در ساخت مسجد باشکوه ثامنالائمه کیش، اساتید اصفهانی با بهرهگیری از هنرهای اصیل ایرانی همچون گچبری، حجاری و گرهچینی، نقشی پررنگ و ماندگار ایفا کردهاند.
سلام آقاسعید! تو در آسمانهایی و ما در جایی که شیطان همیشه در کمین است. بگذار با تو خودمانی باشم. شاید که باب رفاقتی شد. بله! قبول دارم. من کجا، تو کجا.
میلاد حبیبی در گفتوگو با «اصفهان زیبا» گفت: مخاطب امروز پذیرای شعر حماسی نیست؛ بلکه تشنه آن است. او دارد حماسه را میبیند و نیاز دارد شاعران به عنوان زبان گویای جامعه حماسه را بازتاب دهند.
جنگها که آغاز میشوند، گروهی سلاح به دست میگیرند، گروهی بار مهاجرت میبندند، گروهی در خانههایشان میمانند و خاکشان را رها نمیکنند و گروهی نیز قلم به دست میگیرند.
در دوازده روزی که جنگ بین ایران و رژیم صهیونیستی به طول انجامید، اتفاقات گوناگونی رخ داد و برگهای جدیدی در تاریخ ایران ورق خورد.
قلمزنی بر روی نقره نوعی از قلمزنی است که تنها در برخی از شهرهای ایران انجام میشود. اصفهان، تبریز و شیراز از مهمترین شهرهای صاحب سبک در قلمزنی روی نقره شناخته میشوند.
در شرایطی که کشور درگیر جنگ بود، هنرمندان با تمام توان و خلاقیت خود از جمله ایده «ایران خونمه» به یاری کشور و مردم شتافتند. از گرافیست گرفته تا نقاش و کاریکاتوریست، هر یک از این هنرمندان با آثار خود سعی داشتند به مردم تسلی خاطر بدهند و در دل آنها امید ایجاد کنند.
ساعت از دهونیم شب میگذرد. سیبزمینیها داخل تابه جلز و ولز میکنند. زردچوبه و نمک رویشان میپاشم و تندتند هم میزنم. صدای قدمهایش را از پشت سر میشنوم. با لباسهای رزمیاش مقابلام قد علم میکند و میگوید: «یه دور کُشتى بزنیم؟»
هنر، بهویژه موسیقی، همواره یکی از ارکان اصلی حفظ روحیه، امید و تابآوری مردم در دشوارترین لحظات بوده است. این هنر میتواند در بحرانها نقشی فراتر از سرگرمی ایفا کند و به ابزاری برای تبیین مفاهیم، تقویت همبستگی و ایجاد انگیزه تبدیل شود.
سلام آقامحسن! دروغ نگفته باشم، اول قصدم این بود برای آقاکاظم بهمنی نامه بنویسم. آخر او شعر را نوشته «مردم خدا مراقب ماست.» ولی هر چه کموزیادش کردم، دیدم در نامه به او باید از تو بنویسم. پس اول نامه آقاکاظم را خط زدم و نوشتم آقامحسن.
در روزهایی که آسمان میهن از صدای شلیک پدافند و انفجارها آرامتر شده، اعلام «توقف در جنگ» میتواند همچون آغاز وضعیت سفید تلقی شود؛ اما آیا این وضعیت واقعاً سفید است؟ یا صرفاً وقفهای ناپایدار میان دو مرحله از جنگ؟
میگویند در هر جنگی آن زمان شکست میخوری که نگاهت تنها معطوف به یکی از جبههها شده باشد. مثلاً راستت را ببینی و از چپ غافل شوی، آسمان را دریابی و دریا را رها کنی یا برای امروز اینطور معنی میشود که به قدرت نظامیات دل ببندی و از نقش نیروهای مردمی غافل شوی.