«ای اهل حرم میر و علمدار نیامد/ سقای حسین (ع) سید و سالار نیامد» صدای مداح میپیچد در میدان امام علی (ع). صبح روز تاسوعا گوشه میدان که منتهی شده به خیابان هاتف، پارکینگ موتور میشود و مردم از لابهلای موتورها خودشان را میرسانند به عزاداری مرکزی اصفهان.
حالا دهه اول محرم از نیمه گذشته و باز به رسم هر سال، دلهای پیر و جوان، دلداده عشق و ارادت به اباعبدالله (ع) است.
روضه امسال خانوم همسایه داستان جالبی داشت؛ چرا که در لحظهبهلحظه روضه معجزه دیده میشد.
نمیدانم این فرهنگ منحصربهفرد اصفهان است یا همه شهرهای کشور همینطور هستند؛ نمیدانم این ویژگی عصر ماست یا از قدیم هم اینطور بوده.
صدای سرباز کوفی در زندان پیچید:
میپرسند: این ترکهای روی آب برای چیست؟
تا رسیدیم کنج دیوار، کنار پردهها جا گرفتیم. مسجد شلوغ نبود.
ماه محرم یکی از ماههای مهم تقویم هجری قمری برای مسلمانان و بهویژه شیعیان در ایران است.
بیش از هزار و چهارصد سال است که شیعیان در عزای سرور و سالار شهیدان مجلس میگریند.
جناب دکتر رنانی! یادداشتی شگفتانگیز از شما دیدم که اصفهانیهای متمدن و پیشرفته را بهخاطر کثرت رأی آزادانه و دموکراتیکشان به دکتر جلیلی موردتوهین و تحقیر و مذمت قرار دادید و آن دیار را به این خاطر یک روستا نامیدید؛ به قول خودتان روستای نصفجهان!
در کانال تلگرامی آقای رنانی چرخ میخورم. تنوع موضوعها سرسامآور است. از هر دری سخن رفته است؛ اما یک وجوه اشتراکی هم به چشم میخورد.
یادداشت اخیر دکتر رنانی و نگاهی که او به انتخاب مردم داشته است، چیز جدیدی نیست. ما در روشنفکران غربزده، این نوع تحلیل و نگاه را که برخاسته از نوعی خودشیفتگی و خلسه نارسیستی است، دیده بودیم.