بعد از آنکه تبوتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاس دانشگاهها دوباره برگزار شد، استاد دانشگاهی به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه میبینید بنویسید. نوشتههای امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.» بر همین اساس، در صفحه «کانونها» به دنبال ثبت و مستندکردن دیدههایمان هستیم.
نمایش «غرب وحشی» به کارگردانی پیام کرکزن و تهیهکنندگی رامین سامانی، پس از پشت سر گذاشتن چند مرحله تمرین و توقف، آماده اجرا در اصفهان شده است؛ اثری کمدی که عوامل آن تلاش کردهاند با فاصله گرفتن از قالبهای رایج، تجربهای متفاوت و در عین حال خانوادگی برای مخاطبان رقم بزنند.
هفته گذشته، یک قصه کودکانه منتشر و رونمایی شد؛ اما تفاوت بزرگی با دیگر کتابهای کودک داشت: نویسنده کتاب هم یک کودک بود؛ کودکی ۱۰ ساله از شهر جرقویه اصفهان.
به گزارش اصفهان زیبا؛
قصاص، اجرای حدود و قتال، همگی از جلوههای رحمت اسلام و پیامبر عزیز اسلام هستند.
«ای مردم، داستان من و شما همانند مردی است که آتشی برای گرمابخشی و روشنایی افروخته و نزدیک است پروانهها در آن افتند. همانگونه که آن مرد سعی میکند پروانهها را حفظ کند، من کمربندتان را میگیرم تا در آتش دوزخ نیفتید؛ درحالیکه شما از دست من میگریزید.»
«چُغُک» دلشان را برده بود؛ همان محمدمهدی نوجوان که همراه آیتاللّه سید علی خامنهای در مبارزههای انقلابی مشهد، از مسجد به حسینیه و از حسینیه به کف خیابان رفته و مبارزه را تجربه کرده بود. تیز و فرز بودنش باعث شده بود از جانب رهبر شهید، این لقب را بگیرد؛ یعنی پرنده زِبروزِرَنگ.
بهتازگی روزنامه سازندگی در صفحه اول خود تیتر بسیار درشتی از قول جناب آقای مرعشی آورده است: «مردم میخواهند زندگی کنند». صدالبته که مردم میخواهند زندگی کنند و این شعار صحیحی است و حکومت اسلامی نیز جز این نمیخواهد؛ اما در سوی دیگر، این شعار بال خیال ما را با خود به صدر اسلام میبرد.
بهمنماه سال گذشته بود که معلمی اصفهانی، برای آشناکردن دانشآموزانش با شخصیت و سیره رهبر شهید انقلاب، و براساس طرح درسی که داشت، کتابی را برگزید. دخترکان دهساله با شنیدن هر قسمت از این کتاب، بیشتر از قبل عاشق شخصیت آیتالله خامنهای شدند؛ تاجاییکه از خانممعلم خواستند دیداری حضوری را با ایشان ترتیب دهد.
بعد از آنکه تبوتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاسهای دانشگاهها دوباره برگزار شد، استاد دانشگاهی به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه میبینید بنویسید،نوشتههای امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.»
کتابهایی چون «دختر شیرینیفروش»، «از حرم تا عرش»، «یک تیر و چهارده نشان» و «دخترها باباییاند» هرکدام از زاویهای متفاوت به زندگی این شهدا نگاه کردهاند؛ گاهی از زبان خانواده و گاهی در قالب خاطرات و روایتهای داستانی.
ایران و ایرانی در طول قرنها تمدن و تمدنسازی، یک زیستجهان اندیشهورز و آرمانساز بوده و همیشه، انسان را به گفتوگویی خردمندانه دعوت کرده است؛ سرزمینی که در آن، خیال دستمایۀ ساختن شهرهای آباد در دل کویر شده و آرمان کمال، هرگز در برابر روزمرگی و زوال، تن به تسلیم نداده است.