عنوان تقلیل داد. روزنامه اخگر از نشریات همان دوره است که با وجود تمام مشکلات و کارشکنیها به حیات خود ادامه داد.
وقتی نام تعزیه را میشنوید چه چیزی در ذهنتان تداعی میشود؟ لباس سبزرنگ موافق خوان و صدای پرسوزش یا قرمزی تنپوش مخالف خوانانی چون شمر بن ذیالجوشن و صدایی که چنان طبل میکوبد. تاختوتاز اسب و واهمه و گردوخاک و واقعه ظهر عاشورا در کربلا و یا شاید هم مانند بسیاری دیگر سریال خاطرهانگیز شب دهم را به خاطر میآورید؟ تعزیه اما ریشه در تاریخ دارد و بیانگر وجهی از رخدادهای واقعی تاریخی در جهان تشیع است که توسط آدمهای عاشقی به تصویر کشیده میشود که بهواقع در این هنر استخوان ترکانده و ماندنی شدهاند. اسدالله مؤمن زاده خولنجانی یکی از همان آدمهای مثالزدنی تعزیه است، همانهایی که وقتی شمر میشوند و یزید و ابن سعد باید چشم و گوش تیز کنی که خوب بشنوی و ببینی و به درک قساوت آن زمانه برسی.
بانگ چاووش نوایی عرفانی و روحانی است که از نمونههای ادبیات عامه و از نوع غنائی بشمار میرود محتوای آن احساسات، عواطف، عشق، بیان آرزوها و برآورده شدن حاجات و مشکلات و مصائب راهی است که بر خاندان پیامبر اکرم (ص) گذشته است. این آئین براي دعوت مردم به محافل و مجالس دينی و يا به زيارت رفتن از آن برگزار میشود و اینگونه است که چاووشخوان درحالیکه دست بر بناگوش گرفته با آهنگ و صوتي دلنشین اشعاری را در مدح و منقبت امامان و بسته به نوع سفری که زائر میرود اشعاری را میخواند و مردم برای بدرقه و حلاليت خواهی به ديدارش میروند و زيارت قبول میگویند.
آیت الله حاج سید کمال فقیه ایمانی، از علمای برجسته اصفهان و مؤسس خیریههای درمانی و فرهنگی اصفهان امروز، جمعه 29 مردادماه دارفانی را وداع گفت.
نخستین جشنواره ملی عکس نیمه پنهان طرحی بود که در سطح ملی از سوی شرکت توسعه گردشگری شهرداری اصفهان و با محوریت رفتار با بناهای تاریخی برگزار شد تا علاقهمندان و عکاسان با ارسال عکسهای خود از تخریبها، ناملایمات و آسیبهایی که به بناهای تاریخی شهر اصفهان وارد شده و زیبایی، اصالت و ماندگاری آنها را تهدید میکند نیمه پنهان میراث فرهنگی و تاریخی شهر را منعکس کرده و این موضوع را به مسئولین و مردم گوشزد کنند که داشتههای تاریخی و فرهنگی اصفهان به توجه و مراقبت بیشتری نیاز دارد.