«فستیوال تکگویی نمایشی پژواک» عنوان جشنوارهای بود که از سوی دفتر تخصصی هنرهای نمایشی و تالار هنر وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برای روشن نگهداشتن چراغ نمایش در زمان شیوع ویروس کرونا برنامهریزی و اجرا شد.بیش از یکصد اثر نمایشی به دبیرخانه این فستیوال ارسال شد که با نظر حمید شهرانی، کارشناس ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، رسول هنرمند بازیگر و عضو شورای نظارت بر نمایش و احسان جانمی دبیر فستیوال، کارگردان و عضو هیئتمدیره انجمن هنرهای نمایشی استان بهعنوان اعضای هیئت انتخاب، 40 اثر به مرحله بعدی راه یافت.در نهایت هیئت داوران متشکل از احسان جانمی، امید نیاز، مژگان نوایی، اسماعیل موحدی و پیمان کریمی 10 اثر را به عنوان آثار برتر انتخاب کردند.
«ای برادران و خواهران گرامی که خیال کردهاید زن وجودش در جامعه بیثمر است؛ این یک اشتباه بزرگی است که فرموده و راه غلطی است که پیمودهاید. اینک به من گوش بسپارید تا بدانید که زن تا چه پایه ممکن است وجودش مثمر ثمر شود. زن در جامعه ترقی میکند، تحصیل میکند، زن عالمه میشود، جریدهنگار میشود، معلمه میشود، قابله میشود، جراح میشود، دندانساز میشود، صنعتگر میشود، میکانیک میشود، نقاش میشود، مهندس میشود؛ زن مستخدم دوایر دولتی میشود، زن وزیر میشود و بالاخره زن میتواند عنان اختیار مملکت را به دست گیرد. زن میشود آنچه که مرد میشود. اما چه زنی و به چه طریق؟ این موضوع مهمی است که باید در شمارههای آتیه به عرض شما برسانم. اینک خداحافظ تا شماره دیگر.»
نخستین جشنواره طنز ادبی شهروندی با عنوان «شهر به خیر» به همت اداره توسعه فرهنگ شهروندی و مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برگزار میشود. شاعران و نویسندگان سراسر کشور تا سیام آذرماه فرصت دارند آثار خود را در قالب شعر، داستانک (حداکثر 500 کلمه) و کاریکلماتور در موضوعات اخلاق شهروندی (مدیریت خشم، فرهنگ آپارتماننشینی، وندالیسم)، حملونقل عمومی و پاک (رعایت قوانین حملونقل و ترافیک)، فضای سبز و محیط زیست (حفظ و نگهداری فضای سبز، استفاده از گیاهان دائمی در فضای سبز خانگی)، مصرف بهینه انرژی (گاز، آب و برق) و پسماند و بازیافت (کاهش مصرف پلاستیک، کاهش تولید پسماند) به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.
جایگاه فروید و نظریاتش طی سالهای گذشته تا به امروز دستخوش دگرگونیهای زیادی شده است. اگرچه بسیاری از واژههایی که او به کار برده است، مانند عقده ادیپ ، ناخودآگاه ، ایگو و …، هنوز هم به همان صورت به کار می رود، اما یکی از مهمترین فعالیتهای فروید، که در ابتدا توجه کمتری به آن شد، ابداع نقد ادبی روانکاوانه بود؛ دستاوردی که خیلی از شیفتگان هنر را بر آن داشت تا با کمک آن به تبیین آثار هنری بپردازند.
ویلیام فاکنر یکی از مطرحترین نویسندگان آمریکایی و بهخصوص جنوب این کشور است. برنده نوبل ادبی سال 1949 در نیو آلبانی میسیسیپی به دنیا آمد. همان رودی که برای ما همیشه یادآور سفرهای هاکلبری فین و مارک تواین بوده. رمانها و داستانهای کوتاه فاکنر همواره تحت تأثیر سرزمینی است که در آن به دنیا آمده بود. سبک خاص نویسندگان جنوب آمریکا، سبکی شاخص و متمایز است. آنها از بردهداری، کشاورزی و زمینداری، فقر، کارگری، جنگهای انفصال و… سخن میگویند. شخصیتهای داستانهای نویسندگان جنوب نه روشنفکر و شهری بلکه ساده، سرراست و زودباورند. اغلب در آثار این نویسندگان طنز و شوخی بسیار دیده میشود و زبانی که برای روایت برمیگزیند پر از کنایاتی است که در عین سادگی منظور نویسنده را به خوبی منتقل میکنند و از زندگی پر از مشقت مردمان جنوب سخن میگویند.
گمان کنم احمد اخوت در کتاب «تا روشنایی بنویس» از تقدس میز نویسنده میگوید. به کتاب دسترسی ندارم اما همین که این موضوع در گوشهای از ذهنم ذخیره شده است میخواهم بهیادش بیاورم و از آن برسم به چیزی که در این نوشته به دنبالش هستم: «چگونه میشود به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» یا اصلا «چرا باید به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» پوشههایی که برای من که ندیدمشان در ابری از رمز و خیال پیچیده شدهاند، پر از تکههای ناب زندگیهای پشتسر گذاشتهشده. همین شاید بتواند بار آن تقدس میز نویسندهای را به دوش بکشد که سالها پیش در «تا روشنایی بنویس» خواندهام و بهیادم مانده است. درباره تقدس میز نویسنده، پل آستر هم در رمان «شب پیشگویی» تصویری میسازد.
آشنایی من با جناب دکتر اخوت از دانشگاه اصفهان آغاز شد، زمانی که تازه از آمریکا بازگشته بودم و در دانشکده زبانهای خارجی ادبیات انگلیسی تدریس میکردم. از پیشینه ادبی ایشان اطلاعی نداشتم، ولی در گفتوگوهای خصوصی بین خودمان به عنوان دو همکار متوجه علاقه ایشان به ادبیات و کار ترجمه و البته بعدها، از حضور مستمرشان در حلقه نویسندگان جُنگ اصفهان با زندهیاد گلشیری و جمع نویسندگان جوانی که در آن فعال بودند، آگاه شدم. با اینکه در مرکز زبانآموزی دانشگاه اصفهان مشغول تدریس بودند و بعدها به مرکز زبان آموزی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان منتقل شده و ادامه خدمتشان در آنجا سپری شد، گرایش شدید ایشان به ترجمه آثار ادبی کلاسیک و بهویژه آثار ویلیام فاکنر و بورخس که زبانی دشوار برای ترجمه دارند، مرا علاقهمند به خوانش کارهای ایشان کرد.
همچنانکه بال پرندگان برهوای متراکم ضربه میزند و بدون آن هیچ پرندهای توان پرواز ندارد، واژههایی که تخیل رهایشان کرده نیز با پرواز خود بر واقعیت صحه میگذارند. (بهار و همه، ویلیام کارلوس ویلیامز، احمد اخوت) به یاد میآورم اصفهان من گذشته و حالش فقط با بعضی نامها کامل میشود. اصلا ذهنم مکانها را با جای پای آدمها معنی میکند. راسته کتابفروشها بی استاد جمشید مظاهری ناقص است. هرشب از پشت ویترین، صندلی خالی دکتر شریعت را در کتابفروشی فرهنگسرا که دارد گرد میخورد میبینم. جایی که بوی کتاب بدهد، حتما رد مردی سفیدروی سفیدمو با چهره مهربان و پایه ریش بلند و سبیل کلفت را که یادآور مردانی آمده از فیلمیآمریکایی از دهه پنجاه میلادی است میبینی. دقیق کتابها را مینگرد.
با اینکه جرم سرقت در مفهوم ربایش اموال در قوانین جزایی ما به شکل کاملی در انواع خود شناخته است، اما عبارت سرقت ادبی در قوانین ایران تنها یک جا در تبصره یکم ماده دوازده قانون مطبوعات ایران دیده میشود، با این تعریف که سرقت ادبی عبارت است از نسبت دادن عمدی تمام یا بخش قابل توجهی از آثار دیگران به خود یا غیر، ولو به صورتترجمه. به جز این ماده قانونی، هر جای دیگری در قوانین هنرمندان با مفاهیمی مواجهیم که با سرقت ادبی مطابقت داشته، اما تصریحی در این عبارت ندارند.
روی جلد قرمز رنگ کتاب «سینما به روایت اصفهان» و زیر عنوان اصلی آن عبارت «یک پژوهش تاریخی تحلیلی» بهچشم میخورد. این گزاره به روشنی رویکرد و جهتگیری نویسندگان کتاب برای بررسی پدیده سینما در نیمه اول قرن جاری در اصفهان را نشان میدهد. رویکردی که تعمدا با دورشدن از روایت غالب و نوستالژیک بررسی پدیدههای فرهنگی در اصفهان، سعی در ترسیم نسبت میان جامعه مدرن شهر در دورههای پهلوی اول و دوم و هنر مدرنی چون سینما دارد و در این راه ارتباط میان ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و البته هنری جامعه اصفهان با سینما را مورد کنکاش قرار میدهد. به بهانه انتشار کتاب «سینما به روایت اصفهان» با نویسندگان این کتاب پژمان نظرزاده آبکنار، نفیسه باقری و مصطفی حیدری گفتوگو کردیم.
مجموعهنقاشی «عکسهای خانوادگی» پروژه یک ساله یاسین هنری، نقاش جوان و فارغالتحصیل نقاشی دانشگاه اصفهان در مواجهه با مبحث هویت و ازدسترفتن فردیت آدمهاست. هنری که در این مجموعه تحت تأثیر آرای متفکران مکتب فرانکفورت است، به صنعت فرهنگ و تبدیل انسانها به اشیا از پس یک نظام سرمایهداری میپردازد. این نمایشگاه که کارش را از دوم آبان ماه در گالری اکنون آغاز کرده است تا نهم این ماه به نمایش خود ادامه میدهد در استیتمنت نمایشگاه «عکسهای خانوادگی» میخوانیم: «از نظر تئودور آدورنو نظام سرمایهداری مردم را منفعل، بیهویت، ازخودبیگانه و تسلیم در برابر وضع موجود میکند و آنها را به موجوداتی همسان تبدیل خواهد کرد.