میگویند: «دو خانم دست به خلق مجموعهای مرتبط با تولید محتوا برای نوجوانان زدهاند». گزاره آشنایی در جامعه امروز است. بیشک همه ما در اطرافیانمان بانوانی را میشناسیم که شاغلاند؛ حالا یا بهصورت کارمندی یا مستقل و یا بهصورت حضور فیزیکی در محل کار یا دورکاری.
از اولین شبی که به خیابان آمدیم و گمان میکردیم نهایتا تا آخر هفته هستیم، بیش از 100 روز میگذرد.
سالهاست نام بنیاد برکت با مدرسهسازی، ایجاد اشتغال، توسعه زیرساختها و محرومیتزدایی در مناطق کمبرخوردار گره خورده است؛ اما در سالهای اخیر این بنیاد، در کنار مأموریتهای عمرانی و اقتصادی خود، به حوزهای ورود کرده که شاید کمتر از سایر فعالیتهایش درباره آن سخن گفته شده باشد؛ «تربیت نوجوانان».
چهارراه آبشار، پشت چراغقرمز، دختران و پسرانی را شعارنوشته به دست میبینید، شعارنوشتههایی بزرگ، با خطی خوانا و نستعلیق، تککلمههایی که در کنار هم ایستادهاند و جملههای متفاوتی را ساختهاند؛ همگی تداعیکننده یک معنی: «ایران».
پیش از آنکه فعالیتهای فرهنگی در میدان اجرا دیده شوند، معمولا آنچه کمتر به چشم میآید، زیرساختهای فکری و محتوایی این فعالیتها است.
در روزهایی که فضای سیاسی و اجتماعی کشور تحت تأثیر تحولات اخیر قرار گرفته، جمعی از دانشجویان از نقاط مختلف کشور تلاش کردند تا به جای محدود شدن به واکنشهای مقطعی، فعالیتی سازمانیافته و مبتنی بر مبانی فکری رهبر معظم انقلاب را دنبال کنند.
این چندمین سالی است که در ایام محرم، اصفهان برپا کننده روضهای اجتماعی است. «ثار و رسانه از خون حسینی بهشتی تا حسینی خامنهای» عنوان امسال این روضه است که در خانه شهید بهشتی از 6 تا 8 تیرماه برگزار شد.
عزای محرم ما، از یک ماه قبل از ماه محرم شروع میشود؛ فکر میکنید زندگی با یک مداح، یک زندگی معمولی است؟» این جمله را زهرا سادات نقوی در توصیف زندگی با همسرش میگوید.
دانشجوی شهر دیگر که باشی، میفهمی وقتی بعد از چند سال به شهرت برمیگردی، بحران غربت در خانه یعنی چه. وقتی همه سالهای جوانیات را در شهر دیگری گذراندهای و به مرور تعاملاتت آنجا شکل گرفته، دیگر در زادگاهت کسی منتظرت نیست!
بیرقِ «یا اباالفضل» روی دیوار، مربوط به روضه خانگی ماست. نه اینکه محرم شده باشد و علم را بالا برده باشیم، نه؛ دستکم یک سالی میشود که خانواده مادریمان جمعه صبحها برنامه مختصری از قرائت دعای ندبه به همراه سخنرانی دارند.
امتداد حضور مردم در میادین اصلی و اتصال آن به ماه محرم و عزاداریهای همیشگی، شهر را به یک آزمایشگاه اجتماعی بدل کرده است.
ضلع جنوبی پل خواجو و استقرار «هیئت باران»، شاید متفاوتترین تصویری باشد که تا کنون از یک هیئت عزاداری دیدهایم؛ هرچند امسال از این دست تغییرات بنیادی ، بسیار به چشم میخورد. پیشینه بیش از صد شب حضور اجتماعی مردم در خیابانها و اقتضائات شرایط جنگی، محرم امسال را دستخوش تغییراتی کردع که در سالهای گذشته حتی به فکر هم خطور نمیکرد.