فرهنگ
NONE
۱۲:۰۳ - چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹

از پرسه‌زنی میان عکس‌های قدیم اصفهان تا خلق آختامار

شوق نوشتن که همیشه به شکل یادداشت‌هایی پراکنده با او بوده با حضور در یک کارگاه داستان رنگ و رو و تبلوری دیگر می‌یابد. این کارگاه، کارگاه داستان نویسی منیرو روانی پور بوده که یک روز به صورت تصادفی آگهی‌اش را می‌بیند… نوشتن داستان کوتاه پس از این به قدری برای هما جاسمی جدی می‌شود که به فاصله 6 سال از آن روزها نخستین مجموعه داستانش را با عنوان «آختامار» منتشر می‌کند. داستان‌های این مجموعه عموما برگزیده جوایز ادبی ایران و برخی از آن‌ها منتشر شده در بعضی مجلات هستند و در آستانه دومین چاپ هستند.

NONE
۰۸:۱۰ - چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹

تماشای اصفهان از دریچه یک لوبیتل تاریخ‌ساز

حدودا بیست‌ساله بوده که دوربین لوبیتلش را خریداری می‌کند؛ دوربینی با توانایی‌های قابل توجه در زمان خودش و البته قیمت مناسب برای یک دانشجو تا عکاسی را نه به عنوان یک حرفه که از سر عشق و علاقه دنبال کند؛ در سال‌هایی که به قول مرحوم کریم امامی، استاد محبوبش در دانشگاه، عکاسی یکی از گران‌قیمت‌ترین سرگرمی‌های دنیا بوده است. حالا اما حدود 55 سال بعد، وقتی هنوز آن لوبیتلِ تاریخ‌ساز در گنجینه‌اش باقی است، روبه‌رویمان نشسته و به بهانه رونمایی کتابی از عکس‌های آن سال‌ها و تجربه‌اش از دنیای عکاسی با ما سخن می‌گوید.

NONE
۰۹:۲۲ - سه‌شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹

شانس آخر گالری‌ها در سال کرونا

با نزدیک‌شدن به پایان سال گالری‌ها برنامه‌ای را با عنوان فروش آخر سال تدارک می‌بینند. برنامه‌ای که در آن جمع‌آوری آثار تجسمی آرتیست‌های مختلف در مدیوم‌های گوناگون، قدرت خرید مخاطبان و خریداران را افزایش می‌دهند. قیمت‌های مناسب‌تر آثار مسئله مهم دیگری است که بسیاری را به حضور در این فروش‌های سالیانه ترغیب می‌کند. در اصفهان نیز دو گالری اکنون و تام در حال برگزاری رویداد فروش آخر سال هستند. برای باخبر شدن از جزئیات فروش سالانه این دو گالری با الناز رجبیان، مدیر گالری اکنون و همچنین ساناز اسلامی، مدیر گالری تام گفت‌وگو کردیم. همچنین علی استدلال، مدیر گالری نگرش در گفت‌و‌گو با ما از زاویه‌ای دیگر به تحلیل حراج پایان سال یا نمایشگاه فروش آخر سال پرداخته است.

NONE
۰۹:۰۳ - دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹

تعلیق‌های قربانی‌شده

نخستین ساخته سینمایی «کوروش آهاری»فیلم گرم و مخاطب‌پسندی است؛ اما در لایه‌های روایی خود، کلیشه‌هایی دارد که اجازه نمی‌دهد اثر را به عنوان یک فیلم اولی خلاق و تأثیرگذار بپذیریم. «آن شب» یک تریلر روان‌شناختی است که طی آن سعی شده تا زن و شوهری، بر اثر اتفاق‌هایی، رازهای مرتبط با یکدیگر را بر زبان بیاورند. این بهانه، به کیفیت رخدادهای داستانی اعتبار خوبی می‌بخشد اما متأسفانه این اعتبار با مهندسی اشتباه پایان‌بندی که بحث «خواب» را مطرح می‌کند، رنگ می‌بازد. اینکه در تمام لحظات دلهره‌آور فیلم، دوربین دارد از زاویه کسی روایت می‌شود که خواب بوده و عملا نمی‌توانسته این‌چنین مشرف به زوایا، آدم‌ها و نقاط مختلف هتل باشد، خود یک اشتباه محاسباتی است که وزن مهندسی اثر را پایین می‌آورد.

NONE
۱۳:۲۳ - یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹

بر آسمان ما هرگز ابری عبور نکرد

بخش زیادی از عمر کوتاه هر انسانی به معاشرت با دوست‌هایش یا حرف‌ زدن و فکر کردن درباره‌ی آن‌ها می‌گذرد. یک دوستی خوب می‌تواند زیباترین لحظه‌های آدمی را رقم بزند و یک دوستی بد ممکن است زندگی هر کسی را به نابودی بکشاند. حتی کوچک‌ترین بچه‌ها نیز وقتی بچه‌ دیگری را می‌بینند نوعی کشش به سمت او در خود احساس می‌کنند، چه برسد به ما آدم‌ بزرگ‌ها که دائم درگیر خوب و بد دوستانمان هستیم. شاید کسی بگوید: «من هیچ دوستی ندارم» یا اینکه با ناراحتی و احتمالاً با نوعی اعتماد به نفس هیستریک، اعلام کند: «در تنهایی خودم راحت‌ترم. هیچ دوستی نمی‌خواهم»؛ اما و دریغا که چنین چیزی احتمالاَ بیشتر نوعی واکنش به فقدان یا ضعف دوستی‌هایی است که او در زندگی‌ تجربه کرده است. هر انسانی قطعاَ بعضی از انسان‌ها را از انسان‌های دیگر بیشتر «دوست» دارد و همین دوست داشتن به خوبی می‌تواند امکان، وجود و ضرورت دوستی را در زندگی ثابت کند. 

NONE
۰۷:۱۸ - یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹

آشنایی با نقاشان معاصر اصفهان

مراسم رونمایی از کتاب «بررسی نقاشی اصفهان» با حضور نقاشان اصفهان، اعضای انجمن هنرمندان نقاش اصفهان و پژوهشگران کتاب حسین تحویلیان، محمود حسینی و محمود حشمتی در موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار شد. این سه پژوهشگر در این کتاب که توسط نشر اسپانه راهی بازار شده است، آثار ۲۶ نقاش معاصر اصفهان از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰ را مورد بررسی قرار داده‌اند. به گفته حسین تحویلیان، کتاب «بررسی نقاشی اصفهان» با تمرکز بر نقاشان معاصر اصفهان دومین کتاب از مجموعه‌ای سه جلدی است و پیش از این و در اوایل دهه 80 جلد اول آن با عنوان «مکتب نقاشی صفوی اصفهان» به چاپ رسیده است و سومین کتاب هم به نقاشی دوران قاجار خواهد پرداخت.

NONE
۰۶:۲۲ - یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹

حاشیه زاینده رود یا ساحل سِن (3)

«دیروز عصری برای گردش در حاشیه رودخانه از حوالی مدرسه چهارباغ حرکت می‌کردم. بدیهی است در هنگام عصر در خیابان چهارباغ، آلات نقاله مخصوصا درشکه در ایاب و ذهاب است و در هر درشکه کرایه، شاید در ده، شش تا حامل زنان می‌باشد. بر حسب تصادف در طول خیابان چهارباغ قبل از انحراف به طرف جاده کنار رودخانه زاینده‌رود، چندین درشکه متعاقب یکدیگر مملو از زنان ایرانی را دیدم» (اخگر، شماره 245، آذرماه 1308 شمسی).

NONE
۱۴:۰۹ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

به پاسِ انسان

محمدعلی موسوی فریدنی از اعضای اصلی و قدیمی نشریه زنده‌رود که به قول خودش، از خشت بنای اول مجله با آن همراه بوده است، به حضور و همراهی مداوم با این نشریه اشاره می‌کند: ممکن است خودم در شماره‌ای مطلب نداشته باشم، اما نداشتن مطلب به معنای عدم حضورم نبوده و نیست. نه فقط من، دیگر اعضای مجله هم این موضوع را پذیرفته‌اند که بعدازظهرهای سه شنبه‌شان وقف مجله زنده‌رود باشد.

NONE
۱۱:۵۳ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

هم‌قلمان

مطلبم را با یاد دکتر محمود عنایت، سردبیر نشریه نگین آغاز می‌کنم. من در سیکل اول دبیرستان با «نگین» آشنا شدم و گاهی تا آنجا که پول توجیبی مختصرم اجازه می‌داد، آن را می‌خریدم. روزی نشریه‌ای که اسمش را به یاد نمی‌آورم با دکتر عنایت مصاحبه‌ای کرد. در پیش‌درآمد این گفت‌وگو پرسش‌نامه‌ای دیدم که در آن ویژگی‌های شخصی عنایت درج شده بود. مثلا نام، نام خانوادگی، تاریخ تولد، فرزندان طبع{آثار تألیفی} و مانند این‌ها… .

NONE
۰۹:۲۰ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

سه دهه «زنده‌رود» جاری در فرهنگ اصفهان

فارغ از شلوغی و همهمه مشتری‌های رنگارنگ و متنوع مغازه‌ها و واحدهای تجاری و اداری پاساژ پارسیان اصفهان، یک دفتر حقوقی در طبقه پنجم این مجتمع وجود دارد که مراجعان سه‌شنبه عصرهایش نه جنسی می‌خرند نه برای حل‌وفصل پرونده‌ای می‌آیند! مراجعان واحد 705 این مجتمع سه‌شنبه‌ها یک قرار مشترک دارند: گفت‌وگو و بحث‌وجدل بر سر فرهنگ، ادب و تاریخ.

NONE
۰۹:۰۶ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

عاشقان بی‌ادعای فرهنگ

نوروز سال هزار و سیصد و هشتاد و دو بود که محمد علی موسوی فریدنی (یار دبستانی پدرم) به منزل ما آمد. من از نوجوانی شعرهایم را برای دوستان پدرم می‌خواندم. آن روز هم به درخواست پدر مشغول شعرخوانی شدم که آقای موسوی با لحن مهربان همیشگی‌اش گفت: «عموجان همین‌ها را بده تا اگر در شورای نویسندگان زنده‌رود پذیرفته شد در شماره آینده که ویژه شعر است چاپ کنیم.» با خوشحالی زیاد شعرها را به ایشان سپردم. سه ماه بعد دو جلد از فصلنامه زنده‌رود «شماره ویژه شعر» به دستم رسید.

NONE
۰۹:۰۳ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

مرام زنده‌رودی‌ها

اواخر تابستان سال ۷۷ یا ۷۸ بود که در جمعی داستان کوتاهم را خواندم. وقتی خداحافظی می‌کردیم، احمد اخوت که تازه داشتم می‌دیدمش، با همان آرامش و احتیاط خاص خودش پیش آمد و خواست داستان را به او بدهم تا در تحریریه زنده‌رود بخواند. گفت: «ولی من فقط یک رأی دارم ها!» جمله‌ای که بعدتر، وقتی خودم عضو گروه تحریریه شدم، فهمیدم مهم‌ترین جمله‌ای ا‌ست که باید گفت. چند روز گذشت و محمد کلباسی به خانه‌مان تلفن کرد. دقیق یادم نیست چه گفتند و چه گفتم. پسرکم روی پایم داشت وول می‌خورد و من هم منتظر بودم بگویند چه نقدهایی بر داستان رفته و اینکه حالا باید بازنویسی کنم یا نه، خلاص.