پایداری
جهاد و مقاومت از کردستان تا لبنان!
۱۲:۴۲ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
فرمانده قرارگاه سیدالشهدا از نقش مؤثر سردار شهید زاهدی در سال‌های مجاهدت و مبارزات او می‌گوید

جهاد و مقاومت از کردستان تا لبنان!

هرچه جست‌وجو می‌کنم عکس‌های سردار شهید زاهدی را در کنار فرماندهان شهید می‌بینم؛ عکس‌هایی که قبلا به آن بی‌توجه بودم و حالا می‌فهمم که او نیز باید شهید می‌شد. نشد یک بار نامش را سرچ کنم و عکسی از او در کنار شهیدی نباشد. انگار او جا مانده بود تا رسالتش را انجام دهد و به یاران شهیدش بپیوندد.

همان که می‌خواست شد!
۱۲:۴۰ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

همان که می‌خواست شد!

نسبت فامیلی داشتیم؛ یک نسبت دور. یکی‌دو بار با هم صحبت کردیم، از جبهه گفت، از اینکه راه جهاد را انتخاب کرده است، گفت که در این مسیر شاید بازگشتی وجود نداشته باشد، گفت حتی امکان دارد یک روز شهادت نصیبش شود.من راهش را قبول داشتم و بودن در مسیرش انتخابم بود که شدم همراهش، سال ۶۱ بود.

برای بار دوم یتیم شدم
۱۱:۴۷ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

برای بار دوم یتیم شدم

چهارپنج‌ساله بودم که آقای زاهدی شد یکی از اعضای خانواده ما. جنس رفتار شهید با خانواده ما دیدنی بود؛ به‌خصوص رفتاری که با مادر داشت، انگار که مادر خودش بود.‌ خیلی محبت می‌کرد. پانزده‌ساله بودم که پدرم به رحمت خدا رفت و محبت شهید حالت پدرانه به خودش گرفت و شد یک تکیه‌گاه امن برای همه ما.اخلاصش دیدنی بود.

میــــدان‌دار!
۱۱:۴۱ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
مروری بر زندگی مجاهدانه سرلشکر شهید زاهدی به بهانه چهلمین روز شهادتش

میــــدان‌دار!

سردار سرلشکر پاسدار شهید محمدرضا زاهدی که به حاج علی زاهدی معروف است، یکم شهریور 1340 در اصفهان متولد شد. او به همراه شش‌تن دیگر از هم‌رزمان خود درحالی‌که مشغول انجام خدمت در بخش کنسولی سفارت جمهوری اسلامی ایران در دمشق بودند، با حمله هوایی رژیم جنایتکار صهیونیستی به شهادت رسیدند و آسمانی شدند.

چهل روزِ نبودنت!
۱۱:۳۶ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

چهل روزِ نبودنت!

و رسیدیم به چهل روزگی نداشتنت، ندیدنت، نبودنت و … کلمه‌ها را جا به جا می‌کنم، کلمه‌ها در هم می‌پیچند. لا به لای عکس‌ها می‌گردم. حرف‌های فاطمه‌ات را مرور می‌کنم. انگار که قند توی کلمه‌هایش آب می‌شود وقتی با همه حیایی که توی حرف‌هایش جوانه می‌زند، می‌گوید که چقدر خوب بلد بودی قربان صدقه یکی یک دانه دخترت بروی.

دست چپ جامانده‌ات کار را تمام کرد!
۱۱:۲۶ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

دست چپ جامانده‌ات کار را تمام کرد!

توی گوشم گفت دست عمو پیدا شده. برای همه 130 نفر ما خواهر و برادرها و دختربرادرها و دخترخواهرها و عروس و داماد و نوه شنیدن خبرش، باز ترکیدن بغضی چند روزه بود. شب بود و غم، همه جانمان را پر می‌کرد.

بمباران‌های اصفهان در «زیرزمین»!
۰۹:۵۹ - شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳
گفت‌وگو با سید مجتبی خیام‌الحسینی و روایت مستندش که این روزها در چند شبکه رسانه ملی روی آنتن رفته است

بمباران‌های اصفهان در «زیرزمین»!

سید مجتبی خیام‌الحسینی در تازه‌ترین اثر خود در قالب مستند به سراغ بمباران‌های شهر اصفهان در هشت سال جنگ تحمیلی رفته است.

از صدایش روحیه می‌گرفتیم
۱۴:۵۰ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

از صدایش روحیه می‌گرفتیم

سال 59 بود که من هم مثل خیلی از بچه‌رزمنده‌ها، خودم را به جنوب رساندم. خط معروفی بود به نام «خط شیر»؛ جایی که تمام فرماندهان جنگ، به خصوص بچه‌های اصفهان در آن خط تربیت شدند.

گفت می‌خواهم کنار دریای مدیترانه شهید شوم
۱۴:۴۷ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

گفت می‌خواهم کنار دریای مدیترانه شهید شوم

شروع آشنایی من با حاج علی زاهدی سال 61 و در لشکر امام حسین(ع) بود. حاج علی از همان روزهای اول توجه من را به خودش جلب کرد و به بهانه محبتی که به من نثار کرد، عجیب در دل و قلب من جای گرفت و اشتباه نیست اگر بگویم که پایه رفاقتمان از همان روزها شکل گرفت و تا زمان شهادتش ادامه‌دار شد.

حقش شهادت بود
۱۴:۴۳ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

حقش شهادت بود

آشنایی ما برمی‌گردد به سال 60 و منطقه دارخوین. من و چندنفر از بچه‌های دیگر و محمدرضا در منطقه پدافندی حاضر بودیم.

سردار زاهدی انسانی کم‌نظیر بود
۱۴:۳۸ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

سردار زاهدی انسانی کم‌نظیر بود

با سردار زاهدی هم‌رزم بودم. او در اندیشه، تفکر، اخلاق، رفتار و عملکرد یک انسان کم‌نظیر و مطلوب خدا بود. اندیشه و تفکر او اسلامی و در صراط مستقیم و خط سیاسی امامین انقلاب بود.

لباس مجاهدت درآورد و لباس شهادت بر تن کرد
۱۴:۳۱ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

لباس مجاهدت درآورد و لباس شهادت بر تن کرد

ما صدایش می‌زدیم حاج‌علی. سال 62 بود و عملیات خیبر که با او آشنا شدم. بعد از اینکه مؤسس و فرمانده تیپ قمربنی‌هاشم، حاج کریم نصر، در حین عملیات مجروح شد، بلافاصله فرماندهی سپاه حاج‌علی را به‌عنوان فرمانده به تیپ مأمور کردند برای ادامه عملیات.