«جوانی جمعیت» و «فرزندآوری» در سالهای اخیر از حساسترین و در عین حال چالشبرانگیزترین موضوعات اجتماعی ایران بوده است. از آمارهای نگرانکننده کاهش موالید تا نگرانی بابت پیری جمعیت، این بحث به یکی از اولویتهای سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای تبدیل شده.
برای درک دقیق پدیده حضور مردم در میدان، باید صورتمسئله را بهدرستی تقریر کنیم. بنده چند پیشفرض دارم: نخست اینکه، ما اکنون در یک «نبرد عینی» قرارداریم و پدیده خیابان را باید در نسبت با همین نبرد تعریف کرد.
در بازخوانی معنای خیابان و استمرار حضور مردم در فضای عمومی، یکی از جدیترین مسائلی که ذهن بنده را مشغول کرده، این است که گویی ما در مواجهه با این پدیده دچار نوعی «فقر تخیل» شدهایم؛ یعنی سطوحی از معنا وجود دارد که ما اصلا نتوانستهایم آنها را تخیل و رؤیاپردازی کنیم.
نخستین نکتهای که بنده از شب اول این تجمعها تا الان در ذهن داشتم، پرسش اساسی درباره معنای خیابان بود و معتقدم اگر بخواهیم با نگاهی فرهنگی به موضوع بنگریم و فرهنگ را بهمثابه معنای پسِ پدیدهها ببینیم، باید هر شب این پرسش را بازخوانی کنیم که حضور در خیابان چه معنایی دارد؟
نقطه آغاز این گزارش، از یک دغدغه عینی و ملموس شکل گرفت:حضور مستمر و هشتادروزه مردم در خیابانها، دیگر یک واکنش هیجانی و گذرا نیست؛ بلکه به پدیدهای پیچیده و چندلایه در بطن جامعه ایرانی تبدیل شده است.
تصور شهرموزه اصفهان که مسجدها و کاخها و منارهها و خانههای خوشقدوقامتش، به درازنای تاریخ، نگاه رهگذران را بهسوی نور و آسمان هدایت میکند، بدون یاد و خاطره آثار خوشنویسی و خطاطان بیهمتایش تصویری ناتمام است.
جنگ فقط به خانه و ساختمان و شهر و زیرساخت آسیب نمیزند. اصلیترین آسیب جنگ به روح و روان آدمی است. اصلاً اولین ترکش جنگ و اولین بمب بر سر روان آدمها فرود میآید.
سید نیما ذاکرعاملی، پژوهشگر تاریخ مقیم آلمان گفت: همچنان در مطالعات تاریخی دانشگاههای غربی، چهارچوبهای شرقشناسانه وجود دارد.
این روزها، اولویت همه مردم و مسئولان، اداره جنگ و پیروزی در آن است و تمام قلبمان در داغ امام و رهبرمان سوخته، لیکن دو سال است به آخر اردیبهشت که نزدیک میشویم، گوشهای از روحمان زخمش تازه میشود، گُل میاندازد و آه حسرت از نهادمان برمیآید،حسرت ازدستدادن کسی که همه چیزش را برای خدمت به مردم و در راه اعتلای کشور و انقلاب فدا کرد.
در میان مدیران اداره کشور، گاهی به سختی میشود آدمهایی را پیدا کرد که بیرون ساختار دیوانسالاری، شخصیتی برای خودشان نگه داشته باشند و تعاملهایشان از جنس تشریفات نباشد.
جنگ رمضان خیلیها را عوض کرد. جنگ رمضان برای خیلی از ما مانند یک انقلاب بود؛ یک دگرگونی روحی و شخصیتی. جنگ شاید همه ما را از این رو به آن رو کرد! تاجاییکه مجبور شدیم بسیاری از عاداتمان را کنار بگذاریم تا بتوانیم مقاومت کنیم؛ بتوانیم دفاع کنیم از شهر و خاک و وطنمان.
بازار کتاب کودک و نوجوان همیشه از ایدههای نو و شیوههای جدید و بهروز استقبال میکند. سبکهای جدید در قصهگویی و تصویرسازی و طراحی جلد بهدلیل ذائقه در حال شکلگیری مخاطب و علاقهاش به دنیای نو و رنگی، معمولاً با استقبال مواجه میشود و مدتی میتواند بازار را تحتتأثیر قرار دهد و چرخ نشر را بچرخاند.