به راستی کدام یک از ما از هدیه گرفتن خوشحال نمیشود؟ وقتی چیزی را از کسی هدیه میگیریم نسبت به وقتی که همان چیز را با پول خودمان میخریم احساس متفاوت، و به یک معنا زیباتری، داریم. چه چیزی در هدیه وجود دارد که موجب خلق چنین احساس زیبایی میشود؟ ممکن است هدیهای که دریافت میکنیم چندان ارزشی در بازار نداشته باشد ولی برای خودمان ارزش زیادی داشته باشد؛ طوری که هیچکس دیگری نتواند ارزش آن را برآورد کند. ارزش هدیه از کجا ناشی میشود؟ چه فرقی با ارزش بازار دارد؟ جالب اینکه فقط هدیه گرفتن از دیگران لذتبخش نیست، وقتی به بقیه هدیه میدهیم هم احساس مسرت میکنیم. با اینکه از جیبمان برای شخص دیگری پول دادهایم و از لحاظ منطق بازار ضرر کردهایم باز هم از کارمان لذت میبریم. منطق رازآمیز هدیه چیست؟ چگونه میشود فلسفه هدیه را توضیح داد؟ هدیه چگونه کار میکند؟ اقتصاد مبتنی بر هدیه چه سازوکاری دارد؟
نه در مقام منتقد یا نویسنده، بلکه در مقام علاقهمند ادبیات داستانی با عنوان بسیار تکرارشونده ادبیات مقاومت یا پایداری که درخصوص تفاوت یا تشابه آن بسیار میشود گفت، با پرسشهایی مواجه بودم: آیا این عبارت تغییر معنا داده؟ مصادیق آن کداماند؟ و در نزد اهل ادبیات دیگر کشورها چه معنایی دارد؟ واکنش اهل ادبیات به مسئلهای که دیگر اکنون برای ما بسیار به گوش آشناست یعنی فلسطین، از آغاز اشغال تاکنون چه روندی طی کرده است؟ وقایع تاریخی خاورمیانه و کشورهای عربی در رمان این کشورها چه انعکاس و تأثیری داشته است؟ این جستار کوتاه تلاش میکند این موضوعها را وارسی کند و اگر توانست، پاسخی بیابد. به همین دلیل دایره بحث محدود به رمان معاصر عرب با تکیه بر رمان با موضوع فلسطین است.
درباره تاریخ تئاتر اصفهان تاکنون چند کتاب منتشرشده است. پرویز ممنون و ناصر کوشان دراینباره قلمزده و آثاری منتشر کردهاند؛ اما در مورد سینما در اصفهان کسی تاکنون سخن درخوری نگفته بود. یک دلیل آنکه اصفهان منشأ سبک تئاتر کمدی انتقادی و در سراسر کشور در این رشته زبانزد بود؛ اما در سینما در مقابل تهران چندان حرفی برای گفتن نداشت. هنرپیشگانی نیز اگر بر خواسته بودند، خیلی زود راهی تهران و در آنجا شکوفا شده بودند؛ اما اینهمه رابطه اصفهان و سینما نیست. ورود سینما به اصفهان هم برای خود داستانی دارد. فیلمهایی که به نمایش میگذاشتند. رشد و گسترش سینماها، تماشاگران سینما و طبقه اجتماعی آنها، تأثیری که این سالنهای بزرگ بر شهرسازی و معماری شهری اصفهان بر جای گذاشتند.
شاهنامه فردوسی مجموعهای از شخصیتهای متنوع است که هرکدام خلقوخو و ویژگیهای مخصوص به خود را دارند. هرکس با خواندن شاهنامه خودش را با یک یا چند شخصیت آن نزدیکتر میبیند. از این منظر، به معرفی ده شخصیت شاهنامه میپردازیم که گمان میکنیم به انسان قرن 21 نزدیکترند.
صفحات روزنامه اخگر مربوط به زمستان 1308 شمسی را ورق میزدم، به دنبال خبر یا گزارشی که فاصله نود و یکساله میانمان را بپیماید و برای مخاطب امروز و دیروز، با وجه مشترک اصفهانی بودن، یک پل ارتباطی معلق در زمان ایجاد کند. اما زمستان 1308 سرد بود و جانکاه، گویی که طبیعت جز سرمای گزنده و غافلگیرانهاش، ارمغان دیگری برای اصفهان نداشته است و در این میان چاپ روزنامه و دایر بودن دفتر آن نیز خود با مشکلاتی همراه بوده، گاهی به علت برودت هوا مجبور به تعطیلی و توقف چاپ میشدهاند. عجیب آنکه، سرمای زمستان 1308 تا حدی بوده که گزارش کوتاه هواشناسی با عنوانی جالب، برآمدن آفتاب را مژده داده است:
موزه هنرهای معاصر اصفهان در پنجمین برنامه از رویداد «رود زنده هنر» که اختصاص به مرور آثار هنرمندان معاصر اصفهان دارد، به سراغ نوشین نفیسی و مرور آثار این هنرمند نوگرا و نام آشنای اصفهانی رفته است. نمایشگاهی که منتخبی از مجموعههای مختلف و مدیاهای متنوع آثار نوشین نفیسی از طراحی، نقاشی، هنر چیدمان و ویدئوآرت را دربرمیگیرد و مخاطبان را با اقیانوسی از ایدهها و فضاهای ذهنی و عینی روبهرو میکند. مادرانگی، خاطرات، حالات شخصی و ایدههای زیستمحیطی مضمونهای عمده آثار نوشین نفیسی است که هرکدام باید در ساحت مناسب خودش دیده شود. این نمایشگاه بهتازگی گشایش یافته و تا پایان فروردین 1400 به کارش ادامه میدهد.
«عبور از دیوارها» زندگینامه خود نوشت مارینا آبرامویچ هنرمند شناختهشده هنر اجراست که سحر دولتشاهی آن را ترجمه کرده و نشر اورکا و نظر آن را به چاپ رساندهاند. آبرامویچ که به مادر هنر اجرا نیز شهرت دارد هنرمندی یوگسلاوی تبار است که آثارش تأثیر خاصی در هنرمندان و علاقهمندان به هنر پرفورمنس و اجرا داشته است. او از بدنش بهعنوان ابزار و رسانه اصلی خود در هنر استفاده میکند و به خاطر اجراهای خلاقانه و رادیکالش شهرت دارد.
راه پس و پیش ندارد، ما همگی در دنیای سلبریتیها به سر میبریم. به بعضی سلبریتیها علاقه داریم و نوشتهها، حرفها و عکسهایشان را در شبکههای اجتماعی دنبال میکنیم. ممکن است نسبت به چند سلبریتی هم دید خوبی نداشته باشیم و از فعالیتها و رفتار این عده در محیطهای عمومی یا فضای مجازی خوشمان نیاید. گاهی از سخنان و مواضع سلبریتیها به وجد میآییم و گاهی هم از صحبتهایشان به شدت عصبانی و منزجر میشویم.
هنگامیکه فریدا کالو در سال 1954 از دنیا رفت، بهعنوان هنرمندی موفق شناخته میشد که زندگی خصوصیاش به سبک فیلمهای سینمایی تراژیک بود. بعضی از ابعاد زندگیاش مثل دو بار ازدواج کردن او با یک نقاش معروفتر، گروههای بوهمی یا کولیوار بینالمللی پرزرقوبرقی که با آنها آمدوشد داشت، طرفداریاش از سیاستهای دست چپی و مشکلات پزشکی طولانیمدت و تضعیفکنندهاش معروف بود. او شخصیت جذابی بود؛ اما تنها در سرزمین مادریش، مکزیک، چهرۀ آشنایی بهحساب میآمد و در دنیای بزرگتر جز در میان برخی گروههای مطلع چندان شناختهشده نبود.
وقتی صحبت از حقوق عکاسی میکنیم، در ابتدا اینگونه تصور میشود که با عکاسانی مواجهیم که با دوربینهای حرفهای و سهپایه و تجهیزات مشهود و سنگین مشغول ثبت تصاویر هستند. یا زمانی که از حقوق نشر عکس حرف میزنیم، تابلوهای بزرگ و گالریهای مجلل یا چاپ عکس در روزنامهها و نشریات معتبر به ذهن متبادر میشوند؛ اما درحقیقت در ابعاد قانونی قضیه، هیچکدام از این شرایط بهعنوان پیشنیاز و پیششرط شمول عکاسی در حقوق هنرمندان نیستند؛ بلکه حتی عکسهای موبایلی و نشر مجازی در شبکههای اینترنتی هم به همان اندازه تحت شمول قانوناند که عکاسی حرفهای و نشر رسمی عکس در قانون موردحمایت قرارگرفته است.
هفتمین سمپوزیوم مجسمهسازی اصفهان با حضور 13 هنرمند برجسته کشوری از 15 بهمنماه تا 15 اسفندماه سال جاری برگزار میشود. این رویداد برای اولینبار و بهمنظور پیشگیری از گسترش ویروس کرونا بهصورت مجازی و از راه دور برگزار میشود و هنرمندان مجسمهساز در دو بخش سردیس و ترکیبات متریال به ساخت آثار میپردازند. برای تعامل بیشتر با مخاطبان و مشاهده روند ساخت اثر توسط هنرمندان، تصاویر و ویدئوهای این رویداد از طریق پایگاه الکترونیکی سازمان زیباسازی و صفحات مجازی این سازمان منتشر خواهد شد.