فضای جلوخان و حیاط ورودی کاخ عالی قاپو دودآلود و پر از همهمه است. دود از چوبهای سوخته زیر دیگهای حلوا و کاچی پزان نذری برمیخیزد. بیست و یکم رمضان است و زنانی که چادرها را به کمر بسته و بالاسر دیگ، حلوا هم میزنند، در این اولین روز از اسفند سال یکهزار و سیصد و هشت خورشیدی، احتمالا کسانی هستند که از سرمای کشنده زمستان آن سال جان سالم به در برده، حالا به شکرانه زنده ماندن خود و خانوادههایشان، باقیمانده زغالی را که از قرار یک من، شش قران خریده بودند آوردهاند تا روی آتشش حلوای نذری بپزند. خانم صفوی هم آنجاست، همان بانوی فاضله که حالا بیشتر از بیست مقاله در روزنامه اخگر منتشرکرده است و در مطلب پیشین، با همسرش که از مبارزان مشروطهخواه اصفهان بود، آشنا شدیم.
«هرگز پشیمان نیستم. اگر دوباره به دنیا بیایم باز هم عکاس میشوم. با نگاه به گذشته به خود افتخار میکنم که هفتاد سال پیش یک پسربچه اصفهانی در شهری کوچک بودم و تصمیم گرفتم عکاس بشوم و با آنکه همه مخالف من بودند، با عزم راسخی که داشتم تصمیمم برای عکاس شدن را عملی کردم. به هرحال نمی توانم انکار کنم که زمان هم در موفقیت من یکی از عوامل اصلی بود.اینکه از کشور خارج نشدم و ماندم هم باعث خوشحالی ام است.من امکان مهاجرتم به غرب بیشتر از خیلی هایی بود که رفتند؛ اما من و همسرم ماندیم و در همین جا زندگیمان را مجددا ساختیم.البته در لحظاتی از زندگیام شانسهایی هم داشتم که به خوبی از آن استفاده کردم.نویسندهای می گوید: “آینده مانند باغ زیبایی است که برای بعضی ها یک لحظه در آن باز میشود و آن هایی که هوشیارتر هستند پایشان را لای در میگذارند و سپس با فشار خودشان را به درون آن باغ هل میدهند.برای خیلی ها آن در باز است.اما آن را نمی بینند.”
محمدرضا آریانفر نویسنده و نمایشنامه نویس پرکار خرمشهری نزدیک به دو دهه است که در اصفهان زندگی و کار میکند. کار حرفهای او نوشتن است و در این مسیر کتابهایی را در زمینههای نمایشنامه، رمان و شعر به چاپ رسانده است. آریانفر به سیاق اهالی جنوب پرحرارت و صمیمانه و البته صریح از دنیایی که در رمان ها و نمایشنامههایش خلق میکند میگوید. به خصوص از زنانی که تعیینکننده عاطفه و عشق هستند. بودن در اصفهان و پرسه در جای جای آن آریانفر را به یک عاشق تمامعیار اصفهان بدل کرده است. عاشقی که حتی اگر از این معشوق جفایی ببیند باز هم در هوایش نفس میکشد. مشروح صحبتهای این نویسنده را در ادامه میخوانید.
32 کارتونیستِ زن از شهرهای مختلف به مناسبت روز جهانی شهرها در ورکشاپی مجازی با عنوان شهر امن شرکت کردند. نمایشگاهی از این آثار نیز در گالری زمستانِ خانه هنرمندانِ تهران برپا شد. ایده این ورکشاپ به دبیری فیروزه مظفری از طرف ادارهکل امور بانوان شهرداری تهران، با همکاری مرکز ارتباطات و امور بینالملل شهرداری مطرح و حمایت شد. ایدهای که به پشتوانه طرح ارتقای احساس امنیت زنان در شهر، به دنبال فهم بهتر، شناسایی و بهسازی فضاهای بیدفاع شهری است و در این راه، به نگاه زنان کارتونیست نیز توجه کرده است؛ زنانی که در کنار تجربه زیسته خود از ناامنی در شهر، با دیدگاهی انتقادی آن را به چالش میکشند.
حقوق، علم نحوه پاسداری از مجموع حقهای تکتک مردم، در تمام زمینههای قابل تصور برای انسان است. این علم بی انتهاست، چون انسان به انتهای شناخت زمینههای زیستی خود نرسیده و حتی شاید نخواهد رسید. از این رو، هر روز و هر لحظه با کشف و پیدایش موضوعات تازه در زمینههای حیات، حقوق تازهای که معطوف به آنان باشد نیز خلق یا کشف میشوند. حقوق هنرمندان نیز از این جمله است. با اینکه ضرورت پرداختن به آن تا چند دهه قبل حس نمیشد، زیرا ضروریات زندگی انسان تا نیمههای قرن حاضر، بسیار دور از ضروریات معنوی بودند. اما از زمانی که حیثیتها با منافع مادی آمیخته شدند و جوامع یاد گرفتند که خدشه به حیثیت نیز مانند خدشه به مال دارای عواقب جبران پذیر یا جبران ناپذیر است، این ضرورت با دخالت نخبگان حقوقی تبدیل به قوانین مختلفی شد که اختصاصا یا با گریز به موضوعات هنری، تأمین کننده حقوق هنرمندان شدهاند.
چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و با همکاری سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان در بخشهای «زایندهرود»، «آزاد»، «داستان کوتاه کوتاه» و بخش ویژه «دانشجویان ایرانی خارج از کشور» برگزار میشود. جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود جشنوارهای دوسالانه است که امسال به دلیل همهگیری ویروس کرونا به شکل مجازی برگزار خواهد شد و تا اول اسفندماه پذیرای داستانهای کوتاه دانشجویان است. برای اطلاع از روند برگزاری و جایگاه این رویداد ، با سیاوش گلشیری دبیر چهارمین دوره جشنواره گفتوگو کردیم.
سیونهمین مراسم سالگرد درگذشت تاج آواز ایران، استاد جلال تاج اصفهانی به همت عمارت هنرمند وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و با تلاش و همکاری مجموعه فرهنگی تخت فولاد اصفهان در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد و آرامگاه استاد تاج اصفهانی برگزار شد. این برنامه به دلیل همهگیری ویروس کرونا و رعایت پروتکلهای بهداشتی با جمع محدودی از مدیران شهری و دوستان و شاگردان استاد تاج برگزار شد و مخاطبان از طریق اینستاگرام شاهد و ناظر برنامه بزرگداشت بودند.
اصفهان و تاج اصفهانی در یک سده اخیر پیوند ناگسستنی با یکدیگر داشتند، چنانکه بررسی آواز-شهرِ اصفهان بدون پدیدهای چون تاج، غیر ممکن است. ولی در کنار این پیوند عمیق و عشق و علاقه مردم و هنرمندان به این خواننده ارزشمند، از دیرباز، برای بسیاری پژوهشگران و اندیشمندان، تضادی درباره تاج و علاقهمندانش، قابل تأمل و پرسش بود. این پرسش و ابهام به این واقعیت مربوط میشد که با وجود این پیوند ناگسستنی، هنوز تحقیقات و پژوهشهای بسیار اندک و ناچیزی درباره تاج و سبک آوازی او صورت گرفته است. (آن هم پژوهشهایی که اکثر آنها به لحاظ پژوهش، روششناسی و مباحث ارائهشده دچار ضعفها و غلطهای مختلفی بود.)
داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین عامل توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً میتوان گفت در نظم دسترسی محدود فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمانها را تنها به همان اعضای مسلط محدود میکنند.
طرح پاییزه کتاب در پاییز 1399 همزمان با اعمال محدودیتها و تعطیلیهای بیشتر ستاد کرونا در اصفهان، بنا به شواهد، مشارکت اهالی و علاقه مندان به کتاب در اصفهان را افزون کرده است. با این وصف، نمیتوان چشم بر معایب و نقاط منفی این طرح پوشید و با یک نگاه منصفانه به ایجاد و اجرای این طرح، میتوان به قوت تداوم و تأثیرگذاری آن افزود. برای اطلاع از این موضوع با نوید تیموری مدیر پردیس کتاب اصفهان، فیروز سلطانی مدیر کتابفروشی وحدت و محمد زاهدی مدیر کتابفروشی زمان گفتوگو کردیم.
حالا که آذر ماه است و زرد و نارنجیهای برگهای پاییزی تمام شهر را رنگآمیزی کردهاند، در بررسی صفحات روزنامه اخگر، به سراغ شمارههای ماه آذر رفتم تا ببینم در آن سالها که اصفهان بسیار بیشتر از امروز به هویت باغ شهریاش نزدیک بوده و حاشیه زاینده رود با انبوه بیشهزارهای ناشناخته تعریف میشده است، حال و هوای پاییز چگونه بوده است. اما پس از خواندن متوجه شدم میان پاییز ما و پاییز آنها، چه بادها و بارانها و برفهاست که از میان رفتهاند!
حجتالله نجف پور، بازیگر تئاتر و تلویزیون و گوینده و کارگردان نمایش رادیویی، یک شنبه 9 آذرماه در سن 69 سالگی بر اثر ابتلا به کرونا در بیمارستان الزهرا اصفهان درگذشت. این پیشکسوت عرصه هنرهای نمایشی در بیش از سه دهه فعالیت، آثار بسیاری را از خود به یادگار گذاشت.حجتالله نجف پور، بازیگر تئاتر و تلویزیون و گوینده و کارگردان نمایش رادیویی، یک شنبه 9 آذرماه در سن 69 سالگی بر اثر ابتلا به کرونا در بیمارستان الزهرا اصفهان درگذشت. این پیشکسوت عرصه هنرهای نمایشی در بیش از سه دهه فعالیت، آثار بسیاری را از خود به یادگار گذاشت.