«چشمهای شش عکاس اینجاست، شما بعد از ماهها، حضور آنها و آنچه روبهرویشان بوده را میبینید. آنها هم، به واسطه آنالوگبودن دوربینشان، تصاویری که ثبت کردهاند را با تأخیر دیدهاند و کنار شما میایستند. اینها همانی است که پیشاز شنیدن صدای شاتر و لحظه سیاهشدن همهچیز پیش چشم، میخواستند نگهش دارند؟ آنها هرگز در گذشته و به آن مکان برنخواهند گشت. آیا شما هم شاهدان این غافلگیری و گاهی افسوس هستید؟»این بخشی از استیتمنت نمایشگاه گروهی پراش است. نمایشگاهی که در نوع خودش میتواند جریان تازهای را در عرصه نمایشگاه عکس اصفهان رقم بزند.
پوریا منزه، داستاننویس و شاعر جوان متولد نجفآباد، پس از چندین سال کار ادبی، روش جالبی را برای چاپ و توزیع کتابهایش در پیش گرفته است. او که بهخوبی از دشواری حضور در بازار و سیستم نشر کتاب آگاه است، تصمیم گرفته هزینه چاپ کتابهایش را پرداخت کند و شخصا مسئولیت فروش تکتک نسخههای آثارش را بر عهده بگیرد؛ روش غیرمرسومی که منزه آن را برآمده از سبک زندگی خودش میداند. مجموعه شعر «آدمبرفیهای خندان» و دو رمان «بویایی» و«ایستگاه» کتابهایی است که تاکنون از او به چاپ رسیده است.
موسیقی پای ثابت بیشتر نمایشگاههای دوسال اخیر موزه هنرهای معاصر اصفهان بوده است.عنصر تازه ای که وجهی متفاوت را به گالریگردی مخاطبان در این موزه افزوده و گروه موسیقی خواب با ساخت و اجرای قطعاتی تجربی نقش پررنگی در ساختن فصای خاص موسیقیایی برای نزدیکشدن به کانسپت آثار به نمایش درآمده در موزه معاصر اصفهان برعهده داشته است.
فرض کنید نخستین فیلسوف تاریخ هستید به چه چیزی فکر میکنید؟ درباب چه چیزی میاندیشید؟ چه چیزی در وهله اول برای شما مسئله میشود؟ زمانی که هنوز تاریخ فلسفهای وجودی ندارد درباره چه موضوعی تفلسف میکنید؟ اگر این گزاره که «فلسفه با حیرت آغاز میشود» را بپذیریم نخستین فیلسوفان در یونان باستان از چه چیزی حیرت میکردند؟ اولین پرسشی که ذهنشان را درگیر میکرد چه بود؟ سیاست؟ اخلاق؟ خداوند؟ جامعه؟ زیبایی؟ ایده؟ معرفت؟ مفهوم؟ هیچکدام. نخستین سؤال فلاسفه ابتدایی این بود: جهان از چه چیزی ساخته شده است.
«هنر مینیاتور» (نگارگری) در پانزدهمین اجلاس کمیته بینالدول میراث فرهنگی ناملموس در فهرست میراث جهانی ناملموس یونسکو به ثبت رسید. پروندهای که پیشتر به صورت مشترک با کشورهای ترکیه، آذربایجان و ازبکستان تهیه و به یونسکو ارسال شده بود و بعد از آن با اعتراض کشور افغانستان مواجه شد. حضور چند کشور در کنار ایران برای ثبت جهانی نگارگری حرف و حدیثهای فراوانی را درباره چرایی اشتراک ایران با این سه کشور در راه ثبت جهانی مینیاتور بهوجود آورد. این پرسش و همچنین باخبرشدن از اهمیت این اقدام ما را به گفتوگو با دکتر اصغر جوانی، استاد دانشگاه هنر اصفهان، ترغیب کرد؛ گفتوگویی که در آن این استاد دانشگاه به بایدها و نبایدهای ثبت جهانی هنر نگارگری ایران پرداخت و به برخی اشتباههای مصطلح حوزه هنر تصویری ایران اشاره کرد.
باده نی در هر سری شر میکند
آن چنان را آنچنان تر میکند
«این میراثی را که از هزاران سال پیش به پدرانمان رسیده است و پدران ما به ما سپردهاند، چطور میخواهیم تحویل فرزندانمان بدهیم؟»
شهرها بستر رسوب تمامی لایههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… هستند که به وسیله شهروندان درطول تاریخ حیات یک شهر تولید میشوند، به همین دلیل کالبد شهر و شهروندانش هر دو جزو میراث یک تمدن هستند. همانطور که همه دانههای شهر در شکلدهی آن موثر هستند، اما بعضی از آنها شاخص میشوند و در کنار ویژگیهای اختصاصی، نقش ویژه خود را در عرصه عمومی میآفرینند، مانند نقشجهان، چهلستون، چهارباغ و هشتبهشت؛ مثل شهروندان. در عین اینکه حضور همه آنها شهر را میسازد ولی برخی از آنان با زیست اجتماعی متفاوتشان اثرگذاری بیشتری پیدا میکنند و خود را وارد عرصه عمومی میکنند، مانند تاج، شهناز، ارحام صدر، دهش و همدانیان.
محمد عرب، معمار و شهرشناس، از آشنایی و همکلامی با مهندس محمود درویش، معمار شناخته شده اصفهانی میگوید: «من این شانس و افتخار را داشتم که به ویژه در چند سال اخیر، در خصوص چهارباغ و سایر مسائل شهر اصفهان، فرصت همکلامی و همراهی با مهندس درویش را داشته باشم و این عاملی شد که تاحدودی با نگاه و تفکرات ایشان آشنا شوم. نکتهای که از خلال تجربهها و خاطرات ایشان برای من حائز اهمیت بوده، این است که متأثر از تجربه زیستی، شخصیت معمارانه مهندس درویش را میسازد.
علاقه به آبادانی و آرامش را میتوان در ریشههایش جستوجو کرد؛ در تولد به تاریخ 7تیر1323 در محله مسجد حکیم کوچه کتابی که آن روزها یکی از آبادترین محلههای اصفهان بوده و زندگی در سالهای کودکی و تا 4 سالگی در خانه پدریاش که خانهای قاجاری و زیبا شامل بیرونی و اندرونی بوده است. پدر، پدربزرگ و مادربزرگ پدریاش از زرگرهای بنام اصفهان بودهاند؛ اما خودش هنر معمارانه زندگیکردن را میآموزد. با مهندس محمود درویش درباره زندگی 76سالهاش و تجربه و نگاهش در معماری به گفتوگو نشستیم.
آیین اختتامیه سومین جشنواره ملی رسانه معلولین در سالن اجتماعات بهزیستی اصفهان با معرفی برترینها برگزار شد.
نام «ادیسون» برای ما که در آستانه ورود به قرن پانزدهم خورشیدی، کمی بیشتر از 100 سال است که اولین مولد 400 کیلوواتی تولید برق، به سال 1284شمسی، از روسیه به کشورمان وارد شده و بخشی از تهران را روشن کرده است میگذرد، نامی آشناست و کسی نیست که نشناسدش. اما برای مردمان هم عصرادیسون، در جغرافیایی کیلومترها دورتر از زادگاه او، این نام چندان شناخته شده نبوده است؛ به خصوص که در سال 1310 شمسی، وقتی که خبر درگذشت ادیسون در روزنامه اخگر منتشر میشود، تازه 4 سال است که اولین کارخانه برق اصفهان، توسط فضلالله دهش، ملقب به عطاء الملک (بنیانگذار کارخانه نساجی وطن که در ستون پیشین به آن پرداختیم،«اصفهان زیبا، یکم دی ماه 1399»)