«من میتوانم مدعی شوم که تا کنون در شهر اصفهان آکتوری بدین زبردستی قدم نگذارده و دیده نشده. حرکات، ژستها، آهنگ صدا، طرز حرکت و رفتار این آکتور ماهر همگی در موقع خود، به جا و متناسب بوده و مخصوصا تغییراتی که در قیافه و از همه مهمتر در آهنگ صدای خود میداد به قدری حیرتآمیز بود که بلاشک اکثر تماشاچیان تا وقتی که پرده از روی کار او برگرفته نمیشد، نمیدانستند این همان “ماروتیان” یا به عبارت دیگر “شرلوک” است که بدین لباس درآمده.»(اخگر 955، 14 تیر 1313)
نوشین نفیسی در نمایشگاه نقاشیای که سال هزار و سیصد و هشتاد، در گالری کلاسیک با عنوان «نقاشیها- ادويهها دانهها- استخوانها و تنظيفها» برگزار میکند، کنار نقاشیهایی که از چوبهای آبآورده میکشد، چوبها را هم نشان می دهد. تکه چوبهایی که در ساحل رودخانه یا دریایی، پیدا کرده و انتخاب کرده و برداشته و پرتره شان را کشیده.
یکم: نمایش مرور آثار نوشین نفیسی است. آمدم موزه هنرهای معاصر تا یک بار دیگر کارهای نوشین نفیسی را ببینم. چقدر هم خوب شد. رنگ کرونایی اصفهان قرمز شده. موزه از فردا تعطیل است. در بازدید قبلی فکر کرده بودم تنها راهی که برای نوشتن درباره آثار نفیسی هست این است که بنشینی وسط هر مجموعه و خودت را بچلانی تا عصاره تأثراتت بچکد روی صفحهکلید. کارها آنقدر زیاد و نشانهها و معانی آنقدر متکثرند که از این سالن به سالن بعدی هر چه نقش است در ذهن تاب میخورد و در هم میپیچد و محو میشود. چنین صورتی از سرگردانی مخاطب در مواجهه با نمایش مرور آثار تا حد زیادی طبیعی است؛ در یک آن با یک عمر مواجه میشوی. در اینطور نمایشها گرفتاری مخاطب با سندرم استاندال1 حتمی است.
تنوع و تعدد کارها و آثارش بیشتر بازدیدکنندگان را شگفتزده میکند؛ آثاری که همه گالریهای موزه هنرهای معاصر اصفهان را درگیر کرده و برای درست دیدنشان باید یک گالریگردی نیمروزه ترتیب داد.1قابهای نقاشی تنها بخشی از آثار هستند. سازههای مختلف و ویدئوها هم هستند و با مرور تاریخی کارها متوجه میشویم هنرمند کمکم و از دورهای خاص از آنها استفاده کرده تا آنچه را که میخواهد کاملتر بیان کند.نمایشگاه از عکسهای کودکی و نقاشیهای آن روزها آغاز میشود و ما را به سفر در دنیای هنرمندی میبرد که تلاش کرده تجربه زیسته خود را با ما به اشتراک بگذارد شاید در نقطهای با او همزبان باشیم.
همانگونه که میدانیم، فیلمنامه از آثار مورد تصریح در قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 در مجلس سنای ایران است. فیلمنامهها علاوه بر اینکه آثار ادبی مستقلی هستند، چنانچه به شکل اقتباسی از داستان یا رمان دیگری الهام گرفته باشند، باید ملزم به رعایت حقوق معنوی در ذکر عنوان مرجع اصلی اقتباس، بهعلاوه رعایت حقوق مادی مربوط به اثر اصلی باشند.
درباره محمدعلی همینقدر باید گفت که هوک چپش همچون عقیده راستش محکم و استوار بود؛ همچون ستونی که فقط یک اسطوره میتواند سنگینی بار «قهرمانماندن» را بر دوش تحمل کند و خود سنگبنایی در دل تاریخ باشد. در بیرون رینگ وجودش الهامبخش برای همه کسانی بود که به دنبال حقیقت میگشتند و او را نمییافتند؛ تا اینکه سفیدی در دل سیاهی روزها و شبهای آمریکا پدیدار شد. هرچقدر زندگی داخل رینگ برای حریفانش به چالشی سخت بدل شده بود، در بیرون آن وضعیت برعکس و جنجالبرانگیز برایش پیش میرفت.
کرونا اگرچه لطمات جبرانناپذیری بر پیکره سینما و تولیدات آن وارد آورد، اما برای گروه معدودی، بسیار پربار بود. در این 17ماه کرونایی، سالنهای سینمایی بسیاری در سراسر کشور متضرر شدند و پیرو این تعطیلیها، سرمایههای سینمایی فراوانی، در صف اکران سوخت و این صف، هماکنون، طویلتر از هر زمان دیگری، حدود 200 فیلم را به خود میبیند. از حجم تولیدات سینمایی کاسته شده و شبکه نمایش خانگی در این بحبوحه توانست قدعلم کرده و راهی که باید سالها پشتسر میگذاشت تا به بهرهوری برسد را تنها در عرض چند هفته طی کرد.
دومین نمایشگاه از مجموعه نمایشگاههای دوره تخصصی آرت پروژه با عنوان «واقعیات خیالی، خیالهای واقعی» ارائهکننده آثاری از «سید محمود حسینی» است که در نگارخانه صفوی برگزار شده است. این آثار اگرچه به حوزه پستمدرن تعلق دارند اما همه ویژگیهای این سبک از نقاشی را نشان نمیدهند و با پرداختن به مفاهیم انسان، زمان و مکان و با نگاهی به سنت و گذشته و همچنین استفاده از المانهای فرهنگی، هنری و تاریخی ایرانزمین خلقشدهاند.
آئین اختتامیه اولین جشنواره ملی عکس نیمه پنهان همزمان با عید سعید غدیر خم برگزار شد. در پایان برگزیدگان این دوره از جشنواره معرفی شدند.
یکی از نقاط جذاب و گرهافکن و گرهگشا در ادبیات، همواره حضور «دیگری» و روایت برای دیگری بوده است. این دیگری، نه تنها در ادبیات نوین بهعنوان یکی از سطوح اصلی روایت به حساب میآید و بهعنوان یک سبک روایی نیز مطرح شده است، بلکه در ادبیات کهن ما نیز بهاشکال گوناگونی بیان شده است و قابل ردیابی است؛ چنانکه حافظ میگوید:
همزیستی مسالمتآمیز نوع بشر، از رهگذر اخلاق به دست میآید و انسانها برای اینکه موفق شوند ضمن زندهبودن، چند روزی را هم زندگی کنند، نیازمند پایبندی به اخلاق هستند. در این میان، داستان به مثابه یک اهرم عمل میکند، اهرمی که تاب و توان محتوای ادبی و پیام اخلاقی را چند برابر کرده و دل و جان و عقل و وجدان مخاطب را نشانه رفته. داستان، با ترسیم آینده پایدار و ناپایدار اخلاق و غیر آن، به خواننده یاری میدهد تا قوه آیندهنگری خود را تقویت کند و بیش از لذت ضمنی یک عمل، به نتیجه نهایی آن توجه داشته باشد.