آتشزدن بخشهایی از سردیس زاون قوکاسیان یک ماه پیش به خبری جنجالی در فضای فرهنگی اصفهان تبدیل شد؛ خبری متفاوت از خبرهای قبلی درخصوص سرقت از مجسمههای شهری که گاهی شاهدش بودیم و برخی مسئولان مربوطه ارزش مادی مجسمهها را دلیل وقوع آن میدانستند.
«تکههایی از تاریخ عکاسی اصفهان» با تکجملههای چند عکاس قدیمی باقیمانده شهر در قاب دوربین و رنگ سیاهوسفیدش آغاز میشود. فرقی نمیکند عکاسخانهدار باشند یا عکاس هنری یا مطبوعاتی. هرکدام جملهای میگویند و ما را به دنیای غریب عکاسی در سالهای نهچندان قریب شهرمان میبرند. به زمانی که عکاسی آنالوگ و عکاسباشی ارج و قربی داشت و عکاس با چه ذوق و سلیقهای عکسها را چاپ میکرد.
همان گونه که در سلسله یادداشتهای این ستون اشاره شده است، محاکم صالح به رسیدگی در خصوص دعاوی ناشی از اختلافات مربوط به حقوق مادی و معنوی هنرمندان با یکدیگر یا اشخاص غیرهنرمند با هنرمندان، عبارتاند از دادگاههای عمومی حقوقی و همچنین مراجع قضایی تخصصی مانند دادگاههای ویژه فرهنگ و رسانه.
یک دانشجوی ادبیات و علاقهمند به شعر در جستوجوی ردپای نشاط اصفهانی، شاعر کمتر شناختهشده دوران قــاجــار بـــرای تـــحــقـــیــق دانشگاهیاش پا به خیابان نشاط میگذارد و از بسیاری از اهالی، کسبه و ساکنان این خیابان دلیل نامگذاری آن را میپرسد. بیشتر مردم اما چیزی نمیدانند و آنهایی هم که حدس و گمانی دارند، بسیار دور از واقعیت پاسخ میدهند.
در سالهای نه چندان دور حضور زندهیاد زاون قوکاسیان، مدرس سینما و سینماگر اصفهانی که بیدریغ در اغلب پاتوقهای هنری اصفهان فعالیت داشت، گرمای خاصی به جلسات کانون فیلم حوزه هنری اصفهان داده بود. او اغلب با صبر و حوصله این جلسات را اداره میکرد و میزبان فیلمسازان مختلف و علاقهمندان سینما میشد. حالا بعد از گذشت چند سال اهالی حوزه هنری دوباره این مرکز را فعال کردهاند تا با یادی از او، سینمادوستان اصفهانی را دور هم جمع کنند. به همین منظور مراسم آغازبهکار دوباره فیلمخانه حوزه هنری اصفهان با حضور اهالی فرهنگ و هنر و با یادی از زاون قوکاسیان سهشنبه ساعت 16:30 در سالن سوره اصفهان برگزار شد.
آیین اکران مستند «سرود جمشید» درباره زندگی و زمانه استاد جمشید مظاهری روز دوشنبه یک آذرماه مقارن با روز نکوداشت اصفهان، در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد. در این آیین، معاون فرهنگی شهردار و رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان ضمن تبریک روز اصفهان، اظهار کرد: مطمئنم گرامیداشت عاشقان اصفهان و کسانی که خودشان را وقف اصفهان کردند، اتفاق مهمی است و امروز زندهیاد جمشید مظاهری شاهد و ناظر ماست و قطعا از حضور شما خوشحال است.
این روزها اصفهانترین روزهای اصفهان است. براساس مستندها و دانستههای تاریخی، باروی شهر اصفهان را در برج قوس (آذر) تکمیل کردهاند و سالها بعد با تلاش اصفهانشناسان و دوستداران اصفهان و به پیشنهاد زندهیاد لطفالله هنرفر کاشیکاری صورت فلکی برج قوس بر سردر قیصریه را بهعنوان نماد اصفهان برگزیدهاند.
از سال 2002 سازمان یونسکو، سومین پنجشنبه از ماه نوامبر هرسال را روز جهانی فلسفه معرفی کرده است که در ایران به سالروز وفات علامه محمدحسین طباطبایی، مؤلف تفسیر المیزان و از چهرههای شاخص فلسفه در عصر حاضر نزدیک است. امسال به مناسبت روز جهانی فلسفه، همایشی با همین نام از سوی «خانه حکمت» وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برگزار شد که در آن دو تن از چهرههای شاخص حوزه فلسفه در ایران، یعنی حجتالاسلام دکتر «مرتضی جوادی آملی»، رئیس بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسراء و دکتر «بیژن عبدالکریمی»، دانشیار فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال در جمع استادان، دانشجویان و دوستداران فلسفه حاضرشده و به ایراد سخن پرداختند.
قلب ایران است و جانبخش جهان است اصفهان شهر آوای هَزاران ؛ گُلسِتان است اصفهانزندهرودش مینوازد روح با آهنگ عشق همنشینی گر کنی آرام جان است اصفهانبر «سیوسهپل» هویدا ، هم پل «خواجو» ی آن ساختارش حاکی از زندهدلان است اصفهان«شیخ لطفالّه» و «عالی قاپو» و «عباسی» اش نقش دل دارد به جان ، […]
از روزی که اولین فیلم سینمایی در ایران ساخته شده تا به امروز هشتاد و هشت سال میگذرد اما با نگاهی به آنچه در دهههای پشت سرگذاشته با موضوع زنان در سینمای ایران و بررسی جایگاه واقعی آنها به این نتیجه میرسیم که بیش از نیم قرن سینمای ما به زنان بدهکار است. اساساً این سؤال مطرح است که زن به عنوان یک پروتاگونیست یا قهرمان چقدر در کنار مردان در سینمای ایران نمود داشته است؟
این قرن شگفتانگیز با عباسعلی پورصفا زاده شد؛ اما هنوز هم در روزهای پایانی همین قرن، پیشه نقاشی برای مردم دیار ما مفهوم گنگی دارد! آیا در روزگاری که سعدی را در کنج کتابخانه پنهان میسازند و عمارتهای آسمانخراش، نقشجهان دلانگیز را به حاشیه میبرند، مانند عباسعلی پورصفا خود را در نسلهای بعدی مییابند و دوباره میزایند؟ یا چون زنده رودی که مُرده است جستهوگریخته، غزل غمگنانه خداحافظی خواهند خواند؟! آیا پورصفا را پوران صفاپیشهای هست تا دیروز زیبا را به امروز پرپیرایه گره بزند و بیرق جاودانگی اصفهان را به دوش بکشد؟ ایکاش پایان قرن، بازگشتی باشد به دوران پرشکوه هنرمندان… .
در کوچهپسکوچههای شهر لاجوردی سپاهان و در روزگاری که خواندن و نوشتن برای مردم آرزو بود، کودکی به دنیا آمد که به وادی طرح و نقش و رنگ گام نهاد. او اگرچه عاشق طبیعت بوده و آموزههایش بیش از هرچیز حاصل طبیعت است و در بسیاری از تکنیکها معلم خود بوده است، اما با هنر و احساس پدرانه عیسی بهادری در هنرستان هنرهای زیبا پرورده شد و از محمد معیری و محمدعلی صفا مشق کرد و با نقاشی از ابنیه تاریخی اصفهان آنها را از زوایای مختلف جاودانه ساخت و آشنایی با علی رخسار از شاگردان کمالالملک او را به اقلیم رؤیایی رخسارهها کشاند.