از هیاهوی جنگ و چک کردن اخبار که فارغ شدیم؛ کارهای فراوانی را باید انجام دهیم. همان وظیفههایی که شاید حدس نمیزدیم بر عهده ما باشد. خیلی آدمها کسب و کارهای خودشان را رها کردند تا در سنگر دیگری خدمت کنند.
همه سالهایی که با زندگینامه شهدای دفاع مقدس گذشت، فکر میکردم کمترین وظیفه من این است که اگر در هر شهر و دیاری میهمان میشوم، سری به گلزار شهدا بزنم.
هر سال مُحرم، تاریخ عوض و دوران خادمی و نوکری صفر میشود. عدهای مثل هر سال توفیق خدمت دارند و عدهای دیگر باید تلاش کنند تا بتوانند قدمی برای عزاداران حسینی بردارند.
جنگ همان واژه ترسناکی که تا به امروز این چنین آشنا نبود. برای من خلاصه میشد در زندگینامه شهدای دفاع مقدس و بعدترها در خاطرات شهدای مدافعان حرم. ولی این روزها واژهای است که در معاصرترین دوران نمود پیدا کرده است و این طور به یک باره، سرو کلهاش پیدا شده است
بانو جان، از میان القاب و صفات برتر و نیک شما کوثر را عجیب دوست دارم. کوثر همان خیر کثیر است؛ یعنی موجودی که منشأ خیرات و برکات فراوان است و در عین وحدت، مولد کثرت است.
آیه تطهیر…همان آیهای که پیامبر اکرم (صلیالله) هر صبح به وقت نماز، آیه شریفه را تا چند ماه بعد از نزول آن بر درِ خانه شما میایستادند و میخواندند. این خانه همان خانه است و اهالی آن همان اهلبیت رسول خدا… چرا و چطور اینطور موردحمله قرار گرفته؟!
باید طلبیده شویم. باید دعوتنامه را امضا کنند. باید اذن دهند تا بتوانیم قدم از قدم برداریم… باز هم آه میکشم و خیره به تصاویری هستم که دلم را آتش میزند. حسرت میخورم برای سفری که قسمت نشده. برای دیداری که مهیا نشد. برای حرمی که مدتهاست دلتنگش شدهام.
به اربعین رسیدیم. همان شور و شعور جاری، همان عشق و ارادت بی انتها و همان کرامت و معجزهها… خدا را شکر به قدر اربعینهای هر ساله چشمان ما این وحدت و برادری را میبیند.
در زمین قدم بر میداری و در کربلا هستی. چشمانت خیره به تصاویر زائران کربلاست، در دلت شوری عجیب به پا شده. لحظههای زیارت، خاطرات سفر و همه لحظات چشم نواز مسیر را مرور میکنی.
سری به عکسها میزنم. روزهای پردرد التیام میخواهد. با تکتک این عکسها خاطرههایی ناب و لحظههایی ویژه را مرور میکنم. انگار جان دارند و من را به تکرار وادار میکنند. هنوز مزه چای عراقی زیر زبانم هست و همان اشتیاق رسیدن به عمود دیگر…
در ورودی درِ دل من، صافی موجود هست که غیر تو را نمیپذیرد …دلم تو را طلب میکند …غیر تو را خوار میشمارد. آری واقعیت اینگونه است حقیقتی به جز حسین (علیه السلام) حقیقتی فرومایه است…
ماریه هم رسالتی چون خدیجه در بذل ثروت برای نشر اسلام داشت؛ با این تفاوت که آن سالها برای رونق اسلام هزینه میشد و امسال برای احیای اسلام نبی!