هرجا سخن از نظافت و زیبایی است، عموما زنان بهخاطر میآیند. آنها به تمیزی، زیبایی، چیدمان و هماهنگی رنگها توجه دارند؛ ساعتها وقت صرف میکنند تا غذا بپزند و آن را تزیین کنند؛ لباسی بدوزند یا آن را انتخاب کنند که رنگهایش با هم هماهنگ بوده و مطابق سلیقهشان باشد؛ مدتها جلوی آینه میایستند تا ظاهرشان را مرتب کنند؛ بسیار فکر میکنند که چیدمان وسایل خانه را چگونه قرار دهند تا زیباتر و آرامشبخشتر بهنظر آید و… .
بیش از حدود پنجاه روز از آغاز جنگ رمضان و بیش از دو هفته از آغاز آتش بس گذشته است.
این روزها و شبها همه ما احساسات پیچیده و متراکمی را درک کردهایم؛ اما بدترین حسی که یک نفر میتواند در روزهای جنگ احساس کند، حس تعلیق و ابهام است.
در سایه جنگ، در جنگ و در روزهای پس از جنگ که زندگی از مدار همیشگی خود به بیرون پرتاب میشود، مفهوم تابآوری چون کلیدی طلایی خودنمایی میکند تا از مسیرش معنایی نو به زیست و زمانه پرآشوبمان دهیم و انعطافپذیر شویم.
اکنون که ایام اربعین امام شهیدمان را سپری کردیم و 40 روز مبعوثشدن ملت عزیز ایران را به چشم دیدیم، به نظر میرسد بهتر است درباره عدد 40 کمی واکاوی کنیم. در تمام ادیان ابراهیمی عدد 40 مفهومی فرایندی دارد؛ چه از نظر زمانی و چه از نظر معنوی.
شما را نمیدانم؛ ولی آدمهای شهر برایم همیشه غریبه بودند؛ آنهم نه غریبهای که با سلامعلیکی به آشنا تبدیل شوند؛ بلکه از آنها که بهشان میگویند: «هفتپُشت غریبه! »هیچ ارتباطی با هیچکدامشان نمیگرفتم؛ جز به حکم ضرورت یا برطرفشدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا … .
تجمعهای شبانه خیابانی ایرانیان در جنگ رمضان پدیده شگفتانگیزی است. از شروع جنگ رمضان تا کنون، ایدهها و نظرهای مختلفی درباره علل وقوع این پدیده بیان شده است.
«صدای هند رجب» (The Voice of Hind Rajab) به کارگردانی کوثر بن هنیه، فراتر از یک مستند یا اثر داستانی صرف، تجربهای سینمایی است که مرزهای ژانرها را در هم میشکند و مخاطب را با پرسشی اخلاقی روبهرو میکند: آیا سینما میتواند بدون افتادن در دام تماشاگرپسندی، صدای بیپناهی را به تصویر بکشد؟
بیگمان، اغراق نیست اگر بگوییم جهان امروز دو زبان بینالمللی دارد، یکی زبان انگلیسی و دیگری زبان سینما و هردو زبان در یک راستا و در مسیر تحقق اهداف مشترکی گام برمیدارند.
زمان به عقب برمیگردد. انگار به دوران اردوهای مدرسه برگشتهایم. کنار خیابان منتظریم تا بهمحض رسیدن اتوبوس، اولی باشیم و جای خوبی گیرمان بیاید. خانم مسئول گفته ساعت هشت شب کنار مسجد انقلاب باشید؛ ولی اتوبوس 8:35 میرسد.
اول اردیبهشتماه در تقویم ملی ایران، روز بزرگداشت سعدی نام گرفته؛ شاعری که آوازهاش جهانی شده و تأثیری انکارناپذیر بر رشد و ماندگاری زبان فارسی گذاشته است. او با زبان آهنگینش توانسته مضامین اخلاقی و انسانی و عاشقانه را در جان ایرانیان و بلکه جهانیان عمق ببخشد.
قبل از انقلاب و حتی تا اواسط جمهوری اسلامی، این پرسش مهم بین مردم مطرح بود که چه نسبتی بین ایرانیت و اسلامیت برقرار است؟
در جواب به این سؤال افراد مختلفی کوشیدند. برخی مردم را از این طرف بام انداختند و برخی از آن طرف.
بهعنوان کسی که سالها ادبیات خوانده و با ادبیات زیسته، این روزها جلوه ویژهای از ادبیات را در جامعه میبینم و آن، توان جهتدهی به مردم و متحدکردن آنها و توان ایجاد تغییرات و تحولات مثبت روحی است.