داستان، همان داستان پیشین است. گفتن از مجموعهها، گروهها و کانونیهای فرهنگی اصفهانی که هرکدام در گوشه و کناری کاری را به دست گرفتهاند؛ فعالیتهایی که شاید بهاندازه اقدامات دولتی و نهادهای رسمی دیده نمیشود؛ ولی درصورتیکه مبتنی بر اصول و معیارهای صحیح باشد و درصورتیکه یک عده جوان مخلص پایکارش باشند، به همان اندازه که نه، شاید حتی بیشتر هم تأثیرگذار خواهد بود.
در بازخوانی اندیشه سیاسی مرحوم پرورش باید به یک نکته اساسی توجه کرد و آن هم اینکه به تعبیر رهبر انقلاب ایشان یار صدیق انقلاب بود.
برای نسل من، جزو آرزوهای سیاسی که تحقق پیدا نکرد، این بود که حیات سیاسی مرحوم آقای پرورش را از نزدیک درک کنم؛ اما این اتفاق به دلایل مختلف نیفتاد و در دهه هشتاد که فضای سیاسی شهر و کشور میتوانست از شخصیت ایشان بهرهمند باشد، عملا کمبهره ماندیم و ناجوانمردیهای سیاسی درونگفتمانی باعث شد مرحوم پرورش کمرنگ شود …
از اوایل دیماه 1392 که بگذریم، یک نام در اصفهانِ پس از انقلاب جاودانه شده است. نام شخصی که تقریبا با همه حوادث انقلاب در کشور ما همراه بوده؛ اما از دیماه آن سال به بعد، دیگر فقط اسم اوست که در اصفهان باقی مانده است. انگار که از دیماه 1392، پرورش گم شده است.
ارتباط من با مرحوم پرورش به قبل از انقلاب برمیگردد. پدر و عموی ما هم معلم بودند و از این طریق مرحوم پرورش را بهعنوان یک معلم میشناختیم. از اول انقلاب که مبارزات جدی شد و مرحوم پرورش زندان رفتند و بهعنوان فرد تراز اول اصفهان در مبارزات و بعد خبرگان قانون اساسی و… شرکت داشتند، با ایشان مرتبط بودم.
احمد زمانی: در دهه 40 مراجع تقلید، اجازه همکاری و حتی مصرف وجوهات در مسیر انجمن میدادند و امثال مرحوم پرورش نیز در این زمان، با انجمن همکاری داشتند.
در آستانه یازدهمین سالگرد مرحوم پرورش هستیم. با استاد پرورش، نسلهای زیادی مرتبط بودند و از محضرشان بهره میبردند.
فرشاد توسلی / یازده سال از درگذشت استاد پرورش میگذرد. با اینکه توفیق دیدار ایشان را نداشتهام؛ اما احساس غربتی با ایشان ندارم. احساسم این است که مرحوم پرورش، ریشه هر انسانی است که در شهر اصفهان فعالیت فرهنگی میکند …
روزنامه «اصفهان زیبا» در ارائه مطالب مهم و اقتصادی تواناییهای قابلتوجهی دارد. انتظار میرود این روزنامه با بهبود وضعیت مالی و دسترسی به امکانات کافی، بتواند به سطح شایستهای در سطح کشور برسد.
ماها فرزندانِ عصرِ روزنامهایم؛ عصری که روزنامه، عرصه تاختوتاز بود و قلم، تبرزین! یکی از تصاویرِ ماندگارِ بچگیهایم، ایستادن در ترافیکِ پلفلزی است. چراغ سبز میشد و دوباره قرمز.
برای آنها که روزنامه «اصفهان زیبا» را از زمانهای دور تاکنون دنبال کردهاند رسیدن شمارگان انتشار آن به عدد «پنج هزار» اتفاقی فرخنده است …
عنوان روزنامه «اصفهان زیبا» واقعا درخور این شهر است. من به عنوان یک اصفهانی از شما کمال تشکر را دارم که متولیان این عنوان را برای روزنامه شما انتخاب کردهاند.