احتمالا آن چکمهپوش با شنل سیاه بر دوش که در گرگومیش خاکستری پیش از غروب یکی از روزهای شهریور 20، در بیشهزارهای ساحل زایندهرود دیده شده بود که بهآرامی قدم میزد و در سیاهی شب گم شد، رضاخان نبود. آن مردمی هم که او را دیده بودند، رضاخان را ندیده بودند، کسی شبیه خودشان را دیده بودند که کمی هم شبیه رضاخان بود. شایعاتی که در میان مردم اصفهان دهان به دهان میگشت، تنها تا پیش از این اطلاعیه کوتاه در روزنامه اخگر، شایعه بود و پس از آن دیگر خیلیها به دنبال آن چکمهپوش میگشتند. اطلاعیه از این قرار بود:
جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۱۳۶۱ تاکنون طی ۳۳ دوره برگزار شده که ۲۰ دوره از آن در شهر اصفهان، ۶ دوره در شهر تهران، ۵ دوره در شهر همدان و یک دوره در شهر کرمان برپا شده است. دوره آخر این جشنواره نیز به دلیل شرایط متأثر از پاندمی کرونا ، بهصورت همزمان در تهران، اصفهان و در قالب مجازی و حضوری برگزار میشود. این دوره که سی و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان است با مشارکت سازمان سینمایی، بنیاد سینمایی فارابی و شهرداری اصفهان، از 16 تا 21مهر ۱۴۰۰ در دو بخش مسابقه ایران و مسابقه بینالملل برگزار خواهد شد.
«اگر میخواهی نقاش باشی باید به باطن اشیا راه پیدا کنی. تا وقتی اسیر صورت هستی فقط یک مقلدی و نقاش نیستی. باید سیرت را بشناسی.» این جمله پدری است به فرزندی که آوازه هنرش از کوچههای محله پشت بارو تا آنسوی سپاهان و این سرزمین شنیده شد و «چرچیل» و «روزولت» و «چیانک کایشک» را به ستودنش واداشت. قلم قدرتمند و سحرآمیز استاد «حاجمحمدحسین مصورالملکی» بر هیچ صاحب ذوقی پوشیده نیست و تابلوهای تخت جمشید، جنگ نادرشاه و فتح هند، شکست محور و پیروزی متفقین، شیخ صنعان و دختر ترسا، چوگانبازی در میدان نقشجهان، مجنون، مسجد خیالی و تابلوی جشن حیوانات، بخشی از آثار بیشماری است که دستان شگرف استاد مصور الملکی به جهان هدیه داد و اثبات کرد که نقاشی ایرانی ریشه در تاریخ دارد و هنرمندان سپاهان همواره از غنیترین ایدهها برای خلق آثار خود بهره جستهاند.
سفه است، یکی با زبان در آن حوزه، مفهومپردازی میکند و دیگری با تکنیک، تصویرسازی میکند. حال سینما را تصویر واقعیت یا واقعیت تصویر بدانیم در اینکه ما با پدیدهای مواجه هستیم که همه پدیدهها را در خود دارد و ابزار ارتباطی بسیار گستردهای است شکی نیست.» عیدی تصریح کرد: «تجربه تمامعیار، بلوغ خودجوش توانایی رشد تجربی یک فرایند مستمری است که جهان را تابع خودکرده امکانات و ظرفیتهای جدیدی برای مخاطب ایجاد میکند و اتفاقا سینما جزو هنرها یا بیش از همه هنرها امکان تجربه تمامعیار برای مخاطب خود فراهم کرده است؛ کما اینکه تمام پویشهای اجتماعی فرهنگی از دهه هشتاد به این سوتر از سینما آغاز شد، پس چرا نباید به سینما اندیشید.»
فیلم با جشن تولدی گروهی شروع میشود. مردی که هفتاد و پنج ساله شده است و جوانترهایی که به دیدنش آمدهاند. توضیح کوتاهی میآید که: این فیلم نگاهی دارد به زندگی دکتر داریوش نوروزی از استادانِ برجسته رشته نوپای تکنولوژی آموزشی در ایران.داریوشِ هفتاد و پنج ساله در اتوبوس نشسته تا به همدان و خانهی کودکی برسد. کوچهای در همدان «شوقِ روزگارِ کودکی» است و داریوشِ هفتاد و پنج ساله آمده تا دوباره خانه و خاطرههای کودکی را پیدا کند. شاید آمده تا داریوشِ هفت ساله را ببیند. او در کوچهی کودکی ایستاده و از درختها و درِ خانه فیلم میگیرد. چرا فیلم میگیرد؟
جایزه سراسری نمایشنامهنویسی کمدی «خندستان» به همت تالار هنر وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و حوزه هنری اصفهان، سومین دوره خود را در تابستان و پاییز 1400 برگزار میکند. جایزه سراسری نمایشنامه نویسی کمدی «خندستان» در دو بخش اصلی و جنبی به دریافت آثار شرکتکنندگان میپردازد. در بخش اصلی که ویژه نمایشنامهنویسی است، شرکتکنندگان آثار خود را در دو حوزه نمایشنامهنویسی کمدی «تألیفی» و نمایشنامهنویسی کمدی «اقتباسی» در معرض داوری قرار میدهند. در بخش جنبی نیز که ویژه پژوهش است، اولین جایزه سراسری متون پژوهشی کمدی (مقاله، جستار، تجربه نگاری) و اولین جایزه سراسری مطالعه چهره شاخص کمدی (یادبود زندهیاد مهدی ممیزان) برگزار میشود. برای اطلاع از چندو چون برگزاری سومین دوره این رویداد مهم فرهنگی و سراسری، توضیحات «سعید امامی» دبیر سومین جایزه سراسری نمایشنامهنویسی کمدی «خندستان» را در ادامه بخوانید.
برای اولین بار، پوسترهای سی و سه دوره جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان در قالب نمایشگاهی در نقش خانه حوزه هنری اصفهان به نمایش درآمد. این نمایشگاه طی ساعات بازدید ۱۱ تا ۱۹ و تا ۲۴ شهریور، در محل نقش خانه حوزه هنری اصفهان واقع در خیابان آمادگاه برپا است.
کسی نمیداند در آن بعد از ظهر غبارآلود پنجم شهریور 1320 که هیئت دولت وقت ایران استعفا داد و محمد علی فروغی برای سومین بار نخستوزیر رضا شاه شد، آیا فروغی میدانست که 20 روز بعد همراه ولیعهد برای ادای سوگند پادشاهی به مجلس خواهد آمد؟ و رضا میرپنج را که زمانی در 21 سال قبل در پایان جنگ جهانی اول برای ادای همین سوگند همراهی کرده بود، حالا، دو سال پس از شروع جنگ جهانی دوم، برای خروج از کشور تبعید بدرقه خواهد کرد؟ پاسخ این سؤال در جایی از دفتر تاریخ نیامده و تاریخ هیچگاه با بازماندگانش صادق نبوده است.
نگارخانه صفوی اصفهان در ادامه نمایشگاههای خود از مجموعه نمایشگاههای دوره تخصصی آرت پروژه به ارائه آثاری از «یلدا لیلی» پرداخته است. «روزمرگی» عنوان نمایشگاه این هنرمند است که دغدغههای روزانه او را نمایش میدهد. یلدا لیلی بابیان اینکه در همه آثار ارائه شده در این نمایشگاه ضمن به تصویرکشیدن دغدغههای شخصی و آنچه به صورت روزانه در سطح شهر با آن مواجه بوده است تلاش کرده تا از چنین دغدغههایی رهایی پیدا کند، میگوید: «من زمانی که این آثار را نقاشی میکردم به شدت درگیر مسائل روزمره بوده و به نوعی مشغلههای فوقالعاده زیادی داشتم و باتوجه به شغلم یعنی رانندگی، مجبور بودم که هرروز در سطح خیابانهای شهر با ماشین تردد کنم و به همین دلیل حضور در ترافیک و روبرو شدن مستقیم با مردم برای من زیاد اتفاق میافتاد، ازطرف دیگر دغدغههای شخصی نیز وجود داشت و سعی کردم تمام این دغدغهها و روزمرگیها را نقاشی کنم تا بتوانم درحین اجرای کار هنری از آن ها رهایی پیدا کنم.»
در نشر آثار هنری، صرف نظر از اینکه از چه روشی برای نشر استفاده شده باشد، با یکسری الزامات قانونی مواجه هستیم که تخلف از آنها با ضمانتهای اجرایی در قانون مواجه است. این نشر اگر در چهارچوب سازمانهای انتشاراتی دارای مجوز یا فاقد مجوز باشد تفاوتی نمیکند. زیرا قانونگذار در این مورد فرقی بین ناشران رسمی و غیررسمی نگذاشته است. این ناشران میتوانند اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند.
از سال 1308 که نخستین سالن سینما در اصفهان توسط «میرزا محمدجعفر مغزی» تأسیس شد تا امروز که 92 سال از آن واقعه میگذرد، سینما در اصفهان مانند بسیاری از کلانشهرهای این مرزوبوم، رنج دوران برده است. از روزگارانی که پیش از ورود سینما به اصفهان برخی قهوهخانهداران چهارباغ، با دریافت سیشاهی اقدام به نمایش فیلمهای صامت میکردند تا آتشگرفتن سینما همایون که قدیمیترها آن را با نام اصلیاش یعنی «پالاس» میشناسند.