چرا ایرانیان در روزهای بعد از جنگ در خصوص حوادث طبیعی زندگی حساس‌تر شده‌اند؟

رسانه‌ها و دلهره‌های پسا جنگ

حالا که در انتهای تیرماه به سر می‌بریم، بیش از یک ماه از آغاز جنگ و چند هفته از پایان آن می‌گذرد، جنگی که همه ساحات زندگی مردم را نه‌تنها در زمان وقوعش که در روزهای پس از آن نیز درگیر کرد.

تاریخ انتشار: ۱۲:۳۵ - چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
رسانه‌ها و دلهره‌های پسا جنگ

به گزارش اصفهان زیبا؛ حالا که در انتهای تیرماه به سر می‌بریم، بیش از یک ماه از آغاز جنگ و چند هفته از پایان آن می‌گذرد، جنگی که همه ساحات زندگی مردم را نه‌تنها در زمان وقوعش که در روزهای پس از آن نیز درگیر کرد.

پیش‌ازاین در گزارش «رسانه‌ها؛ روایتگر صلح یا جنگ؟» به این موضوع پرداختیم که آیا رسانه‌ها به‌عنوان بازتاب‌دهنده واقعیت‌ها، همچنان شرایط جامعه را متأثر از جنگ روایت می‌کنند یا نه؟ خروجی آن گزارش نشان از تداوم پیامدهای جنگ در زندگی ایرانیان داشت؛ مسئله‌ای که یکی از نمودهای آن، حساسیت و توجه بیش‌ازپیش مردم به حوادث است.

در این گزارش باتکیه‌بر نظریه‌های جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه به تبیین این موضوع می‌پردازیم؛ همچنین اشاره‌ای به نقش رسانه‌ها در بهبود یا تشدید این وضعیت خواهیم داشت.

زمانی که هیجان‌های حادثه‌ای بزرگ مانند جنگ کمتر می‌شود، پیامدهای آن همچون مسائل اقتصادی، بین‌المللی، زیرساختی و… آشکار می‌شود؛ به‌خصوص هرچه اوضاع آرام‌تر شود، پیامدهای پنهان حادثه و تأثیراتی که بر زندگی مردم گذاشته است، بیشتر معلوم می‌شود.

یکی از موضوع‌هایی که از همان ساعات اولیه نمایان شد و اکنون فرصتی برای پرداختن به آن فراهم شده، اضطراب اجتماعی است. حوادثی مثل جنگ و دیگر بلاهای طبیعی، به‌طور ناگهانی و گسترده زندگی انسان را با تهدید مواجه می‌کنند.

این تهدید تا مدتی بعد از حادثه نیز باقی می‌ماند و درنتیجه اضطراب و هوشیاری مردم را در سطح بالایی نگه می‌دارد. هرچند این هوشیاری درباره حادثه به‌خصوص در شرایط فعلی که همچنان آینده درگیری نامعلوم است، می‌تواند سودمند باشد؛ اما از سویی باعث حساسیت مردم نیز می‌شود.

به‌طورمثال، در همان روزهای جنگ یکی از پیام‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شد، چنین مضمونی داشت: «چرا موتوری‌ها این‌قدر صدا می‌دهند؟»

این درحالی‌است که پیش‌ازاین به‌طور معمول ویراژهای شبانه موتورسیکلت‌ها به گوش می‌رسید و شاید حتی آزاردهنده هم بود؛ اما هیچ‌گاه برای مردم تداعی‌کننده حمله نبود. مثال دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، نشتی لوله‌های گاز در روزهای اخیر است.

بنا بر آمار از فروردین تا شهریور 1403، علاوه‌بر دیگر آتش‌سوزی‌ها، دست‌کم 48 مورد نشت و انفجار گاز رخ‌داده است؛بااین‌حال، در چند هفته گذشته هرگاه اخباری مبنی‌بر آتش‌سوزی و نشت گاز منتشر شده، مردم به‌سرعت آن را به جنگ نسبت داده‌اند و به‌عبارتی، دچار «سوگیری تأییدی» شده‌اند. یعنی به دلیل حساسیت ایجادشده، مردم بیشتر به اطلاعاتی گرایش دارند که نگرانی‌ها و باورهایشان را تأیید می‌کند.

همین شرایط باعث شده است در چند هفته گذشته هرگاه سامانه‌های پدافندی قصد آزمایش دارند، پیش از آن به مردم اطلاع‌رسانی کنند.

رسانه‌ها، ناجی بحران‌های اجتماعی هستند

در چنین شرایطی که ذهن جامعه در حالت هشدار دائمی است و شرطی‌شده درباره حوادث برخورد می‌کند، مهم‌ترین راهی که آرامش را به مردم بازمی‌گرداند، انتشار اخبار به‌طور شفاف و به‌موقع است.

زمانی که حوادثی همچون نشتی گاز رخ می‌دهد، ذهن مردم به‌دنبال دلیلی برای آن می‌گردد و در جواب، مبتنی بر آنچه بیان شد، به‌سرعت ارتباطی با جنگ و ویرانی برقرار می‌کند. در این شرایط کافی است در اولین‌زمان ممکن، منابع‌ رسمی به‌طور واضح و شفاف علت حادثه را بیان کنند؛ در غیر این صورت، فضای ابهام‌آلود جامعه فرصتی برای گسترش شایعه ایجاد می‌کند و آن موقع است که امکان تبدیل کاه به کوه وجود دارد.

آنچه مسلم است، نقش مهم رسانه‌ها در طی‌شدن این فرایند است. رسانه آن ابزاری است که هم‌زمان هم می‌تواند وقایع را بازنمایی کند و هم می‌تواند برساختی از واقعیت را به مخاطب نشان دهد؛ به این معنی که اگر رسانه به‌موقع به میدان آید، با اطلاع‌رسانی دقیق، ارائه آمار واقعی و آموزش عمومی درباره علل حوادث، می‌تواند از گسترش شایعه جلوگیری کند.

در مقابل، همین رسانه می‌تواند برساختی غلط و تحریف‌شده از آنچه رخ‌داده است، گزارش کند؛ همچنین مطابق با نظریه «برجسته‌سازی» این رسانه‌ها هستند که توجه و تمرکز مخاطب را معطوف به برخی وقایع می‌کنند و از مخاطب می‌خواهند به برخی رخدادها بیش از سایرین توجه کرده و درمقابل، از برخی دیگر چشم‌پوشی کند.

باتوجه‌به این تکنیک اگر فضای رسانه‌ای کشور سالم باشد، رسانه‌ها می‌توانند با کم‌اهمیت نشان‌دادن مسئله و حتی چشم‌پوشی از آن، مردم را از اضطراب‌ها دور کنند؛ اما اگر شرایط به‌گونه‌ای باشد که برخی رسانه‌ها عامدانه یا جاهلانه به چنین اخباری دامن بزنند، در آن صورت دیگر چشم‌پوشی سایر رسانه‌ها کارکردی ندارد و بهتر است همان‌طور که گفته شد، بیانی شفاف و سریع از وقایع داشته باشند.

آرامش بعد از طوفان یا بیداری در خواب؟

آنچه در 12 روز جنگ میان ایران و اسرائیل گذشت، تجربه‌ای عمیق بود که تا سال‌ها پیامدهای مثبت و منفی آن باقی خواهد ماند. اینکه می‌گوییم پیامدهای مثبت مبتنی بر نقلی است از شهید قاسم سلیمانی: «من با تجربه این را می‌گویم: میزان فرصتی که در بحران‌ها وجود دارد، در خود فرصت‌ها نیست؛ اما شرط آن، این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم.»

بر همین اساس، شرط تبدیل تهدیدها به فرصت، نترسیدن است و زمانی این ایستادگی به‌وجود می‌آید که انسان فهم کاملی از آنچه در حال رخ‌دادن است، داشته باشد.