در روزگاری که در سینمای ایرانی توجه چندانی به ساخت آثار محلی و بومی نمیشود و ژانر سینمای ایران، امروزه به دو یا سه ژانر خلاصه میشود …
صبحهای من با صدای شیرین و دلنشین خندههای فرزندانم آغاز میشود. قبل از اینکه به دنیای کار و سوژهها فرو روم، فکر و ذکرم با صبحانه و نیازهای فرزندانم است.
شهر نیاز به آدمهایی دارد که از بیرون آن، هر از چندگاهی بیایند و غفلتزدایی کنند.
رسیدن به جایگاهی در مقامات معنوی که انسان را در زمره «منا اهلالبیت» قرار دهد، برای هرکسی امکانپذیر نیست. چنین فردی قطعا با جهاد و مبارزه علیه نفس توانسته است امتیازهای اخلاقی متعدد را کسب و از رذایل دوری کند.
دوره قاجار عموما در ذهن ما با اتفاقهایی همچون عقد قرارداد ترکمانچای، اعطای بیحدوحصر امتیازها به بیگانگان و به مخاطره افتادن استقلال سیاسی و اقتصادی ایران گره خورده است.
تا جایی که یادم است هیچوقت دوران بچگی در پاسخ این سؤال که میخواهی در آینده چهکاره شوی نگفتهام خبرنگار!
آنچه از دوران نوجوانی و جوانی به یاد دارم، همهاش بدوبدوهایم در شهر است.
روز خبرنگار را اصولا همه به دوربین عکاسی و فیلمبرداری و میکروفون میشناسند که خب حق هم است. اگر به اصالت خبرنگاری نگاه کنیم و سری به گذشتهها بزنیم، زمانی که هنوز اینترنت و تلفن وجود نداشت، خبرنگاران اغلب میدانی کار میکردند و با دوربین و میکروفون یا ضبطصوتهای قدیمی به سراغ سوژهها میرفتند و گزارش و خبر تهیه میکردند.
حالا که روز خبرنگار را پشت سر گذاشتهایم، بد نیست گریزی بزنیم به حال بد روزنامه و روزنامهنگاری در این روزها! کمتر کسی میداند که روزنامهنگاری زنجیرهای از اتفاقات است.
دهه اول محرم که تمام میشود، انگار حال و هوایمان یکجوری میشود. حتی تا دهه دوم هم اوضاع نسبتا خوب است، اما هرچه بیشتر میگذرد، دلمان بیشتر تلاطم پیدا میکند.
جایگاه بیبدیل مجالس روضه و عزاداری در زنده نگهداشتن یاد و خاطره قیام خونین کربلا و سید الشهدا (ع) بر هیچکس پوشیده نیست.
در روزهای بحرانی غزه بار دیگر هنرمندان سراسر جهان تلاش کردند تا چهره ظالم و وحشی رژیم غاصب صهیونیستی را به تصویر بکشند و از مفهوم انسانیت در غزه دفاع کنند.