ساعت نماز و ناهار، نیمساعت فاصله بین کلاسها، قبل از رفتن به خوابگاه؛ خلاصه هر فرصتی گیر بیاورم مسیرم به آنجا ختم میشود.
یکی از بزرگترین و اصیلترین شاخههای هنر در ایران و جهان، هنر اسلامی است. بهطورکلی سرزمینهای اسلامی، با وجود تنوع در آدابورسوم و فرهنگ، هرکدام میراث هنری منحصربهفردی را تشکیل دادهاند که درمجموع به نام هنر اسلامی شناخته میشود.
وقتی که پایم به دنیا باز شد، لقب سومین دختر خانواده را به نامم زدند.بابا از آن کردهای بچهدوستی است که جنس بچهها خیلی برایش فرقی نمیکند. نه که فرق نکند؛ اما آنطور که مامان همیشه تعریف میکند، بابا از قدیم دور سفره را شلوغ میپسندیده.
«ضمن سپاس از تماس شما، لطفا جهت نظرسنجی درمورد نحوه پاسخگویی کارشناس از شماره یک ضعیفترین تا شماره ۵ عالی ترینرا شمارهگیری بفرمایید»؛ جملهای که در دنیای امروز پس از پاسخگویی کارشناسان در هر بخش زیاد میشنویم؛ جملهای که گاهی بهشدت کلیشهای است و انگار فقط جهت رفع تکلیف گفته میشود.
همهچیز از رنگ صورتی شروع شد. بعداز آن کاپشن صورتی معروف با آن گوشوارههای قلبی، سنگقبر صورتیاش شد یک نشانه. از توی همان عکس روی مزارش هم دلبری میکند.
بیستوپنجم اردیبهشتماه روز پاسداشت زبان فارسی است. یکی از فرهیختگانی که آثارش همواره در کنار بسیاری از آثار زبان فارسی در یاد و خاطرهها به یادگار میماند، مهدی آذریزدی است.
ما در سینمای ایران تا چهاندازه به سراغ داستانهای واقعی رفتهایم؟ قبل از پاسخ به این پرسش بهتر است بپرسیم که اساسا یک سینماگر چه موقع یک اثر سینمایی را میسازد؟ هر هنرمند وقتی بخواهد با جامعه خودش ارتباط برقرار کند تا بتواند با آنها چیزی را به اشتراک و تأثیری روی آنها بگذارد، به سراغ ساخت اثر هنری و ازجمله فیلم میرود. این دلیل را از دقت در خود واژه اثر میتوانیم متوجه شویم و اثبات آن نیازی به بحثهای پیچیده فلسفی ندارد.
اقتباس همواره در خلق آثار هنری وجود داشته و شاید بتوان گفت یکی از کهنترین روشها برای پرورش یک فرآورده هنری است. اقتباس (Adaptation) در لغت بهمعنای گرفتن، اخذکردن، آموختن، گرفتن مطلب از کتاب یا رسالهای است؛ اما جدای از معنای لغوی، مقوله اقتباس در عمل شمول و گستره وسیعتری دارد؛ مثلا اگر سینماگری در کودکی شاهد کشتهشدن پدر خود توسط یک جانی در راهپله خانهشان بوده باشد و سالها بعد بیاید همین واقعه را دستمایه ساخت فیلمی جنایی بکند، اقتباس کرده است یا اگر سینماگری دیگر با خواندن کتابی موضوع آن را جذاب بیابد و بخواهد با توجه به آن فیلمی بسازد، باز هم با اقتباس روبهرو هستیم.
«توتون و تنباکو شرعا نجس است»؛ آقا نجفی برای مردم اصفهان، این گونه منبر رفت و موعظه گفت. ملامحمدباقر فشارکی هم تأیید کرد.تاجری از تجار معتبر شهر کل موجودی توتون و تنباکوی خود را سوزاند.
روزی از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامهنگار مشهور مصری، پرسیدند شما مصریان با آن پیشینه درخشان فرهنگی چه شد که عربزبان شدید؟ گفت ما عربزبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم…»
اولین باری که ایرانیان توانستند در برابر فرمان شاه بایستند و پیروز شوند در نهضت تحریم تنباکو بود؛ جایی که مردم یکصدا در مقابل شاهی که سایه خدا بود، ایستادند و به او «نه» نگفتند.دومین گام در دوره مشروطه بود؛ جایی که ایرانیان خواستند شاه در حدود قانون محدود شود.
شلهزردها را توی ظرفهای یکبارمصرف ریختم تا بلکه زودتر سرد شود. به بلورخانم قول داده بودم که برای جشن امشب، پذیرایی از دخترها و خانوادههایشان با من.