روزانه چه تعداد عکس خوب در گوشیهای تلفن همراه خود میبینید؟ از میان بیش از یکمیلیارد عکسی که روزانه در فضای مجازی آپلود میشود، چه تعدادی را میتوان عکس خوب خواند؟ امروزه سواد بصری جوامع، بالا رفته است؛ اما عکس خوب گرفتن کافی نیست؛ بلکه عکاسی به قصهگویی نیاز دارد که این موضوع ارتباط میان عکاسی و علوم دیگر را نشان میدهد؛ موضوعی که ساسان مؤیدی، عکاس پیشکسوت، به آن اشاره کرده و بر ضرورت استفاده از نوشتار مناسب در عکاسی نیز تأکید میکند. او که بیش از همه با مجموعهعکسهای «تهران پنجاه روز» از جنگ و بمباران شیمیایی حلبچه شناخته میشود و سال گذشته نیز با مجموعه «حکایت عاشقی» بهعنوان اولین ایرانی برنده جایزه صلح جهانی «آلفرد فرید» در وین اتریش برگزیده شد، اعتقاد دارد اگر در ارائه عکس تأمل داشته باشیم و بهصورت مجموعهای و قصهگویی کار کنیم، به نتیجه خواهیم رسید. آنچه میخوانید دیدگاه «ساسان مؤیدی» درباره لزوم ایجاد مجموعه و قصهسازی در عکاسی است.
سالمندی، دوران مهمی از زندگی است که با سیر طبیعی تغییرات فیزیولوژیکی و روانی همراه است و میتوان با آگاهی از مراقبتهای مربوط به این سنین و شناخت این دوره، بیماری و ضعف را به کمترین حد رسانده و دوران سالمندی سالمی داشت. اگرچه در درجه نخست نیازهای عاطفی سالمندان در کنار خانوادههای آنها حاصل میشود، اما گاهی اوقات حضور در کنار همسالان و انجام فعالیتهایی که پیش از آن، فرصت پرداختن به آنها را نداشتهاند سالمندی آنها را به دورانی پویا و شکوفا تــبــدیــل میکنــد. مــرکز روزانــه آمــوزشــی توانبخشی رنگینکمان سپید اصفهان اولین مرکز روزانه آموزشیتوانبخشی ویژه میانسالان و سالمندان است که در بهمنماه 1380 شکل گرفت و از 1384 تاکنون با مجوز رسمی از سازمان بهزیستی کشور به فعالیت خود ادامه داده است؛ مرکزی روزانه برای سالمندان که در 1391 موفق به دریافت جایزه نهاد مروج علم از انجمن ترویج علم ایران شده است.
نفت و داستانهای مربوط به آن، ارتباط چندانی با کتاب «هزارویکشب» ندارند؛ اما قصههای تودرتوی این اثر، چنان در داستانهای مختلف ریشه دوانده که ناگزیر میتوان نمادهای بازآفریده آن را در نفت و افسانههایش نیز یافت. بخشی از کتاب هزار و یک شب، داستان مردی به نام «سندباد بحری» است که ماجرای سفرهای عجیب و غریبش را بیان میکند. سفرهایی آمیخته به انواع موجودات خیالی مانند غولهای عصبانی و آدمخوار، دیوها و دوالپایان.
عزاداری دهه دوم محرم در هیئت مکتب الصادق (ع) با رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار می گردد .
تالار هنر و حوزه هنری اصفهان باهدف بهرهگیری از آثار مکتوب نمایشی و پژوهشی در حوزه کمدی و انواع آن و ضرورت تولید هرچهبیشتر در اینگونه تئاتری و با اعتقاد به این موضوع که ارتقای کیفی صرفا در چرخه تولید و ارائه به مخاطب امکانپذیر است، اقدام به برگزاری سومین جایزه ملی نمایشنامهنویسی خندستان در دو بخش اصلی و جنبی کرده است.
کسانی که به جریان اندیشه در حرکت نظام اسلامی یاری میرسانند، دو دسته هستند؛ کسانی که مشخصا درون این حرکت قرار گرفتهاند و معیار خوبی یا بدی اقدامات خود را مشخصا اهداف نظام اسلامی دانند، دسته دوم عالمان و متفکرانی هستند که حرکت شخصی خود را بیرون از حرکت نظام اسلامی تعریف کردهاند، اما به واسطه نوع حضور اندیشه و درخشش معرفتی آنان به طور غیر مستقیم نظام اسلامی از آنان بهره میبرد. استاد محمدرضا حکیمی از دسته دوم بود. محمدرضا حکیمی را چه از حیث نظر و چه در زندگانی عملی بیشک باید از آرمانگرایان و عدالتخواهان به حساب آورد.
زمانی که من و دوستم تصمیم گرفتیم به کار نشر بپیوندیم نیاز بود حتما یکی دو نفر از ناشران معتبر صلاحیت ناشرشدنمان را تایید کنند؛ یکی از بهترین گزینهها که برای گرفتن این تایید به ذهنمان آمد، آقای حشمتالله انتخابی بود که آن زمان دفتری در خیابان حکیم نظامی داشت.
نوشتن و گفتن از «حشمتالله انتخابی» به خودیِ خود کاری دشوار است. این کار دشوارتر هم میشود اگر آن را محدود کنیم به بررسی و بازگویی صرفا یکی از ابعاد این چهره فرهیخته چندبُعدی اصفهانی که هر کجای این شهر اتفاقی فرهنگی در حال رقم خوردن باشد، نام و حضور او زینتبخش مجلس است.
«اگر بهشت عدن در زمين خواهد بود، به زمين اصفهان باشد و گر بر آسمان است، برابر اصفهان است؛ به هرحال اصفهان نمودار بهشت است.» سخن را با این جملات یکی از فضلای اصفهان در کتاب راحهالصدور اثر محمد راوندی (۵۹۹ق.) آغاز میکنم که آقای حشمتالله انتخابی همواره در آغاز سخنانش در همایشها یا گردهماییها نقل میکند و نشانهای از عشق فزاینده او به اصفهان است.
قصههایش تمامی ندارد. جملهای میگویم؛ حتی کلمهای، سرریز خاطرهای میشود و زمان و مکان به طرزی غریب در محضرش بیمعنی. نقلها دارد که بگوید؛ از تجربه پذیرش اولین مسئولیتهای اجتماعی به یمن فعالیت در رسد پیشاهنگی تا کشف لذت انجام اولین کمک داوطلبانه در 14سالگی در زلزله گناباد و نخستین مسافرت مستقل عمرش. از آمدن «پابهپای زایندهرود» که اولبار هوایش در نوجوانی طوری افتاد توی سرش تا موتورسیکلت پدر را بردارد و تکوتنها بزند به دل جاده، فقط برای اینکه بفهمد گاوخونی کجاست؟ و اولین جرقههای دلسپردن به کتاب با الکساندر دوما و سهتفنگدارش تا پناهبردن به کتابخانه فرهنگ در ضلع جنوبغربی مدرسه چهارباغ در دهه 40 و زندگی در هوای صمد بهرنگی و علیاشرف درویشیان و بعدها چشیدن طعم کتابداری روستایی.
علاوه بر نام که اصلیترین و اولین نشانه هویتی برای شناخت پدیدآورنده است، نشانه، عنوان و علامت ویژه پدید آورنده نیز مورد حمایت قانون قرار گرفتهاند. در حوزه مالکیت فکری که حقوق هنرمندان نیز در آن قرار دارد، با هر اثری که مواجه باشیم، با نام یا عنوان یا علامت هنری یا تجاری و صنعتی پدید آورنده نیز به تبع آن مواجه هستیم. این علامتها میتوانند منطبق با نام، یا دربرگیرنده برخی از خصوصیات نام و یا حتی کاملا بی ارتباط با نام اما منحصر به فرد و بدون مشابه باشند. قانون به تشابه علامتهای تجاری معتقد نیست، در عین حال، به تشابه در نام نیز از آنجایی که خارج از اراده قانون بوده و به امور ثبت احوال مربوط میشود، در این قانون پرداخته نشده است. اما به طور کلی تصمیمگیری قانون برای این قبیل تشابهات به نحوی بوده که امکان سوء استفاده و کپی و سرقت ادبی را کاسته باشد.