داستان
قصه‌گوی چشم‌درشت ما
۰۹:۵۱ - سه شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳
کتاب «مترجم دردها» راهی بازار شد؛

قصه‌گوی چشم‌درشت ما

بیست‌وچندسال گذشت. انگار همین دیروز بود. درست وقتی‌که نویسنده‌های نسل جدید ایرانی درگیر منازعه فرم و محتوا بودند و تجربیات داستانی حول محور گذار از دوره پست‌مدرن به فراپست‌مدرن می‌گذشت، نشر ماهی کتاب «مترجم دردها» را راهی بازار کرد.

در جست‌وجوی هویت جدید
۱۱:۰۲ - دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۳

در جست‌وجوی هویت جدید

«درون و بیرون 2» امروز در آستانه رکورد پرفروش‌ترین انیمیشن تاریخ جهان قرار دارد. بعد از حدود گذشت 9 سال از قسمت اول این پویانمایی، قسمت دوم آن نیز اخیرا منتشر شده است.

تاریخ مختصر نفت و داستان مفصل وابستگی
۱۳:۰۰ - شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳
زند کرمانی چگونه از نهضت نفت حمایت می‌کرد؟

تاریخ مختصر نفت و داستان مفصل وابستگی

از شخصیت‌های مطرح دوره مبارزات ملی شدن نفت در ایران، آیت‌الله محمدباقر زندکرمانی بوده است. او را از چند جهت می‌توان در دایره حامیان ملی شدن صنعت نفت دانست.

داستانک‌های روضه‌خوان
۱۳:۱۱ - دوشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۳

داستانک‌های روضه‌خوان

«کتاب دَه» یک مجموعه داستانک عاشورایی است. «داستانک» یکی از قالب‌های ادبی به شمار می‌آید که از داستان کوتاه، کوتاه‌تر است.

چهارباغِ هزارداستان
۰۹:۵۱ - سه شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۳
درنگی در مجموعه‌داستان «قصه مردمان چهارباغ»

چهارباغِ هزارداستان

مهندس حجازی به روزی فکر می‌کرد که با چمدانی در دست و هزاران آرزو در سر با اتوبوس رحیم پاشنه‌طلا به اصفهان آمد. به روزی که نخست‌وزیر، نخستین شیر فشاری را در میدان نقش جهان افتتاح کرد. به روزی که همراه با اکبرآقا قرارداد اجاره‌خانه قدیمی چهارباغ را امضا کرد …

امیدواری؛ از زمستان تا بهار
۱۳:۲۳ - شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲
درنگی بر داستان عامیانه «عمونوروز»

امیدواری؛ از زمستان تا بهار

زبان شکرین و قندبار فارسی سرشار از داستان‌های اسطوره‌ای، عامیانه و کوچه‌بازاری است که سالیان دراز در قلب و خاطر ریش‌سفیدان و گیسوسفیدان ایران‌زمین جا خوش کردند و پناه جستند تا سرانجام روزی و روزگاری به روی کاغذ بیایند و این بار به‌جای داستانی شنیدنی و گوارا، در قالب کتابی خواندنی و شیرین به دست نسل‌های بعد برسند.

اصفهان شهر افسانه‌ها و اسطوره ها
۱۱:۱۵ - سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲
سخن نخست ...

اصفهان شهر افسانه‌ها و اسطوره ها

«مدینه‌ای‌ست عظیمه از شهرهای مشهور. از هر جنس خوبی‌ها را جامع، پاکی خاک و صفای هوا و عذوبت ماء و صحت ابدان و حسن صورت و حذاقت در هر علم و صناعت. به‌مرتبه‌ای که گویند که هرچه استادان اصفهان در تحسین آن کوشند، اهل صناعت جمیع بلاد از راست‌کردن مثل آن عاجز آیند.»

سفری داستانی به دل محله جوباره
۰۶:۵۵ - سه شنبه ۱ اسفند ۱۴۰۲
مطهره شیرانی، نویسنده اصفهانیِ «شنبه عزیز» از داستانی می‌گوید که از کوچه پس کوچه‌های جوباره آغاز شد و به بیت المقدس رسید

سفری داستانی به دل محله جوباره

مطهره شیرانی متولد سال 1367 در اصفهان، از داستان‌نویسان جوان شهر گنبدهای فیروزه‌ای است. او در سال 1388 در دوره آموزشی داستان کوتاه با تدریس بهزاد دانشگر شرکت کرد و از سال 1392 قدم‌هایش را محکم‌تر از همیشه در دنیای نویسندگی گذاشت.

جاماندگان در گذشته
۱۲:۲۲ - سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۲

جاماندگان در گذشته

چرا بیشتر فیلم‌سازان دنبال روایتِ قصه خود در زمان گذشته‌اند؟ با دیدن فیلم‌های جشنواره امسال شاید این پرسش برای شما هم پیش‌آمده باشد که چرا داستان بیشتر فیلم‌ها در زمان گذشته رقم خورده است و ما شاهد فیلم‌هایی در دهه‌های گذشته‌ایم.

شهرداران کوچک شهر من
۰۹:۳۸ - شنبه ۹ دی ۱۴۰۲

شهرداران کوچک شهر من

اختتامیه چهارمین دوره از جشنواره شعر و داستان «شهر من» با حضور هیئت داوران و هیئت انتخاب جشنواره، مسئولان سازمان مدیریت شهری، کمال حیدری، میثم بکتاشیان و روح‌الله فرشادفر، مسئولان سازمان فرهنگی‌تفریحی شهرداری اصفهان، تنی چند از اهالی قلم استان و کشور و برگزیدگان این جشنواره پنجشنبه 7 دی در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد.

آی قصه قصه قصه!  نون و پنیر و پسته!
۱۱:۰۱ - سه شنبه ۵ دی ۱۴۰۲
گفت‌وگو با مریم هاشمیان، قصه‌گویی که کتابخانه‌های خمینی‌شهر او را به‌خوبی می‌شناسند

آی قصه قصه قصه! نون و پنیر و پسته!

در سال‌های اخیر و با ظهور رسانه‌های ارتباط جمعی و کمرنگ‌شدن ارتباط میان افراد خانواده، این رسم شیرین کهن به فراموشی سپرده شده و قصه‌گویی از ارتباطی دوطرفه تبدیل به کاری یک‌طرفه شده و افراد صرفا از طریق کتاب‌ها و پادکست‌ها و رسانه‌ها قصه‌های موردعلاقه‌شان را انتخاب می‌کنند. این به‌خودی‌خود ایرادی ندارد و پسندیده نیز هست؛ اما کمرنگ شدن ارتباطات دوطرفه بین نسل‌ها که قصه‌گویی یکی از ابزارهای مؤثرش بود، آسیب‌هایی را نیز به دنبال دارد.

شفای خیر
۱۱:۲۹ - یکشنبه ۳ دی ۱۴۰۲

شفای خیر

جمله «چقدر زود دیر می‌شود»، هیچ‌وقت کلیشه‌ای نمی‌شود. داشت برای خودش راه می‌رفت و به زبان مخصوص خودش با مداح هم‌خوانی می‌کرد، سینه می‌زد و می‌رفت. برایش فرش سبز پهن کرده بودند.