فرهنگ
ضرورت خودشناسی
۱۱:۲۰ - یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

ضرورت خودشناسی

آغاز هر نوع اصلاح یا تغییری نیازمند شناخت است؛ چه در حیطه انسانی باشد یا غیرانسانی. بدون شناخت نمی‌توان تغییری مفید و مطلوب ایجاد کرد. رشد فردی و توسعه در روابط اجتماعی هم همین‌طور است؛ یعنی ما در هر زمینه‌ای از رشد خودمان، بخواهیم گامی برداریم، باید از شناخت خودمان آغاز کنیم.

نوید پایان‌بخش دل‌مشغولی به رزق
۱۱:۱۵ - یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

نوید پایان‌بخش دل‌مشغولی به رزق

صحیفه سجادیه، اثر گران‌مایه منسوب به حضرت سجاد علیه‌السلام و از خانواده قرآن و نهج‌البلاغه است؛ لذا به آن «اخت‌القرآن» نیز می‌گویند. شامل پنجاه‌وچهار دعاو دربردارنده دقیق‌ترین مسائل توحیدی، عبادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… است.

گفتمان دینی در چالش کاهش فرزندآوری
۱۱:۰۸ - یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
بررسی جایگاه جمعیت و افزایش نسل در مبانی دینی و نظام اسلامی به بهانه روز ملی جمعیت

گفتمان دینی در چالش کاهش فرزندآوری

جمعیت ازجمله مؤلفه‌های اصلی توسعه و پیشرفت هر کشوری است که باید همه سیاست‌ها، راهبردها و برنامه‌ریزی‌ها بر مبنای آن صورت گیرد. صحبت از جمعیت، پویایی و ابعاد آن، میزان رشد، ساختار سنی باروری، مرگ‌ومیر و مهاجرت، ازدیاد یا کاهش و کنترل آن، همچنین تنظیم مدیریت و مهندسی زادوولد در خانواده بر عرصه‌های گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اثرگذار است و قدمتی طولانی دارد …

مسجدی که سر نماز جماعت‌هایش دعوا بود
۱۳:۲۹ - شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

مسجدی که سر نماز جماعت‌هایش دعوا بود

ده ساله بودم که شناختمشان. با قامت خمیده، خال گوشتی توی صورت، صدایی نرم و مخملی و آرام. بیشتر نمازهای جماعت خانوادگی را توی مسجدی می‌خواندیم که امام جماعتش آیت‌الله بهجت بودند.

یک استکان چای حضرت
۱۳:۱۸ - شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

یک استکان چای حضرت

شب بود. باران نم‌نم می‌بارید و قلبم رعدوبرق می‌زد.
خواب بودم یا بیدار؟ نمی‌دانم!
زل زده بودم به قطرات باران روی شیشه که با نور تابلوی سردر مغازه‌ها، رنگی می‌شدند و نفس‌های به‌شماره‌افتاده‌ام را می‌شمردم.

زکات من، خدمت به مرکز است
۱۱:۱۶ - شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

زکات من، خدمت به مرکز است

این روزها تصمیم گرفته‌ایم با عینکی دیگر سری به کانون‌ها و مجموعه‌های فرهنگی بزنیم. نه اینکه تاکنون چنین نکرده‌ایم، که اصلا ماهیت این صفحه چنین بوده است؛ اما این بار می‌خواهیم در کنار تمام گفت‌وگوهایی که با مسئولان کانون‌ها و مجموعه‌های فرهنگی داشتیم، علاوه بر بیان مشکلات و سازوکارهایی که باید برای رفع آن‌ها اتخاذ شود، کمی هم از اعضای کانون‌ها بگوییم.

کنش‌گری مسجد؛ از زمین تا آسمان
۱۱:۰۰ - شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳
نگاهی به فعالیت های مسجد الرضا

کنش‌گری مسجد؛ از زمین تا آسمان

وقتی محله‌ای به نام مسجدش شناخته شود، یعنی مسجد یکی از ستون‌های اصلی آن محله است. مسجدالرضای ۶۰ساله در منطقه یک، خیابان صمدیه، محله مسجدالرضا، بروبیایی دارد و محل رجوع مردم است.

چه شعبون، چه رمضون؛ فرقی ندارد
۱۰:۰۹ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
تا زمانی که مشکلات زنان از ریشه حل نشود، چالش‌ها باقی است

چه شعبون، چه رمضون؛ فرقی ندارد

اگر نگاهی کلی به گفت‌وگوهای ده سال اخیر در حوزه زنان داشته باشیم، اساس و محور صحبت کارشناسان در این راستا، اشاره به نبود زیرساخت‌ها برای حضور اجتماعی زنان است؛ موضوعی که از ابعاد گوناگون می‌توان به آن نگاه کرد و به همین دلیل قصد پرداختن به آن را هم نداریم؛بااین‌حال نپرداختن به موضوع به‌منزله حل‌شدن مشکل نیست.

عصای دست مادر
۱۰:۰۶ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

عصای دست مادر

دو پر روسری را از پشت گردن رد کرده و بالای سر با گره‌ای محکم کرده‌ام.بعد از دوشب زیر فشار تب چهل درجه، امروز راضی شدم یک استامینوفن ناقابل بخورم. این چندروز هر چه گفتند یک دانه‌اش را بخوری به‌جایی برنمی‌خورد، راضی نشدم. ترس داشتم خوابم ببرد.

برای مادری که مثل باران بارید!
۱۰:۰۰ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

برای مادری که مثل باران بارید!

باران مثل دم اسب می‌بارید. نیمچه نسیم خنک اردیبهشتی هم می‌آمد و با قطره‌های درشت باران روی صورتم می‌خورد. قرار نبود این ساعت از شب حرم باشیم؛ اما سرماخوردگی همسر و رفتن به دارالشفای امام رضا (ع) مسیرمان را به این سمت کج کرده بود و ما را گذاشته بود صاف وسط صحن انقلاب و در انعکاس زردی گنبد و ایوان طلا، محصور و اسیرمان کرده بود.

قدم‌زدن در مسیر فرزندان
۰۹:۳۱ - پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
مریم قاسمی از تأثیرات کمال‌طلبی مادران اصفهانی بر تربیت فرزندانشان می‌گوید

قدم‌زدن در مسیر فرزندان

همه ما در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی‌مان به دنبال دستیابی به اهداف بزرگ و مطلوب هستیم و برای رسیدن به آرمان‌های مدنظرمان برنامه‌ریزی کرده و متناسب با هدف پیش رو تلاش می‌کنیم.

ما گمشدگان
۱۱:۲۲ - چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

ما گمشدگان

به مینا گفتم: دست بچه را ول نکن. تا جایی می‌رفت، می‌گفتم: مینا، حواست باشد امروز حرم خیلی شلوغ است. دست دلارام را محکم بچسب و از خودت جدا نکن.
آخرش بچه را گم کرد و آمد و حالا نشسته است روبه‌روی من و اشک می‌ریزد. دوست داشتم دو دستی بزنم توی سر خودم یا از عمق وجودم داد بزنم.