سالن سعدی حوزه هنری دیروز میزبان مراسم تودیع و معارفه رئیس پیشین و جدید حوزه هنری استان اصفهان بود. مراسمی که با حضور مدیران ارشد حوزه هنری کشور، مدیران و نخبگان و هنرمندان شهر اصفهان و اصحاب رسانه برگزار شد. استقبال پرتعداد از این مراسم اگرچه گویای اهمیت جایگاه و فعالیت حوزه هنری اصفهان در زمینه امور هنری و نیز نشاندهنده امیدواری اهالی هنر و اندیشه برای دوران تازه مدیریت این نهاد بود، با این حال این حضور پرتعداد در دوران کرونا تا حدودی مدیریت و انجام کامل پروتکلهای بهداشتی را برای برگزارکنندگان دشوار کرده بود.
چقدر زیبا و دلنشین هستند این خاطرهها و یادها. ما زنان با پارچهها و رنگها و کامواها کلی قصه و خاطره داریم. با آنها زندگی کردهایم و از دلشان هزار رنگ و نقش دیگر آفریدهایم. حالا که فراغتی هست آرام آرام آنها را از زیر گرد و غبار زمان بیرون میآوریم. نگاهشان میکنیم و زمانی به گذشته برمیگردیم و با عطر خاطرهها زندگی میکنیم. هرکدام ما را به عزیزی و یادی گره میزند. غرق میشویم در لحظات خلسهآمیز آن خاطرهها بیهیچ تأسفی با آرامش تمام. شیرینیشان را مزمزه میکنیم با فراغ بال. با کودکی کودکانمان به خاطره مادران، به جوانی خودمان. دل بسپاریم و آن لحظههای شاد و آرام را دوباره مزهمزه کنیم. دستانمان را و زیبایی ذهنمان را به کار میگیریم و باز هم هزاران نقش با هزاران رنگ میبافیم تا اشارهای باشد به متفاوتبودن تک تک ما و در پایان یکی میشویم؛ بههم پیوند میخوریم تا نشان دهیم انسان موجودی است که در پیوند مهر با دیگران مفهوم و معنی مییابد.
مجموعه «دستدست کردن دستی بر دسته در» عنوان مجموعه شعر باربد درّی شاعر جوان اصفهانی است که به عنوان اولین مجموعه شعر وی روانه بازار کتاب شده است. این مجموعه که توسط انتشارات خوزان اهواز به چاپ رسیده است پیش از این در جایزه ملی شعر جم مورد تقدیر قرار گرفته بود. با درّی درباره این مجموعه و مشکلات نشر کتاب شعر در بازار کتاب ایران گفتوگو کردیم.
در خرداد ماه سال 1286 خورشیدی که 10 ماه از امضای فرمان مشروطیت میگذرد، حاج کاکاحسین در باغ شخصیاش میزبان جمعی بالغ برهزار و پانصد نفر از تجار و علمای اصفهانی است. در این مجمع بزرگ اقتصادی که از اولینها در نوع خودش بوده است، تمامی حضار قرآن مهر نموده، در حضورهم قسم یاد کردند که از البسه و اقمشه خارجی استفاده نکنند.
خبر اجرای «شهاب حسینی»، بمب خبری این ماههای شبکه نمایش خانگی بود. خبری که خیلی زود با اضافه شدن نام «نوید محمدزاده» وسوسهکننده تر هم شد. آنقدر وسوسهکننده که مخاطب حدود سه ماه منتظر ماند تا این شوی تلویزیونی منتشر شود. برنامهای جدید که طی آن قرار بود «شهاب حسینی» در قالب مجری برنامه، سؤالات خارج از عرف مصاحبه را از «نوید محمدزاده» به همراه دوست صمیمیاش بپرسد.تمام این کنجکاویها، همزمان با انتشار قسمت اول این برنامه به پایان رسید. «همرفیق» اگرچه در قسمت اول خود با استقبال خوبی مواجه شد، اما نتوانست آنطور که انتظار میرفت، بهاصطلاح بترکاند و صدر اخبار را ولو برای یک روز به خود اختصاص دهد.اینکه «همرفیق» در نخستین گام، چه معایب و محاسنی داشت، موضوع گزارشی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
بعضی از ما شاید در زندگی به افرادی برخوردهایم که نسبت به مال و منال دنیا بی تفاوتاند و علاقهی چندانی به کسب ثروت و شهرت و افتخارات دیگر ندارند. در دوران اخیر با اینکه به مرور از تعداد چنین افرادی روز به روز کاسته میشود اما هنوز میتوان ردپایی از حضور آنها در جامعه پیدا کرد. افرادی که با ارادهی خود تصمیم میگیرند در خانههای محقر زندگی کنند، لباسهای سادهی قدیمیشان را بپوشند، به غذاهای حداقلی بسنده کنند، نیازهای خود را تا جای ممکن کنترل و حتی سرکوب کنند و چشمانشان را به روی زرق و برقهای دنیا ببندند. معمولاً در زمان عامیانه به این دسته از مردم «کلبی مسلک» میگویند؛ کسانی که مثل سگ زندگی میکنند. اما کلبی مسلک بودن یعنی چه؟ این اصطلاح از کجا آمده؟ کلبیون چه فلسفه و روشی برای زیستن دارند؟
زنگ مدرسه نیم ساعت زودتر به صدا در آمد. بعد از ظهری بودم. شب یلدا بود. مغازههای اطراف مدرسه مملو از جمعیت بود. یکی شیرینی به دست خارج میشد، یکی آجیل به دست. مرد میانسالی با هندوانهای بزرگ در یک دست و پاکتی انار در دست دیگرش از کنارم گذشت. دو سه بار پاکتها را به زمین گذاشت و کش و قوسی به خود داد و دوباره به راه افتاد. لبوفروشی در گوشه خیابان داد میکشید: «لبو دارم، لبوی داغ». ظرف لبو را روی گاری گذاشته بود و مرتب با ملاقهای در دست آب خوشرنگ لبو را رو آنها میریخت. چه برقی میزد! چقدر دلم لبو میخواست!
یکی از مهمترین و بهترین فیلمهای دهه هشتاد سینمای ایران بیتردید فیلم شب یلدای کیومرث پوراحمد است. فیلمسازی که اگرچه همگان با قصههای مجید میشناسندش، اما اوج فیلمسازیاش را در فیلم شب یلدا تجربه کرد.
یلدا طولانیترین شب سال است. نماد امید و اینکه بالاخره حتی بعد از این همه سیاهی و مدت طولانی نور و روشنایی میآید و پیدا میشود؛ ولی وقتی تنهایی و دور از همه، این زمان بیشتر میشود، طولانیتر و شاید وهم انگیزتر. به خاطر همین است که طبق عادات و رسوم، ما ایرانیها دور هم جمع میشویم. همدیگر را میبینیم و برای اینکه زمان طولانی طی شود و احساس نشود، برای هم قصه و شعر میخوانیم و سرگرم میشویم.
به قول استاد ژاله آموزگار، «در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمیخوابد؛ ایرانیان گرد هم میآیند تا به نیروی عشق و نیروی مهر، به نور دل بدهند و به جنگ سیاهترین و شومترین شب سال بروند. خوراکیهای شبچره را بر سفره کرسی میگسترانند و تا صبح شعر میخوانند، قصه میگویند، فال حافظ میگیرند و بیدار میمانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشته پیمان، فرشته راستی و فرشته نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجه این کارزار را با دمیدن صبح و دیدهشدن نخستین فروغ، جشن بگیرند.» این شب پرخاطره برای ما ریشه در تاریخ و فرهنگ غنیمان دارد که باید آن را بجوییم و فلسفهاش را دریابیم؛ چون در این روزهای سخت بیشتر از هرزمان دیگری به یاری ما میآید.
آثار هنری مشترک، آثاری هستند که توسط دستکم دو پدیدآورنده یا بیشتر از دو نفر خلق شده باشند. این آثار با آثار هنری ترکیبی تفاوت دارند؛ زیرا در آثار هنریترکیبی، با ترکیب چند هنر مواجه هستیم و این آثار لزوما قرار نیست توسط چند نفر خلق شده باشند. اما همانگونه که عنوان کردیم در آثار هنری مشترک، فارغ از ترکیبیبودن یا نبودن اثر، با چند پدیدآورنده مواجه هستیم. در این میان از نظر حقوقی چنانچه با عوامل دیگری مثل ناشرها، چاپخانهها، استودیوها و نظایر این مواجه باشیم، مسئله پیچیدهتر نیز خواهد بود.
آیین اختتامیه نخستین جشنواره ملی عکس «مثبت شصت» با حضور برگزیدگان اصفهانی و عوامل اجرایی با رعایت کامل پروتکلهای بهداشتی در سالن گردهماییهای موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار شد. در این اختتامیه که به صورت زنده از صفحه اینستاگرام جشنواره و همچنین کانون عکس اصفهان پخش شد، نفرات برتر معرفی شدندو از کسانی که حضور داشتند و عوامل اجرایی جشنواره تقدیر به عمل آمد. گفتنی است، نخستین دوره جشنواره «مثبت شصت» با تمرکز بر مقوله سالمندی و سالمندان و با همکاری بنیاد فرزانگان محبت ایرانیان، خیریه محمدامـیـن(ص) اصفــهــان، مــعاونــت اجــتــمــاعی ســازمــان فــرهــنگــیاجتماعی شهرداری اصفهان و شورای ملی سالمندان به سرانجام رسیده است. وحید مؤمنزاده دبیر اولین دوره جشنواره بود و شهرام احمدزاده ترکمانی، پژمان نظرزاده آبکنار و حامد آقاجانی کار داوری آثار را برعهده داشتند.