جنگ رمضان و پاسخهای متقابل ایران و اسرائیل، یکی از مقاطع تلخ و پیچیده تاریخ معاصر ایران بود. شبی که آسمان تهران و اصفهان و چندین شهر دیگر به جای ستاره، از درخشش موشکهای دشمن روشن شد و مردم عادی که در کوچه و خیابان و خانه و کارگاه خود مشغول زندگی روزمره بودند، ناگهان خود را در میان آتش و دود و وحشت یافتند.
بیرقِ «یا اباالفضل» روی دیوار، مربوط به روضه خانگی ماست. نه اینکه محرم شده باشد و علم را بالا برده باشیم، نه؛ دستکم یک سالی میشود که خانواده مادریمان جمعه صبحها برنامه مختصری از قرائت دعای ندبه به همراه سخنرانی دارند.
امتداد حضور مردم در میادین اصلی و اتصال آن به ماه محرم و عزاداریهای همیشگی، شهر را به یک آزمایشگاه اجتماعی بدل کرده است.
همزمان با فرارسیدن ماه محرم و مصادف شدن این ایام با حضور سراسری مردم در میادین اصلی شهر جهت پاسداشت رویدادهای ملی، هیئتهایی که معمولا در حسینیهها و فضاهای سنتی مراسم برگزار میکردند، حالا به میان جمعیت آمدهاند؛ جایی که عزاداران، رهگذران، گردشگران و خانوادهها در کنار یکدیگر حضور دارند.
ضلع جنوبی پل خواجو و استقرار «هیئت باران»، شاید متفاوتترین تصویری باشد که تا کنون از یک هیئت عزاداری دیدهایم؛ هرچند امسال از این دست تغییرات بنیادی ، بسیار به چشم میخورد. پیشینه بیش از صد شب حضور اجتماعی مردم در خیابانها و اقتضائات شرایط جنگی، محرم امسال را دستخوش تغییراتی کردع که در سالهای گذشته حتی به فکر هم خطور نمیکرد.
این روزها خیابانهای ایران، کلاس درس جدیدی است که معادلات کهنه جامعهشناسی سیاسی غرب را نقش بر آب کرده است.
در میانه هیاهوی خبرهای داغ خردادماه، خبر برکناری دکتر موسی نجفی از ریاست پژوهشگاه علوم انسانی به گوش رسید. عدهای ضمن واکنش، مخالفت خود را نشان دادند؛ البته من از کیفیت مدیریت دکتر نجفی در پژوهشگاه اطلاعی ندارم که بخواهم دراینباره موضعی داشته باشم؛ اما خوب میدانم این عزلونصبها، ربطی به شایستگیها ندارد و بهاصطلاح، مسائل کلا سیاسی است.
انگار اعداد هم بیحساب شدهاند، نه اینکه دیگر ارزشی نداشته باشند، بلکه بیکارکرد و حتی بیمعنی شدهاند. مثلا دیگر چه اهمیتی دارد که بگوییم صد و ده شب است که مردم در خیاباناند یا صد و یازده شب، مهم این است که مردم بیش از صد شب است که میدانداری کردهاند.
نقالی را باید یکی از جلوههای کهن و درعینحال زنده فرهنگ نمایشی ایران دانست؛ هنری که در مرز روایت و نمایش و آیین حرکت میکند و قرنهاست که حامل قصهها و حماسهها و باورهای جمعی ایرانیان بوده است.
اسفند 1405 تا ماهها بعدش، خیابان شد صحنه حماسه و حضور ملت ایران. مردم خیابان را سنگر کردند برای دفاع از کشور در برابر دشمن داخلی و خارجی.
فریضه امربهمعروف و نهیازمنکر، از بنیادیترین آموزههای دین مبین اسلام، همواره بهعنوان ضامن سلامت اخلاقی و اجتماعی جوامع دینی مطرح بوده است؛ بااینحال، ابهام در تعریف، محدوده، مصادیق و چگونگی اجرای این فریضه، در عصر حاضر، بهویژه در مواجهه با مقتضیات جدید اجتماعی، پرسشهای متعددی را فراروی صاحبنظران قرار داده است.