«ابوالفضل جلیلی» نام پراعتباری در سینمای ماست. 15 فیلم ساخته است که به جز چند فیلم ابتدایی او در دهه 60، هیچ یک از آنها در سینمای ایران اکران نشدند. اما هر چه او برای مخاطبان عام سینما، فرد گمنامی است، چهره شناختهشدهای برای فستیوالهای کوچک و بزرگ دنیاست؛ جلیلی بهواسطه همین فیلمهایی که در ایران اجازه اکران ندارند، چند ده جایزه جهانی دریافت کرده است. متأسفانه عنوان نشده چرا فیلمهای جلیلی تاکنون نه پروانه ساخت گرفتهاند و نه اجازه اکران دارند. ولی خود او معتقد است چون فیلمهایش حرف راست را به مخاطب میزنند و مخاطب هم حرف فیلمهای او را باور میکند، فرصت اکران آثارش را نیافته است.
به هنگام بررسی شمارههای نخست روزنامه اخگر، در سالهای اول و دوم چاپ آن (1307 و 1308 شمسی)، متوجه شدم که سرمقالههای صفحه اول این روزنامه، به قلم سردبیر آن باید باشد؛ چرا که عموما بدون ذکر نام نویسنده است و نویسنده در معرفی خود از ضمیر ما یا اداره ما و روزنامه ما استفاده میکند. اما در شماره 238 به تاریخ 28آبان 1308 خورشیدی، همراه با سرتیتری جنجالی، سرمقاله با ذکر نام نویسنده چاپ شده است. اتفاقی که به خودی خود کم سابقه بوده؛ چرا که در روند محتوایی روزنامه، نوشتن سرمقاله تقریبا در انحصار دستاندرکاران اصلی روزنامه بوده است. نمیدانم آیا خوانندگان آن زمان هم، به مانند من پس از آنکه چشمشان به تیتر مطلب افتاده، تند تند خطهای نخست مقاله را خواندهاند تا از موضوع سر در بیاورند؟! و شاید هم جمله اول کار خودش را کرده و آنها روزنامه را به هوایش خریده باشند: «جای بسی خوشوقتی است که برای اولین دفعه از طرف یکنفر خانم فاضله، مقالهای اساسی به دفتر اخگر رسیده و ما به درج آن مبادرت مینماییم.»
نوشتن یک نقد خوب درباره بکت بسیار سخت و دشوار است، نه به خاطر معانی عمیق و پپچیده موجود در آثار او، بلکه بالعکس، به دلیل اینکه آثار او از هر معنایی خالی شدهاند و در اعماق آنها هیچ چیز به درد بخوری پیدا نمیشود، تازه اگر اصلاً عمقی داشته باشند. نوشتن نقدهای بد اما در مورد بکت بیاندازه آسان و رایج است؛ میتوان چندین صفحه را به رمزگشایی از نمادها و رمزهای پنهان در آثار او اختصاص داد و درباره منظور نویسنده از به کارگیری واژههایی مانند گودو، مالوی یا مالون ساعتها نظرورزی کرد، میتوان سطحی بودن رادیکال بکت را نادیده گرفت و زنجیرهای از اصطلاحات و ایدههای کلی، همچون از خودبیگانگی یا معنازدایی را به نوشتههای او حقنه کرد و میتوان بکت را در کنار نویسندگان دیگر که تنها شباهتشان به بکت رئالیست نبودن و به اصطلاح عجیبغریببودنشان است، قرار دارد و با گنجاندنش در مکاتب یا جنبشهای شناخته شده هنری از رویارویی با جهان منحصربفرد او طفره رفت.
اولین حرفی که میتوان در مورد «بعد از اتفاق» زد، این است که بهشخصه از کارگردان اثر تشکر میکنم که ژانر جدیدی به نام تله تئاتر_مستند را به سینما اضافه و این شگفتی را به جشنواره تکمیل کرده و اثر در بخش فیلم داستانی رقابت میکند.
بازیگوشها به کارگردانی نادره ترکمانی در موقعیتی به تصویر کشیده شده است که در زندگی امروزه شهر نشینی غریب به نظر میرسد. صمیمیت و رفاقت اعضای روستا که احتمالا در شمال کشور واقع شده است میتواند نگاه کودک یا نوجوان را به خود معطوف کند.
در فیلم «خداحافظ سینما» طالب پسر نوجوانی که عاشق سینما و بازیگری است، به هر دری می زند تا بتواند به مطلوب خود دست یابد. او در این مسیر با مشکلات مختلفی مواجه میشود و گاهی باید با ترسها و نگرانیهایش روبهرو شود تا مشکل را حل کرده یا راه جدیدی برای رفتن به سمت هدف خود پیدا کند.
آرتور سی. بروکس، دانشمند علوم اجتماعی و نظریهپرداز معاصر، در مقاله پیشرو از عباراتی چون جو تعصبآمیز، دوقطبی شدن رسانهها، و بحث و جدلهای سیاسی مداوم، برای توصیف شرایط کنونی جامعه آمریکا در فصل انتخابات استفاده میکند. شاید برای بسیاری از ما که محکوم به زندگی در یکی از پرالتهابترین دورهها از تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورمان هستیم، این روایت از آنسوی کره خاکی، شرح ملالتباری بر احوال هر روزهمان باشد. از این روست که توجه به سلامت جسم و روح در چنین شرایطی باید برای تک تک ما در اولویت قرار بگیرد. در مقالهای که در ادامه میخوانید، بروکس توصیههای ارزشمندی را در این خصوص مطرح میکند. روشن است که هدف مقالهنویس نفی مشارکت اجتماعی فعال و بازداشتن افراد از آن نیست، چیزی که بیتردید تنها راه پیشرفت و توسعه پایدار در هر جامعهای محسوب میشود، بلکه میکوشد این را به ما بیاموزد که چگونه با دوری از تعصب و پیشداوری، هم در مسیر بهبود شرایط جامعهمان گام برداریم و هم زندگی فردی شاد و آسودهای داشتهباشیم.
«لوپتو» یک کلمه کرمانی است که به عروسکهای دست ساز قدیمی گفته میشود و عنوان تنها انیمیشن بلند سینمایی حاضر در بخش مسابقه سی و سومین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان بود. این انیمیشن که در کرمان و با نیروهای متخصص کرمانی تولید شده است محصول موسسه فرهنگی هنری فراسوی ابعاد و مرکز تلویزیون و انیمیشن حوزه هنری است و به نوعی نخستین انیمیشن سینمایی حوزه هنری هم به حساب میآید. مدیر دوپلاژ این اثر سعید شیخ زاده است و در آن چهرههای شناخته شدهای چون اکبر منانی هم به دوبله پرداختهاند. عباس عسگری که پیش از این سریال سربازان بین الملل را برای شبکه افق تولید کرده است با ما از تولید «لوپتو» در کرمان و وضعیت سینمای انیمشین ایران صحبت میکند.
«آرزوی زیبا» آخرین ساخته علی قوی تن کارگردان شناخته شده سینمای کودک و نوجوان ایران است که برای اولین بار در سی و سومین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به نمایش درآمد. اواخر سال گذشته بود که خبر توقف تولید «آرزوی زیبا» به دلیل شیوع ویروس کرونا منتشر شد با این حال گروه تولید فیلم بعد از دو ماه دوباره و این بار با رعایت کامل تمام ضوابط و پروتکلهای بهداشتی فیلمبرداری فیلم را به سرانجام رساند و فیلم را آماده حضور در جشنواره فیلم کودک و نوجوان کرد. در این فیلم که بیشتر از بازیگران و نابازیگران بومی استفاده شده است علی قوی تن علاوه بر کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی فیلم را هم برعهده دارد. قوی تن که در کارنامه کاریاش در سینمای کودک و نوجوان فیلمهایی چون پل سفید، سنجاقکهای برکه سبز، سرود تولد و پرواز بادبادکها به چشم میخورد در گفتگو با اصفهان زیبا از تولید این فیلم و شرایط سینمای کودک و نوجوان میگوید.
«خانوادهای جنگزده از شهر مرزی مهران برای درمان پدر خانواده به شهر یزد میآیند و آنجا مهمان خانوادهای یزدی میشوند…» این خلاصه داستان فیلم «مهران» دومین فیلم بلند سینمایی رقیه توکلی بعد از ساخت فیلم «مادری» است که در بخش اصلی سی و سومین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان به نمایش درمیآمد. «مهران» که در شهر یزد و با استفاده از عوامل یزدی سال گذشته جلوی دوربین رفته است به برخی اتفاقات دهه شصت، جنگ تحمیلی و رویدادهایی که برای شهر مهران روی میدهد میپردازد و پس از این موقعیت رابطه دو خانواده ایرانی را روایت میکند. رقیه توکلی که فیلمساز شناختهشدهای در عرصه فیلم کوتاه ایران بهحساب میآید، از تجربه ساخت فیلم «مهران» میگوید.
ولتن روزانه سی وسومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان با عنوان «فصل نو» به صورت مجازی با دبیری مریم قدسیه در حال انتشار است. پیشنهاد فیلم، تحلیل سینمای ایران و بین الملل، تحلیل روانشناختی، نوجواننگاری، انتشار گزارش برنامه های مختلف جشنواره، گفتگو، طنز، گزارش تصویری و ترجمه از مطالب این نشریه است. عادل امیری، […]
قسمت نخست «تورنادو» با اقبال قابل توجهی در گیشه مواجه شد. اغراق نباشد نخستین فیلم کودک ایرانی بود که مطابق با استانداردهای جلوههای رایانهای روز دنیا ساخته شد و از ظرفیتهای خوبی برای اکران بین الملل برخوردار بود که از سوی صاحبانش، متاسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفت.