سردار
بغض فروخفته یک ملت
۱۰:۳۳ - پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳

بغض فروخفته یک ملت

«انگار فرشته‌های آسمانی دورش حلقه زده‌اند»، «پدر در خونه مثل کوه می‌مونه». پدر… غرق خواندن کامنت‌های کاربران درباره «حاج قاسم» بودم؛ همان کامنت‌های روزهای اول شهادت سردار سلیمانی.

آخرین نفس‌ها زیر سایه سردار
۱۰:۲۷ - پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳

آخرین نفس‌ها زیر سایه سردار

سوار بی‌آرتی شدیم. رگبار سرفه‌هایش شروع شد. چادرش را کشید روی صورتش و پشت سر هم سرفه کرد. آب‌معدنی را گرفتم سمتش.

پرتره آبرنگ شهید هنیه به آرشیو سرداران شهید اصفهان افزوده شد
۱۱:۲۰ - یکشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۳

پرتره آبرنگ شهید هنیه به آرشیو سرداران شهید اصفهان افزوده شد

حمید قنادنیا، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان ضمن بازدید از سیزدهمین نمایشگاه تخصصی مدیریت شهری با ورود به غرفه «اصفهان‌زیبا» گفت: مسئولیت برگزاری نمایشگاه جامع مدیریت شهری از سال‌های قبل با مدیریت زیباسازی شهرداری اصفهان بوده است و عنوان اولیه آن نمایشگاه مبلمان شهری بود که سپس به نمایشگاه جامع مدیریت شهری تغییر نام یافت و امروز حوزه حمل‌ونقل نیز به آن اضافه شده است‌.

از صدایش روحیه می‌گرفتیم
۱۴:۵۰ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

از صدایش روحیه می‌گرفتیم

سال 59 بود که من هم مثل خیلی از بچه‌رزمنده‌ها، خودم را به جنوب رساندم. خط معروفی بود به نام «خط شیر»؛ جایی که تمام فرماندهان جنگ، به خصوص بچه‌های اصفهان در آن خط تربیت شدند.

گفت می‌خواهم کنار دریای مدیترانه شهید شوم
۱۴:۴۷ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

گفت می‌خواهم کنار دریای مدیترانه شهید شوم

شروع آشنایی من با حاج علی زاهدی سال 61 و در لشکر امام حسین(ع) بود. حاج علی از همان روزهای اول توجه من را به خودش جلب کرد و به بهانه محبتی که به من نثار کرد، عجیب در دل و قلب من جای گرفت و اشتباه نیست اگر بگویم که پایه رفاقتمان از همان روزها شکل گرفت و تا زمان شهادتش ادامه‌دار شد.

حقش شهادت بود
۱۴:۴۳ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

حقش شهادت بود

آشنایی ما برمی‌گردد به سال 60 و منطقه دارخوین. من و چندنفر از بچه‌های دیگر و محمدرضا در منطقه پدافندی حاضر بودیم.

سردار زاهدی انسانی کم‌نظیر بود
۱۴:۳۸ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

سردار زاهدی انسانی کم‌نظیر بود

با سردار زاهدی هم‌رزم بودم. او در اندیشه، تفکر، اخلاق، رفتار و عملکرد یک انسان کم‌نظیر و مطلوب خدا بود. اندیشه و تفکر او اسلامی و در صراط مستقیم و خط سیاسی امامین انقلاب بود.

لباس مجاهدت درآورد و لباس شهادت بر تن کرد
۱۴:۳۱ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

لباس مجاهدت درآورد و لباس شهادت بر تن کرد

ما صدایش می‌زدیم حاج‌علی. سال 62 بود و عملیات خیبر که با او آشنا شدم. بعد از اینکه مؤسس و فرمانده تیپ قمربنی‌هاشم، حاج کریم نصر، در حین عملیات مجروح شد، بلافاصله فرماندهی سپاه حاج‌علی را به‌عنوان فرمانده به تیپ مأمور کردند برای ادامه عملیات.

شبیه کسی بود که ساکش را بسته و آماده شهادت است
۱۴:۲۶ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

شبیه کسی بود که ساکش را بسته و آماده شهادت است

ده‌سال توفیق داشتم که داماد خانواده زاهدی باشم. رابطه من با حاج‌آقا یک رابطه پدر و پسری بود. حاج‌آقا خیلی مهربان بود و خیلی هم دلسوز. من را مثل پسرهای خودشان می‌دانستند؛ با این تفاوت که ممکن بود سر پسرهایشان داد بزنند؛ اما سر من هرگز.

دوست داشت ظهور حضرت مهدی(عج) را ببیند
۱۴:۲۲ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

دوست داشت ظهور حضرت مهدی(عج) را ببیند

دوره دوم سفر بابا به لبنان بود که من در همین مأموریت و در آنجا متولد شدم؛ سال 1378. هرچه در ذهنم بابا را مرور می‌کنم، می‌رسم به یک بابای تمام‌عیار و یک الگوی کامل در مسائل دینی و سیاسی. یک جورهایی کامل‌ترین آدمی بود که تا حالا دیده بودم.

بابای من بهترین بابای دنیا بود
۱۴:۱۸ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

بابای من بهترین بابای دنیا بود

سال 92 بود که ازدواج کردم و چون همسرم طلبه بود، راهی قم شدیم و خدا به ما یک دختر داد به اسم ریحانه. همیشه فکر می‌کردم اگر خواهری داشتم محبت بابا نسبت به من کم می‌شد.

پارتی‌بازی‌کن بابا؛ اما آن دنیا!
۱۳:۴۶ - شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

پارتی‌بازی‌کن بابا؛ اما آن دنیا!

فارغ‌التحصیل رشته برق الکترونیک هستم در دانشگاه امام حسین(ع) و درس را ادامه دادم و در حال حاضر هم آماده می‌شوم برای دفاع از رساله دکتری. لیسانسم را که گرفتم به استخدام سپاه درآمدم و شدم هم‌لباس بابا. همیشه دوست داشتم کنار بابا باشم؛ اما بابا در تمام طول عمرش هیچ‌وقت برای من پارتی‌بازی نکرد.