انگار نه انگار موشکی وسط میز مذاکره خورده است. به نظرم اگر همه چیز روشن و واضح نبود و خود آمریکا و اسرائیل به حمله به ایران اذعان و در یکی دو روز اول آن همه خوشحالی نمیکردند، حضرات روشنفکر میگفتند موشک هم کار گروههای تندرویی است که از مذاکرات میترسند؛ وگرنه مگر میشود آمریکای عاقل وسط مذاکره بزند زیر میز همه چیز؟! ولی ظاهرا از این یک فقره نتوانستند اهرمی برای فشار به تندورهای خیالی خودشان درست کنند.
میگویند برکتِ کار به جمعی بودنِ آن است و از طرفی در چنین حرکتهایی باید مراقب گرفتار نشدن در گیرودارهای سازمانی بود. این حرکتِ جمعیِ نظاممند و حقمدار، در عین گذر از قواعد بوروکراتیک، موتور محرک نقشآفرینیهای اجتماعی میشود.
در سالهای گذشته، آنگاه که احترام به پند بزرگترها بسیار بیشتر رعایت میشد و فرصت گفتوگوی مادربزرگ با نوه و پدربزرگ با نتیجه، مهیاتر بود، بزرگان فامیل و ریشسفیدها با اعضای خانواده تعاملی مستقیمتر و بهتری داشتند.
در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، از ۱۴۰۰ هجریشمسی، روز اول آبان بهعنوان روز پاسداشت مقام علمی و ادبی ابوالفضل بیهقی ثبت شده است. این اندیشمند برجسته که با نام کامل ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی شناخته میشود، در منطقۀ حارثآباد بیهق (سبزوار کنونی) متولد شد.
کتاب تاریخ بیهقی، در میان آثار تاریخی فارسی جایگاهی ممتاز دارد. اعتقاد دارم که به جای کتاب تاریخ بیهقی، باید گفت سبک بیهقی؛ زیرا بیهقی نثری استوار، سنجیده و آمیخته با زیباییهای ادبی دارد.
این کتاب از همان سطر اول دست شما را میگیرد و ناگهان به هزار سال پیش میبردتان. وقتی چشم باز میکنید، امیرمسعود را میبینید که به سودای کشورگشایی راهی اصفهان و ری شده و یکمرتبه خبر مرگ پدرش، سلطانمحمود را برایش میآورند و بدتر از همه اینکه وزیران پدر، برادرش را به جای او به تخت حکومت نشاندهاند.
محمدرضا مکارمی خالق مجمسمه اقتباسی «نبرد رستم، رخش و اژدها» میگوید منظور من از ساخت یک اثر هنر شهری، تبلور منویات درونی است که گمان میکنم اگر از حال و خیال خوشی برآمده است، لاجرم بر دل و دیدهای بنشیند تا به فضای اشتراکی من با دیگران غنا بخشد که اصل ماجرا این است.
در وبگاه سازمان اسناد و کتابخانههای جمهوری اسلامی ایران در تعریف تاریخ شفاهی اینطور آمده است: «تاریخ شفاهی یكی از شیوههای پژوهش در تاریخ است و به شرح و شناسایی وقایع، رویدادها و حوادث تاریخی براساس دیدگاهها، شنیدهها و عملكرد شاهدان، ناظران و فعالان آن ماجراها میپردازد. تاریخ شفاهی حتی در صورت مكتوب شدن، خصلتی گفتاری دارد.»
نمیدانم ما ایرانیها اینطور هستیم یا پاشنه در در بقیه دنیا هم همینطور میچرخد. منظورم اتفاقات دو سه روز اخیر است؛ اتفاقات دنیای مجازی ما که دوباره همه دارند در مورد آن حرف میزنند. انگار که مهمترین اتفاق زندگی آن رخ داده یا به کشف خیلی بزرگی نائل شدهاند.
فیلم کوتاه همواره بهعنوان «آزمایشگاه خلاقیت سینمای ایران» شناخته میشود؛ جایی که ذهنهای جوان، نوجو و پرریسک، با هزینهای اندک اما انگیزهای بزرگ، جهان خود را میآفرینند و از محدودیت، زبان تازهای میسازند.
عمر زیادی ندارد؛ همین مدِ جدیدِ «زن مستقل» را میگویم، همین تنهایی سفر رفتن زنان بدون همسر و فرزندان، همین کار کردنِ بیرون از خانه به هر قیمتی، همین تلاش زنان برای داشتن پساندازی پنهانی دور از دسترس همسرشان، همین تلاش برای داشتن یک برند اختصاصی و …
حدود سه چهار سال پیش بود که کلیپهایی، با تدوینی سینمایی، فضای مجازی را پر کردند که عبارت بود از تصویرهای رمانتیک و ژورنالیستی از تفریحات عروس و داماد و لوکیشن جشن و اکسسوریهای مربوط به آن.