امید یعنی همواره انگیزه کافی در آدمی برای تصمیم گرفتن، انتخاب کردن و سپس عمل به آن وجود داشته باشد. پس همه چیز، بنابر این تعریف، به وجود یا عدم انگیزه و به شدت و ضعف آن بستگی پیدا میکند. ناامیدی یعنی بیانتخابی و بیعملی. حال ببینیم چه عواملی باعث ایجاد و تقویت انگیزه انتخاب و عمل میشوند (شروط ایجابی) و چه عواملی باعث تضعیف یا حتی از میان رفتن آن (شروط سلبی). آنچه در اینجا در خصوص شروط ایجابی و سلبی مینویسم با توجه به اوضاع و احوال زیست ما در این زمانه و این آب و خاک است. بهعلاوه، در این یادداشت بنای برشمردن همه عوامل و شروط نیست و تنها از زاویه یا زاویههایی خاص به مسئله نگاه شده است و مهمترین استدلال بر درستی این نسخه یک تجربه زیسته یا نیم قرن و اندی زندگی به گمان خودم امیدوارانه است.
گنجینه موسیقی ارامنه جلفای اصفهان در محله جلفای اصفهان آماده پذیرایی از علاقه مندان به عرصه موسیقی و هنر است.
از آن دورانی که «تاریخ» تنها در میان صفحات کتابهای قطورِ جاخوشکرده میان قفسۀ کتابخانهها معنا میشد، زمان زیادی گذشته است. حالا سالهاست که پژوهشگران و اندیشمندانِ حوزههای علوم انسانی پی به معانی تازهای از تاریخ برده و دریافتهاند آنچه مورخان نگاشتهاند تنها وجوه سطحی و ظاهری تاریخ است و باطن و عمق آن را باید در ورای این ظواهر و در بطن و متن جوامع جستوجو کرد؛ جایی که نه قصد و غرضی برای وارونه جلوه دادن حوادث وجود دارد و نه چگونه نگاشتن تاریخ به کسی ضرر و منفعتی میرساند. این نقطه همان «تاریخ شفاهی» است. یعنی وجهی آشکار و عیان از رویدادها و اتفاقاتِ گذشته که در کنار هم «فرهنگعامه» جوامع را شکل داده و این بار بهجای کاغذ، بر ذهن و خاطر اقشار مختلف مردم نقش بسته و باید تا دیر نشده ثبت و ضبط شود.
در طول تاریخ، گهگاه، یک فرد خاص وجود داشته که تأثیر عمیقی بر روشی که جامعه بر مبنای آن فکر میکند، سخن میگوید و خود را درمییابد، گذاشته است. در غرب، شاید بتوان تأثیرگذارترین اندیشمند در طول تمام اعصار را آگوستین قدیس دانست که مسیحیت را با فلسفه یونان باستان درهم آمیخت. علاوه بر این، تفکر او بهاندازه کافی انعطافپذیر بود که بتواند خود را با دورههای مختلف و آدابورسوم اجتماعی درحالتغییر وفق دهد و بنابراین همواره متناسب و کارآمد باقی بماند. اگر من همین حالا چند سؤال منتخب را از هر آدم غریبهای در یکی از خیابانهای غرب بپرسم، تقریباً بهطور قطعی خواهم توانست تأثیر آگوستین را بر نظام فکری آنها تشخیص دهم. بااینوجود، اگر از آنها بپرسم که آیا تابهحال نوشتهای از آگوستین خواندهاند، بهاحتمالزیاد پاسخشان منفی خواهد بود.
اگر اصفهان را با هنرمندانش بشناسیم و نقش آنها را در شکلگیری هویت زیبایی شناسانه اصفهان بااهمیت تلقی کنیم، بیشازپیش به لزوم ایجاد یک گذر فرهنگی برای شناخت آثار و زندگی هنرمندان بزرگ اصفهان پی خواهیم برد. نصب یازده سردیس از هنرمندان معاصر اصفهان در محور گردشگری چهارباغ بالا قدم کوچکی برای شناساندن بزرگان هنر اصفهان به شهروندان و البته گردشگران این شهر است. این پروژه به همت سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان و با همکاری هنرستان هنرهای زیبا و دبیری «محمد فخری» طراح و مجسمهساز اجرایی شده است. سردیسهای به نمایش درآمده در محور گردشگری چهارباغ بالا ادیشن دومی از آثار ساختهشده در سمپوزیوم سردیسهای هنرمندان بزرگ اصفهان در سال 95 است.
عید نوروز برای همه ما ایامی متفاوت و بخصوص است. این روزهایی ابتدایی سال با اینکه در ظاهر شبیه دیگر ایام هستند اما معانی و احساسات متفاوتی را در ما تولید میکنند. اکثر ایرانیان حسی متفاوت را در این یکی دو هفته تجربه میکنند که شاید به خوبی نتوانند با کلمات آن را توصیف کنند؛ یک نوع تجربهی ابدی کودکی و در عین حال یک نوع تجربهی همیشگی مرگ. فکر کردن به گذشته و در عین حال به فکر آینده بودن. در این روزها احساس میکنیم که تا همیشه کودک خواهیم ماند و همزمان پی میبریم ک به مرگ نزدیکتر شدهایم. برای روزهای آینده نقشه میریزیم و همزمان غرق در ایام از دست رفته میشویم.
«اصفهان بلدیه ندارد و در سایه نداشتن یک بلدیه قوی و نیرومند، هنوز در این شهری که زمانی عروس بلاد دنیا بود و حکم پاریس امروزی را داشته است، چهار خیابان نظیف، یک صحنه تئاتر، یک سالن سینما، دو سه مهمانخانه حسابی، سه چهار مؤسسه صحی، یکی دو تفرجگاه صحیح عمومی که بتواند وسایل آسایش و سرگرمی و رفاه مسافر خارجی را فراهم کند به وجود نیامده و از قراین احوال به این زودیها هم به وجود نخواهد آمد…» (اخگر، ش 314، یکم فروردین 1309).
ورکشاپ یکروزه نقاشی به همت انجمن هنرمندان نقاش اصفهان و با همکاری مدیریت طرح عالی چهارباغ در گذر تاریخی چهارباغ برگزار شد. شهلا روضاتی، مدیر روابط عمومی و امور نمایشگاههای انجمن هنرمندان نقاش اصفهان درباره برگزاری این رویداد میگوید: «چندماهی است که مکان انجمن هنرمندان نقاش اصفهان به سرای هشتبهشت که زیر نظر مدیریت طرح عالی چهارباغ اداره میشود، منتقل شده و مرکز انجمن هنرمندان نقاش اصفهان در چهارباغ عباسی است. با تغییر هیئتمدیره انجمن و به سرپرستی رسیدن آقای جواد طاهری نقاش و مجسمهساز تلاش شده است که فعالیتهای انجمن مرحله تازهای را شروع کند.»
اصفهان در آستانه نوروز 1400 و پس از خبرهای ناگوار سرقتهای پیدرپی از تندیسهای شهریاش، میزبان مجسمهای شده که نمادی از یک ورزش باستانی است و بهعنوان میراث ناملموس ایران در یونسکو به ثبت رسیده است. حالا چند روزی میشود که عابران چهارباغ اصفهان در میانه بدوبدوهای آخر سال با عنصر تازهای مواجه شدهاند که برای دقایقی آنها را به توقف در گذر وامیدارد.
ئاتر از اولین مشاغلی بود که به دلیل همهگیری کرونا تعطیل و درب سالنهای آن روی مخاطبان بسته شد. یک سال از شیوع ویروس کرونا میگذرد و هنوز راهحل مناسبی برای وضعیت بغرنج تئاتر اندیشیده نشده است. حمایتهای وعده دادهشده محقق نشدند و سالنها هم باوجود رعایت پروتکل ها و ظرفیت پایین هم مخاطبی را به خودشان ندیدند. وضعیت تئاتر اصفهان اما از بسیاری شهرهای کشور هم به مراتب بدتر است. با اینکه در بیشتر شهرهای دارای تئاتر چند ماهی اجرای تئاتر برقرار بود، در اصفهان هیچکس زیربار مسئولیت تعطیلی همهجانبه تئاتر نرفت. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان ستاد مبارزه با کرونا را مقصر دانست و این ستاد متقابلا اداره کل را مسئول وضعیت کنونی قلمداد کرد.
دومین دوره جشنواره ملی فیلم کوتاه مهرسلامت با برگزاری آیین اختتامیه و اهدای جوایز به برگزیدگان بخشهای مختلف به کار خود پایان داد. مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره با شعار «هر ایرانی یک مهروز سلامت» با حضور معاون فرهنگی، دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی و جمعی از مسئولان وزارتی، مسئولان استان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و خیرین سلامت استان در مرکز همایشهای علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار شد.
درصد قابل توجهی از تولیدات رسانهای این روزها چه در مدیوم مستند و چه در آنچه در فضای مجازی به نام فیلم منتشر میشود فاصله معناداری برای رسیدن به مفهوم فیلم و ساختار فیلمیک دارند. در خوش بینانهترین حالت تمام این تولیدات که تیتراژهای عریض و طویلی راهم به خود میبیند یک گزارش تصویری است. یک گزارش با استفاده از واحد تصویر که میتوانست به راحتی در ساختاری نوشتاری یا صوتی هم تولید شود. وفور گزارشهای تصویری و معرفی آنها به عنوان فیلم از آفتهای دیجیتال شدن سینما و همگانی شدن استفاده از وسایل ضبط و تدوین تصویر است. ما با انبوهی از افراد روبروییم که فن تصویر، فن صدا و فن تدوین میدانند اما کوچکترین آشنایی با فن فیلم ندارند.