فصل اول رویدادهای عصرهای رسانه به اکران و تحلیل مستندهای چالشی روز اختصاص یافت و میزبان چهرههای شاخصی بود که در خصوص نحوه روایت رسانهها از دفاعمقدس، شکاف نسلی و مسئله دهههشتادیها؛ زنانگی فراموششده و چالش مواجهه با سلبریتیها سخن گفتند.
الان که دیگر کرونایی وجود ندارد و شهروندان از زدن ماسک خودداری و در فضاهای بسته و جمعی نیز بیشتر تردد میکنند، احتمال اینکه ابتلا به آنفولانزا افزایش یابد، بیشتر است.
دنیای کارگران کورههای آجرپزی معنا شده در ساخت خشت و آجر که ردیف میشوند روی هم و خانه میشوند برای دیگران و حسرت برای کارگرانی که مدتهاست مفهوم خانه و خانواده برایشان رنگ باخته است.
«به چه دردمان خورد اینهمه درسی که خواندیم؟» این پرسشی است که نسل قبلی دانشآموزان، دیریازود با آن روبهرو شده یا میشوند.
این راهپیمایی یک بعد دینی و اعتقادی دارد و بعد دیگر هم بزرگداشت ارزشها و آیینهای عاشورایی و همچنین شکلدادن به یک اجتماع عظیم است که خودش بهعنوان یکی از نمونههای فرهنگ دینی در کنار فرهنگ حج قلمداد میشود.
پرتکرارترین واژه در تعامل با دانشآموزان، زمانی که ما تحصیل میکردیم، دست به سینه بود. تأمل در این واژه نشان میدهد تا چه حد بیعملی یادگیری منفعلانه یک ارزش تلقی میشد.
دوره آموزش خبرنگاری «راوی» به همت آکادمی اصفهان زیبا و مدرسه ایمنا درحال برگزاری است. هنرجویان در این دوره با مهارتهای خبرنویسی، گزارشنویسی، مصاحبه، ویراستاری، تیتر و عکس آشنا میشوند.
در دنیای امروز، تولید بسیاری از محصولات، بهخصوص محصولات پاییندستی و High-Tech بدون داشتن بازار جهانی و چند صدمیلیونی یا چندمیلیاردی اصلا توجیه اقتصادی ندارد و نمیتوان آن محصول را همزمان با کیفیت و قیمت مناسب تولید کرد.
نمیتوان ادعای حرفهایبودن داشت و در خصوص غلط ویراستاری تیتر اول روزنامه یا تیتر اول خبرگزاریها (که پیشانی یک رسانه محسوب میشود) بیتفاوت بود. در ادامه، با دیدن چند نمونه از اغلاط رسانههای مختلف، سعی داریم بهطور مختصر، مخاطب را با فلسفه ویراستاری آشنا کنیم.
همراهی و همدلیکردن با افرادی که دچار سوءمصرف موادمخدر هستند، برای عباس غلامی، پزشکی که سالهاست درمانگری اعتیاد را انتخاب کرده و در این حوزه فعالیت میکند، تلخ و شیرینیهایی زیادی را به همراه داشته است.
پزشکان عمومی حال و احوال خوبی در این روزها ندارند؛ پزشکانی که به خاطر مشکلاتشان خیلیهایشان از کار اصلی خود و طبابت دست کشیدهاند و ترجیح دادهاند که در مراکز و کلینیکهای زیبایی مشغول به کار شوند.
حسن نصر، متخصص اعصاب و روان که نزدیک به 20 سال تجربه کار در این حوزه را دارد، میگوید که من یاد دادهاند تا زمانی که روی صندلی نشستهایم روانپزشک هستیم و پسازآن یک آدم عادی مثل بقیه آدمها. نمیشود که در خیابان راه رفت و تشخیص داد.