درحالیکه تصور میشد تلویزیون بهواسطه تشویق به خانهنشینی مردم، برنامههای متنوعی برای نوروز 1400 تدارک دیده، اما متاسفانه این گمانه در اندازه همان سیاستی بود که رسانه ملی در نوروز سال گذشته پیاده کرد. نوروز 1400 رسانه ملی در حالی به پایان رسید که باز هم هیچ برند جدیدی از این کنداکتور دوهفتهای بیرون نیامد و مدیران ترجیح دادند به جای برندسازی و سرمایهگذاری، برنامههای روتین قبلی خود را با زرقوبرق عیدانه به روی آنتن ببرند.
«هنر پیش از کرونا کرونازده بود.» این گزاره پرتکرار را از زبان بسیاری از هنرمندان رشتههای مختلف هنری میشنویم. گزارهای که از وضعیت نابسامان هنر و هنرمندان خبر میدهد و شیوع ویروس کرونا شرایط را بیشازپیش برای هنرمندان بغرنج کرده است. هنر موسیقی هم در کنار سایر هنرها از این شرایط لطمات بسیاری دیده است. شاید به نظر برسد که توسعه نرمافزارهای آنلاین راه را برای ادامه فعالیتهای آموزشی موسیقی و اجرای کنسرت باز گذاشته است؛ اما در ایران ناآشنایی با این فضاها و عدم پذیرش آنها توسط بسیاری از افراد در عمل کار را دشوار کرده است و کارها با نوعی کندی و عدم تطبیقپذیری پیش میرود. برای مواجهه نزدیک با شرایط هنر موسیقی در اصفهان و باخبرشدن از شرایط هنرمندان این عرصه با فرزان شارقی و سینا فرزادیپور، دو تن از آهنگسازان و مدرسان موسیقی در اصفهان، به گفتوگو پرداختیم.
با نخودچیها و تخمه ژاپنیهای باقیمانده آجیل، عید همه ما همان سیزدهیم کز همه عالم به دریم! مخصوصا امسال که در خانه را هم بسته بودیم و به جز یک پشتبام و حیاط و پارکینگ، محلی برای در کردن سیزده به در نداشتیم! حالا که غروب سیزده به در غمانگیزتر از سالهای پیش شده است، گریزی بزنیم به همان سیزده به در های قدیم که از یک روز قبل برنامه ریزیاش را میکردیم و به یک نفر وظیفه خطیر «جاگیر» را میدادیم.
قبل از ورود به بحث حقوقی ترانه و تصنیف یا تکست (text) که در آثار موسیقی با کلام مطرح هستند، لازم است مقدمه کوتاهی بر معرفی ادبی این گونهها داشته باشیم. با اینکه ترانهسرایی به نسبت هنر تازهای محسوب میشود و علت تازگی آن نیز به تازگی سبکها و گونههای موسیقیهای رایج امروز بر میگردد باید دانست که قبل از این و در سالهای دورتر وقتی اثر موسیقی مزین به کلام میبود به آن تصنیف یا شعر گفته میشد. خوانندگان در گذشته با استفاده از اشعار شاعران اقدام به آهنگسازی کرده و آن را اجرا میکردند. در این حالت با اثر مستقلی به نام شعر مواجه بودیم که حتی قبل از اجرا در آهنگ نیز موجودیت جدا و کامل هنری داشت. از جایی به بعد تصنیفها باب شدند بدین شکل که آهنگ سازها با ارائه سفارش به شاعران از آنان درخواست میکردند که قطعاتی را متناسب با دستگاهها و به قولی، ملودیهای مد نظر آنان بنویسند. این تصنیفها نسبتا اختصاصیتر میشدند. وضعیت حقوقی این تصنیفها بدین شکل بود که تا قبل از سفارش آهنگساز یا خواننده موجودیت مستقلی نداشتند و پس از آن خلق میشدند.
پس از پایان جشنواره فیلم فجر، این انتظار در میان سینمادوستان به وجود آمد که با رایزنیهای وزارت ارشاد، ردهبندی صنفی سینماها از درجه 3 به درجه 2 ارتقا یابد. تنها در این صورت بود که امیدها برای زنده ماندن سینماها در سال سخت 1400 بیشتر میشد. اما متاسفانه این مهم به وقوع نپیوست تا با نارنجیشدن اصفهان، حالا سینماهای نصفجهان نیز مانند پایتخت، باز هم کرکرههای خود را پائین بکشند. اتفاقی که خیلیها آن را در نتیجه اهمالکاریهای وزارت ارشاد و سازمان سینمایی میدانند. امروز و در شرایطی که رستورانها، کافهها، استخرها و دیگر مشاغل نهچندان ضروری مشغول به کار هستند، سینماها تعطیل شدهاند و این اتفاق از آن سو، پراهمیت است که اعتماد ازدسترفتهای که با اکران نوروزی در حال ترمیمیافتن بود، دوباره از بین رفت و با مشخصنبودن آینده سینماها، احتمالا با فیلمسوزی دیگری مواجه میشویم که اجازه نمیدهد صاحبان آثار سینمایی، فیلمهای خود را در شرایط مشابه، برای اکران تابستان و دیگر اوقات امسال نمایش دهند. گرچه حتی قرارگرفتن سینماها در مشاغل ردیف دوم نیز به این سادگیها نمیتواند مخاطبان را با سالنهای تاریک آشتی دهد.
گیرمو دل تورو، کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده مکزیکی، نامی آشنا برای دوستداران سینما در سرتاسر جهان است. دل تورو، بدون شک، یکی از منحصربهفردترین و خاصترین کارگردانان عصر حاضر است که بهطور ویژه نیز به خلق هیولاهای عجیب و خارقالعاده در فیلمهایش شهره است. بسیاری «هزارتوی پن» (2006) را شاهکار او میدانند، فیلمی با لایههای مفهومی پیچیده و به لحاظ بصری بسیار خیرهکننده که توانست در شاخههای بهترین چهرهپردازی، بهترین طراحی صحنه و همچنین بهترین فیلمبرداری جوایز هفتاد و نهمین دوره اسکار را از آن خود کند.
متأسفانه در سالهای اخیر، شاهد افزایش رفتار و برخوردهای انفعالی در خـصـوص مسائل گوناگون اجتماعی در سطوح مختلف جامعه و خانوادهها هستیم؛ بنابراین، در این مبحث، به برخی از علل روانشناختی اینگونه رفتارها میپردازیم.
این روزها پادکستها همانند کتابهای صوتی مخاطبان خود را مییابند و روزبهروز محبوبیت بیشتری پیدا میکنند؛ چرا که به راحتی و در هر مکان و زمانی قابلدسترسی هستند و نیاز به تمرکز زیادی ندارند. در زمان رانندگی، شستن ظرفها، پیادهروی، مرتبکردن کتابها یا استراحت میتوانید یک پادکست انتخاب کنید و به موضوع مورد علاقهتان گوش دهید.
روزها از پیشبینیناپذیری آینده و کنترل نداشتن بر روند زندگیمان حس ناامنی غریبی را تجربه میکنیم، بسیاری شغل و روابط و سرمایههای اجتماعیمان را از دست دادهایم و در کنار اینها ازیکسو کمرنگشدن حضور دوستان و عزیزان خلائی عمیق را در وجودمان رقم زده و ازسویدیگر افزایش ساعات حضور در خانه، ما را با چالشهای جدیدی در تعامل با اعضای خانوادهمان مواجه کرده است. به این موارد، نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی را هم که اضافه کنیم، خود را اسیر در کلافی سردرگم مییابیم که گویی دیگر نه خود را میشناسیم و نه نزدیکترین افراد زندگیمان را. البته این حال مختص ما نیست و بسیاری از مردم جهان در این حسوحال با ما شریکاند. در این مواقع معمولا در کنار کمک گرفتن از مشاور راهکار اقتصادی دیگر کتابهای خودیاری است.
محله جلفای اصفهان از حدود ۴۰۰ سال قبل تا کنون محور تحولات فرهنگی گوناگونی بوده که بخشهایی از آن در قالب موزه، پذیرای گردشگرانی است که به قصد آگاهی از این تحولات فرهنگی به اصفهان سفر میکنند. بهمنظور رونق و توسعه اقتصادی و حفظ فرهنگ و نگهداری آثار و ابنیه تاریخی محله جلفا، شورای خلیفهگری ارامنه جنوب ایران بر آن شده است در یکی از خانههای قدیمی جلفا متعلق به سده ۱۹ میلادی، مرکزی با محوریت هنر موسیقی ارامنه احداث کند. «گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو» در حالی در ابتدای بهار امسال افتتاح شده که یکی از بخشهای مهم این گنجینه یعنی اجرای زنده گروههای کر به دلیل شیوع کرونا تحقق نیافته است. «زویا خاچاطور» فعال فرهنگی و رئیس کارگروه پروژه تأسیس گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو در گفتگو با «اصفهان زیبا آنلاین» از اهداف و رویکردهای این گنجینه موسیقی میگوید.
مرگ پر ابهت است. بر همه چیز غلبه و سیطره دارد و هیچ چیزی را نمیتوان یافت که حتمیتر از آن باشد. متولدشدن شاید قطعی نباشد؛ اما مرگ پس از تولد قطعی است. فکرکردن به مرگ خوب است یا بد؟ میتوان مرگ را به تاخیر انداخت؟ حتی اگر جوابمان به این سوال مثبت باشد، در ازای چه چیزی میتوانیم بپذیریم که مرگمان عقب بیفتد؟ آیا پزشکی میتواند ما را از مرگ نجات دهد؟ در ازای این نجات دادن، حتی اگر بتواند، چه چیزی را ازمان میگیرد؟ اصلا چیزی به نامِ «نامیرایی» که در افسانههای قدیمی توسط اساطیر دیده میشده، وجود دارد؟ پزشکی چه چیزهایی را درباره مُردن نمیداند؟
یکی از حوزههای مهم در واکاوی مفهوم امید، حوزه اجتماعی و مسائل مربوط به آن در جامعه است. بررسی امید اجتماعی و تحلیل بسترهای اجتماعی آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. تحلیل وضعیت کنونی جامعه و چگونگی اصلاح آن از دیگر موضوعاتی است که باید برای آن تحلیل ارائه کرد. برای این منظور، پرسشهایی را با دکتر سعید مدنی، از اندیشمندان بنام و پژوهشگران شاخص در زمینه مسائل اجتماعی مطرح کردهایم تا با مطالعه پاسخهای ایشان، به شناختی دقیقتر و تحلیلی عمیقتر در این باب نایل آییم.