ماجرا با انتصاب «چلمن سیزدهم» به سمت ریاست موزه فرش قوت گرفت و در استان فارس با بوسه غافلگیرانه پیرزن بر سر ضرغامی و دلسوزی «وزیر میراث» برای کشاورزانی که دوست داشتند در حریم میراث جهانی پاسارگاد کشت و کار کنند، به اوج رسید. طی هفته گذشته، از یک سو منتقدمان چنته پری برای گلایه از وزارت میراث و گردشگری داشتند و از سوی دیگر قطار وزارت به حرکتش ادامه داد و طرفداران هم منتقدان را به قضاوتهای بیرحمانه متهم میکردند. در گزارش پیشرو، سعی میکنیم نگاه موشکافانهای به اتفاقات اخیر داشته باشیم.
سفری عجیبغریب و تحریفشده به دو دنیای زیبا اما مهجور، خوابی بود که ابراهیم فروزش، کارگردان باسابقه سینمای کودک و نوجوان با فیلم «خبرنگار» برای ما دید! فیلمی که در بستر و کالبد میراثیِ یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری جنوب ایران یعنی بوشهر اتفاق میافتد و مخاطب نوجوان از رهگذر دیدنش با لهجه بوشهری، لباسهای محلی، لنجهای بندر و موسیقی جاشوها که جزو میراث ناملموس منطقه هستند، آشنا میشود. از نام فیلم میتوان نتیجه گرفت که قرار است تصویری هم از شغلی به نام خبرنگاری به بیننده ارائه شود؛ اما اتفاق خطرناکی میافتد و سکان فیلم همان اول از دست نویسنده و کارگردان خارج میشود.
مویسقی و آواز از فاکتورهای موفقیت تعزیه بوده است و به رشد تعزیه کمک شایانی کرده است. هادی احمدی، شاگرد استاد میرزا حسین طاهری تعزیهخوان معروف اصفهانی که ساکن شاپورآباد برخواراست، درباره آواز ملی در تعزیه معتقد است: «یکی از نکاتی که امروز تعزیه را به یک میراث ملی تبدیل کرده ، همین آواز ملی آن است. در بحث موسیقی درست است که از یک ساز غربی استفاده میشود، اما تک تک موسیقیهایی که از ساز نواخته میشود، بر اساس دستگاههای موسیقی ایرانی است. بزرگان آواز ایران اذعان کردهاند که تعزیه ایرانی کمک بسیار زیادی به حفظ دستگاههای آوازی ایرانی کرده است». به مناسبت هشتم ربیعالاول (جمعه، 23 مهرماه) مصادف با شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام، روایتهای کمتر شنیدهشدهای درباره میراث ناملموس جهانی ایران، «تعزیه» را در این گزارش بخوانید.
وقتی برای دیدن قد و بالای عالیقاپو کلاه از سر برمیداریم، درواقع داریم به دروازه ورودی شهر ممنوعه صفویان در اصفهان نگاه میکنیم. محلهای با باغها و کاخها و انبارها و مطبخها و ادارات مختلف دولتی که به دولتخانه صفوی مشهور بوده است. اینجا قلب امپراطوری صفوی بوده است. قلبی هنوز تپنده اما زخمی. دوچرخههای خود را زین کنید که میخواهیم این بار دولتخانه صفوی را رکاب بزنیم و چه لذت بالاتر از رکابزدن در یک شهر ممنوعه باستانی.
شهریت یک شهر را چه چیزی میسازد؟ چه چیزی اصفهان عصر قاجار را به اصفهان امروز رسانید؟ بیگمان چند پروژه بزرگ در اصفهان در نیمه اول قرن حاضر شمسی به اجرا درآمد که اصفهان را از شرایط یک روستای بزرگ که در اواخر قاجار وجود داشت، به شهری با استانداردهای شهری مدرن منتقل کرد. ما در اینجا به موضوع آب و فاضلاب شهر میپردازیم.
شوق به گردش در سرزمین علم و دانش و پیمایش مسیری برای کسب دانش ساختمانی مدارس ایرانی و آشنایی با بهترین این نمونهها، شناخت منطقه باستانی «گندیشاپور»، آشنایی با فضاهای مدرسه از «حجره» تا «مدرَس»، کشف رموز مدرسه «خان شیراز»، تماشای زیباییهای مدرسه «غیاثیه خرگرد» و ویژگیهای ساخت مدرسه «آقابزرگ کاشان» سبب شد تا مسیری جذاب را برای گردشگری معماری این هفته معرفی کنیم.
شاید هیچ خیابانی در اصفهان تعریض و تکمیل آن به اندازه خیابان شمسآبادی طول نکشید، خیابانی که شاختنش به شکل امروزی حدود 10 میلیون تومان در 1352 خرج روی دست شهرداری گذاشت و 12 سال هم طول کشید تا بالاخره کشمکشها به ساختن آن بینجامد. داستان جالب خیابان شهناز سابق و آیتالله طالقانی فعلی را در ادامه بخوانید.
همیشه برایم همکلامی با عشایر و دیدن زندگیشان از نمایی نزدیک و بدون قضاوت یک آرزو بود. آرزویی که تصمیم گرفتم این بار با تحقیق درباره پوشاک ایل قشقایی به آن دست پیدا کنم. روز موعود رسید و صبح زود به سمت مناطق عشایرنشین قشقایی راه افتادم. پانزدهم مهرماه روز ملی روستا و عشایر بهانه خوبی بود برای یک تجربه منحصربهفرد.
میگوید خودم دیدم. با چشمهای خودم. کلیپهایش را هم دارم. محمود شمر، مخالفخوان بود، ولی توی تعزیه امام حسین (ع) در قتلگاه اشک میریخت و تعزیه میخواند. همه محلهها همین بود. ما توی لمجیر میانههای خیابان امام خمینی، از قدیم تعزیه داشتیم. در نزدیک ما کوجانیها هم هرسال تعزیه برپا میکنند. بانی آنجا عباس شمر بود. بعد هم پسرهایش کارهای حسینیه را دست گرفتند و یکی از آنها حالا مخالفخوان است. حسینیه جدید لمجیر اما بانیاش محمود شمر بود. خیلیهای دیگر هم بودند. حاج محمود حسنپور، حاج محمود اسماعیلی که حالا زمینگیر شده، حاج محمود جمشیدی، حاج حسین اسفندیاری. اینها همه به عشق امام حسین (ع) دور هم جمع شدند و حسینیه جدید را ساختند.
«هرجا که زبان قاصر از بیان احساسات و حوادث رخ داده باشد، زبان نمایش به میان میآید تا بتواند بهتر و زیباتر، همه چیز را بیان کند» این جمله اساس تعزیهخوانی است. هنری که امروزه ثبت جهانی شده و دلهای بسیاری از عاشقان اهل بیت را فتح کرده است. ایران و تشیع دو عنصر جداییناپذیر و منعطف هستند. هر جای ایران اسلامی که نظر کنی هنر ملی و میراثی را میبینی که با زیبایی هرچه تمامتر با اسلام و تشیع آمیخته شده و هنر بیمانندی را رقم زده است. گنبدهای فیروزهای اصفهان بهترین مثال این اتفاق هستند. روح ایران و ایرانی با هر کدام از این میراث ملی به وجد میآید و زبان را وادار به ستایش و مدح میکنند.
مشارکت شهرداری اصفهان در انتشار دو کتاب فاخر، ایدهپردازی در حوزه طراحی مبادی مناسب شهری، همفکری در زمینه تبدیل کارخانه ریسباف به موزه اصفهان، تألیف دانشنامه هنر اصفهان (یا دانشنامه هنر اصفهان در عصر صفوی) و پروژههای فرهنگی دیگر، مهمترین موضوعاتی بودند که در دیدار علی قاسمزاده، شهردار اصفهان، با بهمن نامورمطلق، رئیس فرهنگستان هنر ایران مطرح شدند. این دیدار با حضور ابوالفضل قربانی، نایبرئیس شورای شهر اصفهان و محمدعلی ایزدخواستی، مدیر دفتر ملی یونسکوی ایران، در محل کوشک باغ زرشک برگزار شد.
کتاب «زیورآلات دوره قاجار» به قلم رؤیا عزیزی و ناهید مغاره عابد پژوهشی است با نگاه ویژه به منتخبی از زیورآلات دوره قاجار که هدف اصلی آن مستندنگاری، ثبت و معرفی ویژگیهای فنی و هنری آثار استادان این رشته از هنر اصیل ایرانی در دوره قاجار است. در این کتاب، تمامی آثار موجود در موزه هنرهای تزئینی از دریچه تاریخ، بُعد هنری و منظر زیباشناسانه مورد واکاوی قرار گرفته است.