باران آتش سنگین دشمن بیامان میبارید. صدای کربلایی، کربلایی میکرد دل را. زمان میشد عاشورا، زمین میشد کربلا. نوایی که میشد واقعه عاشورا را در یکقدمی حس کرد… عطش، ایستادن، شهادت و باز هم ایستادن… .
محرم شروع میشود با همه شور و شعورش؛ هرچند غم اباعبدالله همیشه تازه است و ما شیعیان هر جا اسم اربابمان بیاید، بغض گلوگیرمان میشود. اسم ماه عزای آقا خودش حزنانگیز است؛ چه برسد که فرارسد.
در چند دهه گذشته مجالس عزاداری در ایران عموما شکلی ثابت داشته و ترکیبی از سخنرانی، مداحی و سینهزنی بوده است.
هرگاه صحبت از تاریخ میکنیم، مثلا تاریخِ جنگها، ادیان یا اقوام، برخی نقاط و لحظهها هستند که گویی منفک از مابقی، بیرون از بدنۀ تاریخ، ایستادهاند و کارِ کارِستان خود را همچنان انجام میدهند.
«کتاب دَه» یک مجموعه داستانک عاشورایی است. «داستانک» یکی از قالبهای ادبی به شمار میآید که از داستان کوتاه، کوتاهتر است.
به چند ده سال پیش که برگردیم، زمان پدربزرگ و مادربزرگهایمان با رسیدن محرم، محلهها و کوچهها رنگ عوض میکردند.
او را به نیکی واقف نگارهها خواندهاند؛ نگارههایی که سالهای سال میمانند و هنری را نمایش میدهند که کمنظیر و بلکه بینظیرند. حرمهای منور ائمه بزرگوار شیعه و امامزادگان عظیمالشأن، مقصد و مأوای اصلی این نقش و نگارهای رنگارنگ و بیبدیل است.
واقعه عاشورا در منابع تاریخی همواره بهصورت مبسوط و گسترده انعکاس یافته است. این پدیده در حالی است که معمولا در ثبت وقایع تاریخی، پیروزیها، برجسته میشود و ردپایی از شکستها و ناکامیها دیده نمیشود.
در ابتدای ماه محرم هستیم. رفتهرفته شهر سیاهپوش میشود و غمی که در بطن خود شادی خاصی را حمل میکند، قلبها را فرامیگیرد؛ چرا که بشارتدهنده فراهمشدن مجدد زمینه خادمی در دستگاه امامحسین (ع) است.
ایام محرم و صفر مخصوصا روزهای دهه اول ماه محرم، فرصتی است جهت پالایش روح و کسب معرفت. فضای کل جامعه، حضور در هیئات و مجالس عزاداری و دیگر اتفاقاتی که در این روزها رخ میدهد، موجب تقویت روحیه خاصی در دل همگان میشود.
اگر قرار باشد بهعنوان شاگردی کوچک یادنامهای برای استاد فقید دکتر داوود فیرحی بنویسم ترجیح میدهم آن نوشتار همانطور که شاید خود ایشان همیشه دغدغه داشتند به بحث ایران و آیندهی توسعه در ایران گره بخورد. به همین دلیل سعی میکنم این نوشته در عین رعایت اختصار در سه قسمت اصلی باشد: معرفی شخصیت دکتر داوود فیرحی، آنطور که یک دانشجو او را شناخت. سپس نقل خاطرهای از کلاس درس فقه سیاسی در محضر ایشان، که طی آن به طرح دیدگاه استاد دربارهی گره اصلی راه توسعهی ایران و راهحلی که میتواند این گره را بگشاید پرداخته میشود. و در قسمت آخر، تبعات فقدان شخصیتی همچون داوود فیرحی را بر تارک اندیشه سیاسی در ایران به بررسی میگذارم. چراکه شاید بتوان با دکتر داوود فیرحی به لحاظ اندیشهای متفاوت یا مخالف بود، اما هیچگاه نمیتوان اهمیت پژوهشها و پروژهی فکری ایشان را دستکم گرفت. به گمان من پس از مرحوم دکتر حمید عنایت، تنها کتابهای دکتر داوود فیرحی بود که مخاطبانی با هر دیدگاهی را، علاقهمند به حوزهی مطالعاتی اندیشهی سیاسی در اسلام و ایران میکرد.
ایام عزاداری و سوگواری فخر اولاد آدم، حضرت سیدالشهدا (ع) علتی شد تا به دیدار حاج استاد علی نریمانی برویم، شاعر هشتادوپنجسالهای که از پانزدهسالگی تاکنون عمر خود را صرف تعزیه کرده و مهمترین داراییاش را همین میداند، سراینده کتابهای «دیوان اشعار قائمی» که در دو مجلد به چاپ رسیدهاند و کتاب «تعزیهنامه قائمی». او همچنین هشت مجلس تعزیه را بهصورت کامل سروده و مجالس زیادی را ویراستاری کرده است. این چهره شاخص تعزیه، امروز برای ما از تهدیدها و موانع یکی از مهمترین میراث فرهنگی مذهبی اصفهان روایت میکند.