
تیر ماه است، سخن از عباس کیارستمی خنکایی است که به سینمای تب زده این روزها جانی دوباره میبخشد. او در تیر ماه متولد و در همین ماه به ابدیت سفر میکند. چه خوب است که به رسم «تکرار» از او یاد کنیم. نه فقط برای برگزاری نکوداشت یاد او که آنهم بباید و بل اینکه با تکرار از او به فصلی تازه بیندیشیم که سینمای امروز بدون کیارستمی انگار چیزی کم دارد.












در بیش از یکسالی که کرونا در ایران، بیش از چهار پیک را پشتسر گذاشته، تقریبا هیچ صنفی مانند سینما متضرر نشده است. حجم تولیدات به کمتر از یکچهارم رسیده و بسیاری از سینماگران تلاش کردهاند به دلیل خانهنشینی اجباری مردم و تغییر سبک زندگی، به سمت شبکه نمایش خانگی کوچ کنند. سینماها هم طی 15 ماه اخیر، بیش از 10 ماه تعطیل بودهاند و در همان چند ماهی که فعالیت داشتهاند نیز با استقبال چندانی مواجه نشدهاند. به همین دلیل سینما، یکی از ضرر دهترین مشاغل دوران کرونا بوده است.












جنبش سینمـــــای آزاد ایران یکی از قدرنادیدهترین جنبشها و دورههای سینمایی تاریخ سینمای ایران است، دورهای که در آن مفهوم سینمای مستقل در تمام طول تاریخ سینمای ایران بهغایت خودش نزدیک میشود و پایههای فیلمسازی فیلم کوتاه در دهههای بعد از خود را شکل میدهد. بازخوانی دوباره این جنبش در سالهای اخیر توسط برخی مراکز تخصصی و گروههای سینه فیلی به دلایل مختلف پیگیری شده است. دفتر تخصصی سینمای سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان یکی از این مجموعههایی است که متمرکزترین مطالعات را روی سینمای آزاد ایران و اصفهان شکل داده است.












«اصغر فرهادی» این روزها در اسپانیاست. او اینبار جایزه افتخاری بیستمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم لاسپالماس را از آن خود کرد. همان جشنوارهای که در سال 2007، جایزه بهترین فیلم خود را به «چهارشنبهسوری» داده بود. حال آنکه طی این 13 سال، فرهادی، موفقیتهای بینالمللی بسیاری را از آن خود کرده است. آنقدر زیاد که دبیر جشنواره لاسپالماس، حضور فرهادی در جشنواره امسال را مهمترین اتفاق این دوره عنوان کرد و از او به عنوان یکی از بزرگترین سینماگران قرن بیستویکم و هنرمند منحصربهفردی که تاثیرات او در سینما تحسینبرانگیز است، یاد کرد.












پس از پایان جشنواره فیلم فجر، این انتظار در میان سینمادوستان به وجود آمد که با رایزنیهای وزارت ارشاد، ردهبندی صنفی سینماها از درجه 3 به درجه 2 ارتقا یابد. تنها در این صورت بود که امیدها برای زنده ماندن سینماها در سال سخت 1400 بیشتر میشد. اما متاسفانه این مهم به وقوع نپیوست تا با نارنجیشدن اصفهان، حالا سینماهای نصفجهان نیز مانند پایتخت، باز هم کرکرههای خود را پائین بکشند. اتفاقی که خیلیها آن را در نتیجه اهمالکاریهای وزارت ارشاد و سازمان سینمایی میدانند. امروز و در شرایطی که رستورانها، کافهها، استخرها و دیگر مشاغل نهچندان ضروری مشغول به کار هستند، سینماها تعطیل شدهاند و این اتفاق از آن سو، پراهمیت است که اعتماد ازدسترفتهای که با اکران نوروزی در حال ترمیمیافتن بود، دوباره از بین رفت و با مشخصنبودن آینده سینماها، احتمالا با فیلمسوزی دیگری مواجه میشویم که اجازه نمیدهد صاحبان آثار سینمایی، فیلمهای خود را در شرایط مشابه، برای اکران تابستان و دیگر اوقات امسال نمایش دهند. گرچه حتی قرارگرفتن سینماها در مشاغل ردیف دوم نیز به این سادگیها نمیتواند مخاطبان را با سالنهای تاریک آشتی دهد.












آخرین جمعه ماه نوامبر، به «جمعه سیاه» مشهور است؛ روزی که از این پس برای سینمای ایران نیز سیاه است. سینمای ایران که در روزگار کرونا عزیزان بسیاری را از دست داده، حالا در اتفاقی ناگوار، داغدار «پرویز پورحسینی» است؛ بازیگری که دوهفته پیش خبر بستری شدن او در بیمارستان، دل بسیاری از دوستدارانش را لرزاند. پسرش اما خیال همه را راحت و بارها اعلام کرد که ضریب هوشی استاد بالاست و روحیه او برای مقابله با کرونا، ستودنی است. چند روز بعد نیز اعلام شد که مشکل اصلی رفع شده و مشکل چندانی وجود ندارد.












نودوسومین دوره جایزه اسکار، تفاوتهای زمانی بسیاری به مانند دورههای قبلی خود دارد. نخستین مورد آن، بحث برگزاری است که امسال و به دلیل کرونا با تاخیری دوماهه مواجه شده است؛ اسکار 2021 امسال به جای 10 اسفند 99، در 5 اردیبهشت 1400 برگزار میشود. اتفاقی که تا پیش از این، تنها 3 بار و به دلایلی چون سیل و ترور رئیسجمهور آمریکا به تعویق افتاده بود. هرساله، مدیران سینمایی هر کشور تا 9 مهر فرصت داشتند تا نماینده خود را به این آکادمی معرفی کنند؛ اما امسال و با تعویق زمان برگزاری، دو ماه به این تاریخ افزوده شده و فیلمهای هر کشور نهایتاً تا یازدهم آذر باید به آکادمی معرفی شوند. ضمن اینکه متناسب با این حجم تغییر، زمان نمایش فیلمها هم تغییر کرده است و فیلمهایی که از 9 مهر 98 تا 11 دی 99 در کشور خود (مبدأ) به روی پرده بروند، اجازه معرفی به این آکادمی را دارند.












من که عاشق سینما بودم، سینما مجموعهای از فیلمهایی بود که برنامههای سینماچهار (شبکه چهار)، سینمایک (شبکه یک)، صدفیلم (شبکه سه) و سینماماوراء (شبکه چهار) پخش میکرد. در میان این چهار برنامه، سینماماوراء از همه متمایزتر و جالبتر بود. یکشنبهشب پخش میشد و مجریِ چشمآبی برنامه، باادب و متانت روی مبل مینشست و فیلم آن شب را معرفی میکرد. فیلمها به مقولات ماورائی و روحیروانی و مسائل فراتر از درک انسان مربوط میشد. هر برنامه هم مهمانی داشت. نام مجریکارشناسِ برنامه اکبر عالمی بود.












شاید آن زمان که بیشههای کنار زایندهرود محل تمرین و ادابازی دو نوجوان بود که یکی چون لاغرتر بود میشد لورل و دیگری به جهت تنومندیاش هاردی بود، خودشان هم فکر نمیکردند روزی به یمن این علاقه مشترک بتوانند به پایهگذاران و بازیگران ماندگار تئاتر اصفهان بدل شوند. اما شور و اشتیاق آن سالها و عشق به سینما در دهه 20 اصفهان از لورل (رضا ارحام صدر) و هاردی (نصرت اله وحدت) دو شخصیت بی تکرار و منحصربهفرد در فضای تئاتر اصفهان ساخت.












خیلیهایمان نصرتاله وحدت را در رل همان پسر خوشقلب فقیر فیلمهای دهههای 40 و 50 به یاد میآوریم. آن آدم صمیمی و بیریا که در کار بازیگری هم بینقاب بود. سالهاست نتوانستهایم آثار وحدت را روی پرده سینما ببینیم و سینمای ایران نقدهای مختلفی به کار او و همسلیقگانش داشته، اما این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که فیلمهای نصرت اله وحدت تا سالها در سینمای خانگی خانوادههای ایرانی در حال اکران ماند. او بیش از 40 سال نه روی صحنه حضور داشت، نه روی پرده، اما بسیاری از نقشهایش برای نسلی در ایران پررنگ ماند و لبخند را در عصرهای کشدار و ساکت جمعه بر لبهای مردمانش نشاند.












آقای مسعود مهرابی عزیز، از من خواسته شده تا اینجا در اصفهان برای یک روزنامه خوشنام درباره شما بنویسم. حالا از خود میپرسم چرا نوشتن درباره شما باید یک دلیل تلخ و غمانگیز داشته باشد؟! صبح دوشنبه دهم شهریور 1399 در یک گروه دوستانه تلگرامی خواندم که: «مسعود مهرابی فوت کرد». میبینید آقای مهرابی، چه بیرحمانه و بیمحابا خبر بر سر ما آوار شد. باور کنیم؟! میگویند در خواب شبانه به ناگهان قلبتان از حرکت بازایستاده! به همین سادگی آقای مهرابی؟! خیلی از ما دوستدارانتان که بیش از سه دهه خواننده ماهنامه سینمایی فیلم یا همان مجله فیلم بودیم تازه بعد از رفتنتان اطلاع یافتیم که این اواخر قادر به استفاده از دستهایتان نبودید.