وقتی پای اطلاعرسانی رویدادها و برنامهها به میان میآید، پوستر حرف اول را میزند. پوستر تصویری است با هدف اطلاعرسانی و دعوت به یک رویداد با ذکر جزئیات مربوط به آن برنامه که در قالبها و طرحهای مختلف طراحی و اجرا و منتشر میشوند.
هر بار که پرده سینما بالا میرود و چراغها خاموش میشوند، کودکان وارد جهانی میشوند که هم واقعی است و هم ساخته خیال. این جهان پر از رنگ، صدا و روایت است؛ جایی که هر صحنه، هر شخصیت و هر دیالوگ میتواند دانهای در ذهن کودک بکارد و ارزشها، نگرشها و هنجارهای اجتماعی را برای او شکل دهد.
وقتی نام جشنواره کودک را میشنوم، زمانی به یادم میآید که شهر رنگ و بوی شادابی و پویایی به خود میگرفت. در خیابانهای اصلی فراخوان جذب داوران و خبرنگاران کودک و نوجوان خودنمایی میکرد و خیابانها با المانهای مربوط به جشنواره کودک تزئین میشد.
جنگ 12 روزه موجب شد بسیاری از کسانی که ادعای نخبگی داشته و فکر میکردند خیلی میدانند و جامعه ایرانی را میشناسند، نتوانند از پس پیشبینی آنچه در حین جنگ رخ داد، بربیایند.
طبیعت، همیشه پناهگاه امن و در دسترسی است تا در آن قدم بزنیم و دلمان را سبک کنیم. روی چمنها بنشینیم و از هوای آزاد لذت ببریم. اما در سالهای اخیر، پدیدهای روزبهروز پررنگتر شده که نمیتوان افزایش چشمگیر آن را نادیده گرفت: «حضور حیوانات خانگی، بهویژه سگها، در منظر عمومی».
یک عروسک کوچک با گوشهای دراز و دندانهای تیز، چگونه توانست از شرق آسیا سر برآورد و به دست نوجوانان سراسر جهان برسد؟ پاسخ این پرسش را باید در «موج کرهای» جستوجو کرد؛ جریانی که سالهاست فراتر از موسیقی و سینما، سبک زندگی و مصرف جهانی را شکل میدهد.
داستان مرگ پرنسس دایانا در سال ۱۹۹۷ رخدادی است که هنوز هم سایهاش بر جهان رسانه و سلبریتیها سنگینی میکند. او زنی بود که از همان روزهای اول ازدواجش با شاهزاده چارلز، دوربینها سایه به سایه دنبالش میکردند
نمایش «آن روی سگش» اقتباسی آزاد از «اتهام» فرانسوا تیساندیه، به نویسندگی و کارگردانی حسن محمدیفرانی، این روزها در تالار هنر اصفهان روی صحنه است؛ اجرایی که با تغییر فضا و افزودن شخصیت تازه، تجربهای متفاوت از تئاتر ابزورد رقم زده است.
باد من را از دوستم سُرب که پشتش نشسته و به او چسبیده بودم، کَند و رها شدم توی آسمان کبودرنگ. داشت شب میشد و نیمچه بادی میآمد و منِ پنج میکرونی را از این سو به آن سو پرت میکرد.
چهل روز از درگذشت استاد محمود فرشچیان، نگارگر بزرگ و چیرهدست ایرانی میگذرد؛ هنرمندی که نام او با درخشش رنگها، خیالهای ایرانی و تصویرسازی از عرفان و ایمان گره خورده است. در این مدت، جامعه هنری کشور در سوگ کسی نشسته که آثارش نه تنها زینتبخش موزهها و کتابهاست، بلکه حافظه بصری نسلهای پیاپی از ایرانیان را شکل داده است.
در دنیای پرهیاهوی رنگ و شکل، هنر آبستره زبانی بیکلام است که احساس و تفکر را بدون واژه بیان میکند. آثار سید موسی موسوی در نمایشگاه «رنگهای بیپایان و ریتمهای بیکلام» پیرو چنین سبکی از هنر است که با رنگها و ریتمهای پویا، بیننده را به سفری درونی و عمیق دعوت میکند.
فرنگیس داستان زندگی و خاطرات فرنگیس حیدرپور بانوی کرمانشاهی است که در جنگ ایران و عراق برای دفاع از خود سرباز بعثی را با تبر کشت و دیگری را اسیر کرد. حیدرپور به همین عنوان الگوی مقاومت زنان در دوران جنگ معرفی و در سال 77 مجسمهای با تبر از او در ورودی پارک شیرین کرمانشاه نصب شد. حالا هم زمان با هفته دفاع مقدس این تئاتر در اصفهان به نمایش در آمد.