آیین اختتامیه سومین دوره جایزه ادبی جمالزاده که بهصورت مجازی از شبکههای اجتماعی مرتبط برای علاقهمندان پخش شد، همزمان با روز قلم در محل کافه کتاب ژوپیتر برگزار شد که به مدت چهل سال به مکانی برای انتشارات استاد فقید منوچهر قدسی تعلق داشت. در این مراسم برگزیدگان سومین دوره معرفی شدند و همچنین محمد عیدی معاون فرهنگی شهردار اصفهان و مدیرعامل سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان، سعید محسنی دبیر ادبی سومین دوره جایزه جمالزاده، بهزاد دانشگر عضو شورای سیاستگذاری جایزه و پژمان نظرزاده آبکنار مسئول گروه تولید محتوای سومین دوره جایزه ادبی جمالزاده، به تشریح جزئیاتی از فعالیت این جایزه در این دوره پرداختند.
بعد از یک دوره رکود به واسطه شیوع کرونا، بار دیگر چراغ هنر تئاتر در نصفجهان پرفروغ شده و دفتر تخصصی تئاتر وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان چتر حمایت مادی و معنوی اش را بر روی این هنر گسترانده است. مدیر تالار هنر با اشاره به آغاز برنامههای نمایشی تالار هنر پس از کمشدن محدودیتهای کرونایی گفت: تئاتر «بیداری به وقت خون» به کارگردانی احسان جانمی اولین نمایشی بود که در اردیبهشتماه به مدت 15 شب روی صحنه رفت و در ادامه نیز تئاتر «مکث روی ریشتر هفتم» به کارگردانی جواد ایزددوست خردادماه اجرا شد.سعید امامی اظهار داشت: تئاتر «با گارد باز گوشه رینگ» نیز به کارگردانی نورا لک از 31 خرداد اجرا شده و تا 11 تیر در سالن تماشای تالار هنر از ساعت 19 به روی صحنه میرود.
مسابقه عکاسی نجومی Insight Investment که هر سال توسط «رصدخانه سلطنتی گرینویچ» (Royal Observatory Greenwich) برگزار میشود، یکی از برترین رقابتهای عکاسی نجومی در جهان است. امسال هم همانند چند دوره قبلی، عکاسان نجومی ایرانی در این رقابتها خوش درخشیدند و نام دو عکاس نجومی کشورمان در بین انتخاب شدگان لیست نهایی دیده میشود. مسعود قدیریفر با عنوان عکس «شکوه دماوند» و حسن حاتمی با عنوان عکس «خورشید در طیف فرابنفش» برگزیده این دوره از مسابقات شدند. این مسابقه بهانهای شد تا با محسن حاتمی که اهل اصفهان است، گفتوگویی داشته باشیم تا او برایمان در مورد روند و چگونگی این مسابقه و عکاسی نجومی بگوید.
حدود صدسال پیش (سال ۱۳۰۰) کتابی (در برلین) منتشر شد که آن را آغازگر سبک نوین داستاننویسی در ایران میدانند: یکی بود یکی نبود اثر محمدعلی جمالزاده. این کتاب مجموعه هفت داستان کوتاه است به این شرح: فارسی شکر است، رجل سیاسی، دوستی خالهخرسه، درد دل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر، ویلانالدوله و کباب غاز. به غیر از یکی از داستانها (ویلانالدوله) سایر داستانها از زبان راویان اول شخص که مردند، بیان میشوند. تقریبا در تمام داستانها گویی روح خود جمالزاده، به صاف و سادگی خودش، حلول میکند و شروع به حرفزدن و روایتکردن میکند.
«قارئین محترم اخگر، شاید از تلگرافاتی که به نام فردوسی شاعر شهیر ایران از زابلستان تهیه شده و در صفحه اول همین روزنامه چندی پیش درج گردیده، خوب ملتفت شده باشند که مقصود اعلان برای نمایشی است که قریبا داده خواهد شد» (اخگر 808، 19 تیر 1312). پس از نمایش «بیژن و منیژه» که در اردیبهشت 1312 خورشیدی در سالن مدرسه متوسطه صارمیه به روی صحنه اجرا رفت و در یکی از شمارههای همین ستون (اصفهان زیبا، 5 اردیبهشت 1400) به آن پرداختیم، در ابتدای تابستان همان سال، نمایش دیگری برگرفته از اشعار فردوسی، آماده رفتن به روی صحنه میشده است. روزنامه اخگر این بار با رویکردی متفاوت، به معرفی و تبلیغ این نمایش برای خوانندگان پرداخته است. در ادامه پاراگراف بالا، نویسنده چنین توضیح میدهد:
آیین معرفی کتاب «با عینک جوزف کسوث» که نگاهی است به آغاز هنر مفهومی در ایران همراه با بررسی آثار مفهومی «مارکور گریگوریان» و «مرتضی ممیز» در موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار شد. این برنامه با برگزاری دو نشست همراه بود که نشست اول با حضور علی سجادیه و رسول کمالی دولتآبادی و نشست دوم با حضور مرتضی بصراوی و علیرضا ارواحی برگزار شد.
نبود! پول نبود. مایه تیلههای بابا خرج میشد که صبح و ظهر و شب نان بخوریم. صبحها نان خشک میخوردیم، باچایی شیرین، نه نمیچسبید! فقط شکم سیر میکردیم که خزانهمان قار و قور نکند و آبرومان نرود. مامان میگفت این بچه کنکور دارد، باید خورد و خوراکش خوب باشد مرد…!
مرد اما جواب نمیداد. بابا میگفت خودم را که نمیتوانم بکشم، ندارم، اصلا کی ترک تحصیل میکنی تو!؟ ما آرام میشدیم، من و مامان، میگفتم خداراشکر سیر میشویم، حالا درس میخوانیم غول بی شاخ و دم هوا نکردهام که کم زور باشم…!
میدانیم و سابق بر این نیز عنوان کردهایم که آثار هنری فقط به شرطی که برای اولین بار در ایران به ثبت رسیده یا منتشر شده باشند از حمایتهای قانونی مربوط به «حقوق مادی» بهرهمند میگردند و آثار هنری که برای اولین بار در خارج از کشور به ثبت رسیده باشند، چنین حمایتی در ایران نخواهند داشت. اما در مطلبی که اکنون مقابل شماست میخواهیم به این مسئله نگاه کنیم که صرف نظر از حمایتهای معطوف به حقوق مادی در قانون به نفع آثاری که در ایران ثبت و نشر شدهاند، وضعیت نوع دیگری از حمایت یعنی حمایت از «حقوق معنوی» آثار هنری که در خارج از کشور خلق یا نشر شدهاند چگونه خواهد بود؟
موزه خلاقیت و معماری خانه صفوی و گالری اکنون با همکاری انجمن فرهنگی اتریش در تهران سه نمایشگاه چیدمان با عنوان «دستهای تمیز»، «نقص» و «کتاب شکسته» از آثار «والتر کرانتر» را برگزار کرده است. با شروع دوران پاندمیک کرونا رویدادهای هنری و تعاملات فرهنگی بهویژه با هنرمندان و پلتفرمهای هنری کمرنگ شدند و راههای ارتباطی به دلیل همهگیری این ویروس رو به افول رفت. شاید همین محدودیت باعث شد که ایده همکاری و پیشبردن پروژههای هنری بهصورت آنلاین و مجازی در گالری اکنون و صفوی قوت بگیرد.
«دومین و سومین جشن پاتوق فیلم کوتاه اصفهان» به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حمایت شهرداری، حوزه هنری اصفهان، دبیرخانه جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان ونوجوانان، شرکت تبلیغاتی رویانو، موسسه فرهنگی هنری نوای مهر سپاهان و مجتمع تصویری عکاسان از ششم تا هشتم تیرماه اکران آثار در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. در این جشن 36 اثر پذیرفته شده به نمایش درآمد که 15 اثر در بخش مسابقه و 21 اثر در بخش نگاه نو بود. به همین بهانه با کارگردانهای جوان و نوجویی که آثارشان در جشن پاتوق به نمایش درآمد، به گفــتوگــو پرداختیم.
جلسه نقد و بررسی فیلمهای کوتاه اکرانشده در روز دوم پاتوق فیلم کوتاه اصفهان به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حضور سیاوش گلشیری و عطیه سلطانی، کارشناسان سینما برگزار شده و ازطریق صفحه اینستاگرام پاتوق فیلم کوتاه به صورت زنده برای مخاطبان پخش شد. سیاوش گلشیری، کارشناس سینما گفت: این فیلمها در دورههـــــای مختلفی ساخته شده است. به اعتقاد من این فیلمها چند ایراد کلی داشتند. از منظر آسیبشناسی باید بگویم ظرفی که بیشتر فیلمها باید در آن ساخته میشد گنجایش دیدهشدن نداشت. در بعضی از آثار ساختار فیلم متناسب نبود و هیچکدام از قسمتها در خدمت یکدیگر نیستند.
اولین برخورد با فیلم روایت ذهنی مـــاســت که لاجـــــرم بصری است. روایت ذهنی هـمان روایت فریمهاست، فریمهایی که با بازوی واقعیت یا بهتر بگویم با بازوی امکان، جان میگیرد و تداوم پیدا میکند و تو را به جهان فیلم نزدیک میکند. جهانی که حالا چرخ هایش به واسطه تخیل و امکان به پویش در آمده و تبدیل به عکسهای متحرکی شده که واقعی به نظر میرسد.