در جریان حمله شب گذشته مواضع بازدارندگی به نفع ایران تغییر کرده است؛ درصورتیکه ماقبل آن دست برتر از آن اسرائیل بود.
با شهادت جناب سید حسن نصرالله، اسرائیل به سنگر ایران رسیده است. این گذار از غزه به لبنان و از لبنان به ایران را چه بنامیم؛ تکامل یا تطور؟
آخرین دیدارها، خیلی مهم هستند! حضرت موسی در آخرین گفتوگویی که با بنیاسرائیل داشت، بهشدت از دست این قوم، عاصی شد! چرا؟ این قوم که حزباللهیهای اون دوران بودند!؟ چه چیزی باعث ناراحتی حضرت موسی از دست بنیاسرائیل شد؟
هشت سال جنگ تحمیلی، مقاومت مردم، قصه هر کدام از شهدا و جانبازان موضوعی است که در دل آن میتوان آثار درام و منحصر فرد بسیاری جست که هرکدام قابلیت تبدیل به یک اثر سینمایی و تصویری دارد.
اینکه میگویند جنگ یک سرباز را نمیکشد، بلکه یک خانواده را میکشد، واقعیتی است که شاید درک آن برای آنها که دوران نبرد و دفاع را ندیدهاند، سختتر باشد.
اسمش علی بود و به «دلواری»، یعنی زادگاهش در تنگستان بوشهر شهرت داشت.
اولین کسی که اسم شهردار را انتخاب کرد توانست بزند توی خال. مسئولیت شهردارها توی گروه چهلنفره بچهها، رفتوروب و شستن ظرفها و جمعکردن سفره بود. کارمان از صبح شروع میشد …
زینب تاج الدین/ مرصاد عملیاتی بود که در مقابل عملیاتی که منافقان به نام «فروغ جاویدان» راهاندازی کردند، شکل گرفت.
پدر، پسرش را در آغوش گرفته بود. دستهای بیجان پسرک با هر مویه و تکان پدر، روی زمین جلو و عقب میرفت. پدر صورت به صورت پسر گذاشت.
پیرزن گِله داشت که چرا همه سراغِ شهیدانِ گُلدرشت میروند و چرا کسی شهیدِ او را نمیشناسد! پیرزن دوست داشت دلش را بیرون بریزد.
جنگ و گردشگری در معنا و محتوا دو قطب متضاد هستند. اما آیا میتوان این دو قطب را در کنار هم قرار داد و گفت عناصری همچون جنگ، مرگ، کشتار، خون و خونریزی میتواند در کنار گردشگری که فعالیتی به ظاهر شاد و سرخوشانه است …
یکی از فنون جنگ آن است که بهجای کشتنِ یکایکِ سپاهیانِ دشمن، پهلوانی را بکشند که پشتوپناه همه اهل سپاه است و همه به حضور و توان او دلخوشاند؛ پهلوانی که نگهدارنده نظامِ لشکر است و دیگران به بودنِ او دلهایشان قُرص است و قدمهایشان استوار.