سارگپهها پرندگانی شکاری از راسته عقابسانان و خانواده قوشها هستند که اغلب مردم آنها را با عقاب اشتباه میگیرند. جثه و بهخصوص منقار کوچکتر، از تفاوتهای بارز سارگپهها با عقابهاست. از نظر لغوی، «سار» به معنی پرنده تیره و «گپ» به معنی بزرگ است. «سارگپه پابلند» (Long legged Buzzrad) یکی از هفت گونه سارگپه ایران بوده که در دشتها و مناطق کوهستانی اصفهان و بیشتر در فصول پاییز و زمستان دیده میشود و به دلیل پاهای بلندتر نسبت به گونههای مشابه، به این عنوان نامیده شده است.
غذادادن به حیوانات شهری شاید هیچگاه به اندازه سالهای اخیر مرسوم نبوده است. در اکثر پارکها و پیادهروها دیدن صحنه غذادادن شهروندان به گربهها را میتوان دید. گــروهها و کمپینهای سازماندهیشده نیز همین اقدام را برای سگها انجام میدهند و حالا انگار حیوانات شهری رابطه نزدیکتری با انسانها برقرار کردهاند؛ رابطهای که میتواند شکم آنها را سیر کند. اما آن روی سکه، داستان دیگری دارد. روایتهای نگرانکنندهای از آسیبرساندن همین حیوانات شهری به کودکان و حتی حیاتوحش شنیده شده که به تعبیر کارشناسان ریشه در دخالت انسانها در چرخه زیستی این حیوانات دارد.
بازگشایی مدارس در دوران کرونا از چالشهای بزرگ نظام آموزشی کشور بوده و حالا، نخستین روز آن در میان اماواگرهای فراوان آغاز شده است. دانشآموزان از این رویداد خشنود هستند؛ چون آموزش مجازی درک مطلب و پرورش آنها را، بهویژه در مقطع ابتدایی، تحت تأثیر قرار داده است و والدین، مسئله چگونگی رعایت پروتکلها را بزرگترین نگرانی خود عنوان کردهاند. کادر مدرسه نیز بین این دو قطب در نوسان است و مهمترین مسئله برای آن، از سویی حفظ سلامت و از سوی دیگر، انتقال مطلب به شیوه صحیح، آنهم پس از دوسال کرونایی است.
آیا تا به حال از دور به رابطه خویش نگریستهایم و از حال رابطه خود با خویشتن خودمان آگاهی داریم که در بطنش چه گذشته است؟ نگاهی عمیق به دردها و عقدههای حل نشده داشتهایم؟ در گذر زمان لحظهای به خود نوازش دادهایم یا منتظر نوازشی از سوی دیگری بودهایم؟
رابطه ما با اطرافیانمان چگونه است، چقدر دیده شده و دیدهایم؟ از کدامین واژه سخن میگویم؟
تراژدی غمگین آلودگی هوا هرساله با شروع فصل پاییز، رخ عیان میکند و نفس مردم را میگیرد. این هیولای بیشاخ و دم، امسال نیز سایه خود را بر سر اصفهانِ کرونازده محبوس در لایههای دود گسترانده و نفسکشیدن را برای مردم سخت کرده است. این معضل زیستمحیطی حالا سالهاست که بخشی از زندگی ما شده و قولهای تکراری و وعدهووعیدهای مسئولان هم کاری را برایمان پیش نبرده است. این درحالی است که بحران کرونا، تعطیلی مراکز آموزشی و محدودیتهای ترافیکی هم نتوانست وضعیت هوا را رو به بهبود برده و اوضاع آلودگی هوا در این کلانشهر همچنان وخیم و هرسال بدتر از سال پیش است.
هوا که سرد میشود، معمولا همه به فکر روشن کردن بخاریها و شوفاژ میافتند اما اولین اقدام در این زمان این است که لباسهایتان را بیشتر کنید و در انتخاب جنس آن هم دقت کنید. راهنماییهای مریم صیامپور، مدیر و مربی آموزشگاه طراحی دوخت و صنایع دستی در این زمینه میتواند مفید باشد.
لالههای واژگون عشق در میدان تمنا با طمأنینه در باد سرد آبان میخرامیدند و خبر شهادت 370 رود روشن جاری در عملیات محرم سال 61، شهرها و محلههای اصفهان را درمینوردید. میدان تاریخی امام(ره) خود را برای تشییع گلگونکفنان آماده میکرد و به خاطر داشت که نزدیک به چهل سال بعد، دیدار در میدان تازه خواهد شد و شد آنچه باید بشود. بیستوپنجم آبان به عنوان روز حماسه و ایثار اصفهان در تقویم جان این شهر و این کشور به ثبت رسید و معاونت فرهنگی شهرداری اصفهان در دوره جدید مدیریت شهری با اجرای دوبرنامه متمرکز و متحرک «370 رود روشن جاری» و «شهید محله ما روشنایی شهر است»، از 25 تا 28 آبان به مدت چهارشب با موسیقی و نمایش و تجلیل از خانواده معظم شهدا به استقبال این رویداد رفت. هوا بسیار سرد بود؛ اما مردم در میدان ماندند؛چرا که این میدان، به خون شهدا گرم و زنده است.
کلمه چشمبهراه یعنی «نگران و منتظر»، «آن کس که انتظار ورود سفرکردهای یا رسیدن خبری را دارد». وقتی واژه مادر را کنار چشمبهراه قرار دهیم و بگوییم مادرِ چشمبهراه؛ وزن این نگرانی و انتظار چند برابر میشود و امیدی که جز با وصال قانع نمیشود. مادر «محمد خیامیان» در 30سالگی در اوج جوانی میشود یک مادرِ چشمبهراه. پسرش مفقودالاثر میشود، انتظار پی انتظار. چند سال بعد از روی یک فیلم عراقی متوجه میشوند در روز 29فروردین1367، روز اول ماه مبارک رمضان، در منطقه فاو به شهادت رسیده است. چشمبهراهی مادر تمام میشود؟ نه! پیکر محمد بازنگشته و این یعنی سالهای دیگر چشمبهراهی.
یک هفته از تجمع کشاورزان نجیب اصفهانی در بستر پل خواجو میگذشت که صبح روز جمعه، مردم اصفهان با اعلام فراخوان عمومی نیز به آنها پیوستند و با همراه شدن با کشاورزان دغدغههای خود در خصوص احیای دائمی زایندهرود را بیان کردند و از مسئولان خواستند به مشکلات زایندهرود رسیدگی و آب را برای همیشه در این رود جاری کنند.
از ابتدای سال جاری کارشناسان حوزه آب،در خصوص سال آبی آینده ابراز نگرانی کردهاند. اگرچه طبق پیشبینیها میگویند پاییز و زمستان 1400 هم دیو خشکسالی را از پا درنمیآورد، اما اکنون و در روزهای پایانی آبانماه، با گذر از بارندگیهای چند روز اخیر، بارقههایی از امیدواری در دل اصفهانیها روشن شده است.
«من هم قصد دارم شیرینی نخورم، ولی فشارم مدام میافتد و مجبور میشوم». امسال، روزِ جهانیِ دیابت، قصد دارم تمامِ انرژیام را صرف روشنگری در مورد همین جملهای کنم که به کرات از مراجعینم شنیدهام و خواهم شنید و آرزو دارم میزان فراگیریِ آن را، به خصوص در افراد مبتلا به دیابت و اطرافیانشان، تا حد زیادی کاهش دهم. جملهای که نشان میدهد گاهی تحلیلِ شخص مبتلا به دیابت به عنوان اولین مراقبِ خویشتن و حتی اطرافیان به عنوان افرادی موثر در سلامتِ فرد، نیاز به بازبینی و اصلاح دارد. برای این مهم لازم است خیلی مختصر به خودِ دیابت بپردازیم و بعد به اصلِ کلام که در قالب چند نکته بیان خواهم کرد.
تعداد بسیار زیادی از کشاورزان و مردم اصفهان، روز جمعه در جوار پل خواجو تخصیص آب برای کشت پاییزه را از مسوولان مطالبه کردند. معاون اول رئیسجمهور به وزرای نیرو و جهادکشاورزی دستور داد در اسرع وقت برای حل مشکل آبریز زایندهرود در هر سه استان چهارمحال و بختیاری، اصفهان و یزد اقدام کنند. همچنین […]